‎10 روش برای اینکه به خودتان انگیزه بدهید

‎10 روش برای اینکه به خودتان انگیزه بدهید

هیچ کس نمی تواند به فرد دیگری انگیزه بدهد. تنها کاری که دیگران می کنند تشویق ما برای انجام دادن کارهاست. این خود انسان است که بهترین مشوق و انگیزه دهنده برای خودش است.

در این پست 10 راه موثر برای ایجاد انگیزه در خود را برایتان نام برده ایم تا کمک کند از استعدادها و توانایی های درونی خود به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.

1. همیشه در آسایش و آرامش نباشید. از اینکه کمی به خود سختی دهید نهراسید. بزرگ ترین مانع برای رسیدن به استعدادهای درونی همین راحت طلبی است. اتفاق های مهم زمانی رخ می دهند که شما کمی هم تلاش و سختی را تحمل کنید.

2. از اشتباه کردن نهراسید. عقل به ما کمک می کند تا اشتباه نکنیم و در نتیجه هزاران اشتباه به وجود می آید.

3. فکر خود را به مسایل معمولی محدود نکنید. سعی کنید بزرگ و وسیع فکر کنید.

4. شاد بودن را در زندگی خود انتخاب کنید. افراد شاد همیشه انگیزه بیشتری برای انجام امور دارند. شادی حق مسلم شماست و آن را با چیز دیگری عوض نکنید.

5. حداقل یک ساعت در روز را به خودشناسی اختصاص دهید. کتاب های مفید مطالعه یا موسیقی الهام بخش گوش کنید. رانندگی بهترین فرصت برای گوش کردن به کتاب های صوتی در مورد پرورش روح و خودشناسی است.

6. به خود یاد بدهید که کاری که آغاز کرده اید را باید تمام کنید. بسیاری از ما پیش از پایان یک کار یا انجام یک تصمیم، سراغ کار دیگری می رویم. این خوب نیست. همیشه کارهای خود را تمام کنید.

7. در حال زندگی کنید. وقتی در گذشته ها گیر کرده اید یا در آینده ای که نیامده سیر می کنید، نمی توانید از لحظه های کنونی خود استفاده و تصمیمات درست اتخاذ کنید.

8. خود را مجبور کنید تا از زندگی لذت ببرد. لذت بردن بهترین شغل بهشت است.

9. وقتی درمانده می شوید یا شکست می خورید، هرگز عقب نشینی نکنید. شاید موفقیت در چند قدمی شما ایستاده باشد.

10. همیشه آرزوهای بزرگ در سر بپرورانید. اگر چیزی فراتر از سطح انتظار باشد ما همه تلاش خود را می کنیم تا آن آرزو و خواسته را برآورده کنیم.

ناراحتی بزرگ زندگی در رنجی که می کشیم نیست در چیزهایی است که از دست می دهیم. بنابراین سعی کنید هیچ چیز را از دست ندهید. ما باید همیشه و در هر لحظه آماده باشیم تا بتوانیم کسی که هستیم را قربانی کسی کنیم که می خواهیم باشیم

منبع : دکتر مجد

نقش تجارت الكترونيكي در توسعه صادرات

نقش تجارت الكترونيكي در توسعه صادرات

اشاره: توسعه صادرات در تمام کشورها، به عنوان يک استراتژي اقتصادي مطرح است که به تعادل بين سهم نسبي آن کشور از جمعيت جهان و سهم نسبي آن از تجارت جهاني مي انجامد. در کشور ما نيز اين استراتژي اقتصادي مورد توجه کارشناسان اقتصادي قرار داشته و همواره بر افزايش صادرات عمدتاً صادرات غيرنفتي تاکيد شده است. اما بايد توجه داشت که موفقيت در اجراي راهبرد جهش و توسعه صادراتي و دستيابي به اهداف آن مستلزم حرکت هاي مختلفي است که از آن جمله مي توان به تسهيل تجاري و بهبود روابط بين الملل اشاره کرد. برنامه ريزي در راستاي اجراي تاکتيک هاي فوق، حرکتي است که مي تواند دستيابي به جهش و توسعه صادرات غيرنفتي را تا حد زيادي تضمين کند. در اين راستا، تجارت الکترونيکي به عنوان يکي از مهمترين ابزارهايي است که تا حد زيادي شاخص هايي نظير افزايش کارآيي تجاري، آزادسازي و شفاف سازي اطلاعات و توسعه روابط علمي، فرهنگي و تجاري در سطح بين الملل را در راستاي جهش و توسعه صادراتي براي کشور تامين مي کند و مزاياي رقابتي وسيعي را در اختيار کشورمان قرار مي دهد.
براي آنکه بتوانيم از تجارت الکترونيکي به عنوان يک ابزار موثر در توسعه و جهش صادرات استفاده کنيم، بايد بيشتر با تجارت الکترونيکي آشنا شويم، لذا در اين نوشتار سعي داريم، تعريفي از تجارت الکترونيکي ارايه دهيم و تاثير آن را در توسعه و جهش صادرات بررسي نمائيم.

تعريف تجارت الکترونيکي
در بياني ساده خريد و فروش کالاها، خدمات و اطلاعات از طريق شبکه هاي رايانه اي نظير اينترنت تجارت الکترونيکي گفته مي شود. اما تجارت الکترونيکي تعاريفي ديگر نيز دارد.
از ديدگاه ارتباطات، تجارت الکترونيکي تحول اطلاعات، کالاها و خدمات با پرداخت توسط ابزار الکترونيکي است.
از ديدگاه فرآيند تجاري، تجارت الکترونيکي، به کارگيري فناوري در جهت مکانيزه کردن مبادلات تجاري و گردش کارهاست.
از ديدگاه خدمات، تجارت الکترونيکي، کاهش هزينه ها و به طور همزمان افزايش سرعت و کيفيت تحويل خدمات به شمار مي رود.
از ديدگاه روابط بهنگام، خريد و فروش بهنگام محصولات و خدمات، تجارت الکترونيکي ناميده مي شود.
از ديدگاه اطلاعات، تجارت الکترونيکي عبارت است از مبادله ديجيتالي اطلاعات بين چند واحد. اين تبادل اطلاعات مي تواند بين دو بخش رابطه برقرار کند، در جريان کالاها و خدمات هماهنگي لازم را ايجاد کند يا تقاضاهاي الکترونيک را منتقل نمايد. اين تبادل مي تواند در ارتباط بين سازمان ها يا اشخاص نيز باشد.
در اين ميان «زواس» تعريف جامع تري از تجارت الکترونيکي ارايه کرده است: تجارت الکترونيکي عبارت است از تبادل اطلاعات از طريق شبکه الکترونيکي، در هر مرحله از زنجيره عرضه، خواه در درون يک شرکت، بين شرکت ها، بين شرکت و مشتري و يا بين بخش خصوصي و عمومي اقتصاد و خواه توام با پرداخت پول باشد و يا اينکه پرداختي صورت نگيرد.
تجارت الکترونيکي و صادرات
تجارت الکترونيکي، چالش ها و فرصت هاي رقابتي زيادي را براي شرکت هاي تجاري به وجود آورده است و امروزه کمتر شرکت تجاري را مي توان يافت که با تجارت الکترونيکي روبه رو نشده باشد. در اين ميان شرکت هايي نيز هستند که تجارت الکترونيکي را به خدمت گرفته و به توسعه صادرات کمک مي کنند.

موانع استفاده از تجارت الکترونيکي در صادرات و راه حل آن
دو دليل اصلي باعث مي شود تا مديران شرکت هاي تجاري و صادراتي از تجارت الکترونيکي در صادرات استفاده نکنند؛

1- عدم آشنايي مديران شرکت با فناوري و منافع حاصل از آن
بيشتر مديران شرکت هاي تجاري با تجارت الکترونيکي آشنا نبوده و به نقش اينترنت در صادرات واقف نيستند.
راه حل اين مانع، اين است که شرکت هاي تجاري و صادراتي بايد در راستاي شناسايي توان بالقوه اينترنت گام برداشته و براي تقويت فعاليت هاي صادراتي، مشتريان صادراتي جديد خود را از طريق اينترنت پيدا کنند. مديران اين شرکت ها مي توانند از اشخاصي که با اينترنت آشنا بوده، کمک گرفته و فعاليت هاي صادراتي و بازاريابي خود را از طريق اينترنت انجام دهند.

2- ملاحظات هزينه و امنيت
برخي از مديران شرکت هاي تجاري و صادراتي بنا به ملاحظات هزينه و دلايل امنيتي نمي خواهند از تجارت الکترونيکي در توسعه صادرات استفاده کنند.
مانع دوم، به دليل مانع اول که ذکر شد، به وجود مي آيد؛ يعني زماني که مديران آشنايي کافي با تجارت الکترونيکي (اينترنت)، نداشته باشند، در محاسبات خود درباره تجارت الکترونيکي دچار اشتباه شده و نتيجه خواهند گرفت که استفاده از اينترنت در صادرات هزينه هاي زياد به همراه دارد و همچنين شرکت صادراتي نيز امنيت کافي نخواهد داشت. در صورتي که عملاً اين چنين نيست.
راه حل مانع دوم، اين است که مديران اين شرکت هاي صادراتي، با نحوه کار شرکت هاي بزرگ صادراتي آشنا شوند و از نزديک نقش تجارت الکترونيکي را در توسعه صادرات مشاهده کنند تا آنها نيز به قدرت و توان بالقوه تجارت الکترونيکي در توسعه و ترفيع صادرات وافق شوند. همچنين مديران مي توانند براي آنکه از نتيجه کار آگاه شوند، در حوزه محدودتري استفاده از تجارت الکترونيکي (اينترنت) در توسعه و ترفيع صادرات را ارزيابي کنند.

نقش تجارت الکترونيکي در صادرات
تجارت الکترونيکي با 1- افزايش بهره وري، کاهش هزينه توليد و در نتيجه کاهش فشار بر قيمت ها و حفظ تورم در سطح پايين، 2- ورود شرکت هاي تازه وارد جهت تامين تقاضاي فعلي، 3- ايجاد محيطي پويا و خلاق در راستاي تاسيس و تشکيل شرکت هاي جديد، 4- افزايش کسب و کارهاي کاملاً جديد، 5- فازي شدن مفهوم «کشور مبداء» براي محصولات و کالاهاي صادراتي ، نقش موثري در توسعه صادرات بازي مي کند.
براي آنکه بهتر به نقش موثر تجارت الکترونيکي در توسعه صادرات واقف شويم، در ادامه به برخي از تاثيراتي که تجارت الکترونيکي بر روي صادرات داشته است، اشاره مي کنيم:

1- کاهش هزينه ها و موانع صادرات
مهمترين مشکل و مانعي که شرکت هاي تجاري در امر صادرات با آن مواجه هستند فقدان سرمايه و ظرفيت کافي و پيچيدگي ها و دشواري هاي مربوط به ارايه خدمات در بازارهاي بين المللي است. تجارت الکترونيکي (اينترنت) با در اختيار دادن يک سري روش هاي اقتصادي و با صرفه جهت جذب مشتريان خارجي و ارايه خدمات به آن ها، توانسته است با کاهش هزينه هاي مربوط به گستره هاي جغرافيايي اين موانع را تا حد ممکن رفع نمايد.

2- ابزار موثر بازاريابي براي صادر کنندگان
تجارت الکترونيکي باعث افزايش صادرات از طريق اينترنت شده است و اينترنت به عنوان ابزار موثر بازاريابي مورد استفاده صادرکنندگان قرار گرفته است. اينترنت اين امکان را براي صادرکنندگاني که فاقد منابع مالي ضروري و منابع انساني کافي براي امر تحقيقات بازاريابي رسمي هستند، به وجود آورده تا آنها فرصت هايي جهت پشتيباني از فعاليت هاي جمع آوري اطلاعات رقابتي مرتبط با بازار را به منظور برنامه ريزي صادراتي و ايجاد استراتژي هاي صادرات به دست آورند.
بايد توجه داشت که امروزه بازاريابي در سازمان ها، از جايگاه ويژه و ممتازي برخوردار است. چرا که بازار تجارت و عرصه صادرات، صحنه جنگ است و داشتن مزيت رقابتي در اين صحنه رمز موفقيت و پيروزي سازمان ها خواهد بود. نکته اي که در اين ميان حائز اهميت است، اين است که امروزه، ظهور فناوري اطلاعات و سرعت رشد آن، مفهوم بازاريابي را تحت تاثير خود قرار داده است؛ از يک سو فناوري اطلاعات ماهيت بازارها را تغيير داده است که در نتيجه آن بازارهايي تحت عنوان بازارهاي اينترنتي و بازارهاي مجازي مورد توجه قرار گرفته است که اين نوع بازارها ماهيتي کاملاً متفاوت از بازارهاي فيزيکي دارند. از سوي ديگر رفتار مشتريان نيز در اين بازارها کاملاً متفاوت شده است بنابراين يک سازمان براي آنکه در عرصه تجارت الکترونيکي در بازار تجارت و صادرات بتواند رقابت کند و در صحنه باقي بماند بايد بازاريابي الکترونيکي را به خدمت گيرد.
بازاريابي الکترونيکي با ايجاد وفاداري، تبليغات، ارتباطات با مشتري و … توسعه صادرات را باعث شده است. بر خلاف بازاريابي سنتي که تمرکز شرکت ها بر روي فروش مي باشد، بازاريابي الکترونيکي بر روي مشتري تمرکز مي نمايد و به مشتري ارزش مي دهد. بازاريابي الکترونيکي باعث مي شود تا صدور محصولات و کالاهاي صادراتي به صورت بموقع، سريع و قابل اعتماد به دست مشتري برسد. همچنين بازاريابي الکترونيکي اين امکان را نيز براي صادرکنندگان فراهم ساخته است تا با انتخاب بازارهاي هدف از طريق تهيه نيمرخي از رفتارهاي مشتريان در بازارهاي الکترونيکي، صادرات خود را بر روي اين بازارها متمرکز کنند.

3- در هم شکستن مرزهاي جغرافيايي
امروزه در تجارت الکترونيکي، تجارت و صادرات در مکان، معناي خود را از دست داده است و تجارت الکترونيکي اين امکان را به وجود آورده است که صادرکنندگان، کالاهاي خود را به تمام نقاط دنيا صادر کنند. تجارت الکترونيکي با کاهش موانع ورود به بازار و توليد بهنگام، موجب شده است که تعداد زيادي صادرکننده وارد بازار شود. همچنين تجارت الکترونيکي نه تنها باعث شده است تا مصرف کنندگان از افزايش رقابت محصولات و کالاهاي صادراتي منتفع شوند، بلکه صادر کنندگان نيز فرصت هاي بيشتري براي مشارکت در بازار جهاني پيدا کرده اند.
در واقع شرکت هاي استفاده کننده از اينترنت نه تنها مي توانند از آن به عنوان يک ابزار موثر براي برقراري ارتباطات جهاني سود ببرند، بلکه مي توانند با هزينه پايين تري با مشترياني که از نظر جغرافيايي بسيار دور افتاده هستند، وارد معاملات بين المللي شوند و کالاهاي خود را با کمترين هزينه به نقاط دور دست صادر کنند.

4- ارايه اطلاعات کافي درباره کالاهاي صادراتي
شرکت هايي که تجارت الکترونيکي مي کنند، اين امکان را دارند تا از طريق جستجو در اينترنت، اطلاعات کافي درباره محصولات رقابتي و کالاهاي صادراتي خود کسب کنند و محصولات و کالاهاي صادراتي خود را به قيمت روز و با هزينه کمتر، صادر کنند.
تجارت الکترونيکي، دسترسي مجاني و برابر به اطلاعات را براي شرکت هاي تجاري و صادراتي فراهم ساخته و آنها را به دنياي اقتصاد نوين الکترونيکي وارد ساخته است.

5- دستيابي به بازارهاي جديد صادراتي
تجارت الکترونيکي اين امکان را براي شرکت هاي صادراتي به وجود آورده است تا در کنار کار صادراتي که از طريق اينترنت انجام مي دهند، با بازارهاي جديد صادراتي نيز آشنا شده و محصولات و کالاهاي صادراتي خود را به بازارهاي جديد صادر نمايند.
ايجاد يک وب سايت براي صادرات
شرکت هاي تجاري و صادراتي که تجارت الکترونيکي مي کنند، اقدام به ايجاد يک وب سايت مي نمايند. اين شرکت ها، به دو دليل عمده اين کار را انجام مي دهند؛
1- از طريق وب سايت، يک رسانه ارتباطي بين شرکت و ذينفعان تجاري (مثل مشتريان، تامين کنندگان مواد اوليه و توزيع کنندگان) بوجود مي آورند. اين وب سايت در بازارهاي صادراتي به عنوان يک رسانه ارتباطي باعث مي شود که صادر کننده از طريق اقداماتي مثل روابط عمومي و تبليغات، خود را بيشتر نشان دهد.
2- با ايجاد وب سايت، در حقيقت يک زيرساختار الکتريکي براي هدايت مبادلات تجاري و صادرات به وجود مي آورند. آنها از طريق وب سايت، خدمات مشتري، پشتيباني فناوري و حتي فروش بهنگام را به وجود مي آورند و صادرات خود را توسعه مي بخشند.

وب سايت بهترين ابزار براي ترفيع صادرات
وب سايت بهترين وسيله براي ترفيع صادرات است. اما ترفيع صادرات به چه معناست؟
هدف اصلي ترفيع صادرات مرتبط ساختن کالاهاي عرضه شده توسط صادرکننده با نيازهاي مشتريان بالقوه در سطح جهان مي باشد. به طور سنتي دو نوع ترفيع صادراتي وجود دارد:
1- ترفيع صادراتي حمايت شده از سوي دولت
2- ترفيع صادراتي از سوي شرکت
ترفيع صادراتي حمايت شده از سوي دولت اغلب شامل سياست هاي تجاري است که معمولاً خارج از کنترل صادرکننده مي باشد. ترفيع صادراتي که از سوي شرکت صورت مي گيرد، اغلب شامل تبليغات بين المللي، ترفيع فروش، روابط عمومي، فروش شخصي و مواردي از اين قبيل مي باشد.
ترفيع صادراتي انجام شده از سوي شرکت منجر به تقويت فعاليت هاي صادراتي شرکت مي شود، و وب سايت بهترين ابزار براي اين منظور است. چرا که صادرکنندگان از طريق وب سايت خود مي توانند مستقيماً با مشتريان و شرکاي تجاري خود رابطه برقرار نمايند و با ترفيع مستقيم صادراتي ، محصولات و کالاهاي صادراتي خود را در مقابل مشتريان جهاني به نمايش گذارند.
ويژگي هاي جذاب و اميد بخش وب سايت، مثل تعامل، ظرفيت بالاي ذخيره اطلاعات و توانايي ديجيتالي شدن، اين امکان را براي صادرکنندگان به جود مي آورد تا بتوانند ذهنيت مشتريان را نسبت به مارک محصولات خود و نسبت به خود شرکت به نحو مطلوبي تغيير دهند و روابط خود را با مشتريان خارجي تقويت کرده و چشم اندازهاي جديدي را براي خود ايجاد نمايند.
همچنين وب سايت مي تواند به عنوان يک کانال بازاريابي مستقيم مورد استفاده قرار گيرد و صادرکنندگان از طريق آن، فروش هاي خود را انجام داده، سفارشات بهنگام بگيرند و در مبادلات بهنگام با مشتريان از طريق پردازش ايمن پرداخت بهنگام وارد شوند.

ویژگی های یک مدیر بازاریابی موفق  

ویژگی های یک مدیر بازاریابی موفق


برای موفق شدن در دنیای بازاریابی، شما به بیش از یک تخصص در کسب و کار نیاز دارید. به هنگام استخدام، مدیران اجرایی و استخدام می خواهند بدانند که ویژگیهای مدیریت بازاریابی موفق چه هستند، و بازاریابان حرفه ای اگر بخواهند در حرفه شان به پیش بروند باید این ویژگیها را داشته باشند. به گفته کارشناسان حوزه صنعت، مدیران بازاریابی موفق نیاز به داشتن 7 ویژگی ضروری دارند:

1-رؤیاگرایانه:
یک مدیر بازاریابی موفق برای آنچه که آنها (مدیران شرکت) برای به انجام رسانیدن برند در حال و آینده می خواهند نیاز به یک چشم انداز قوی دارد. یک بازاریاب رؤیاپرداز به دیدن شفاف آنچه که قرار است برای ایجاد برند موفق رخ دهد و بیان کردن این چشم انداز به شرکای تجاری نیاز دارد. نه تنها یک چشم انداز قوی لازم است، بلکه یک مدیر بازاریابی نیاز به توانایی برای الهام بخشیدن به دیگران جهت پذیرش این دیدگاه دارد.

2-هدایت کننده کسب و کار:
یکی دیگر از صفات یک مدیر بازاریابی موفق، داشتن دانش قوی از چگونگی ایجاد کسب و کار و توانایی بکارگیری دانش برای استفاده است. مدیران بازاریابی موفق می توانند کسب و کار را هدایت کرده و رشد آن را از طریق راه حل های نوآورانه کسب و کار بهبود بخشند.

3-اندیشمند استراتژیک:
یک مدیر ارشد بازاریابی به توانایی برنامه ریزی و اجرای استراتژی کسب و کار در جزئیات و تصویر کلی نیاز دارد. راه ایجاد بهترین استراتژی بازاریابی، دانستن این است که بازار از ابزارهای بازاریابی مانند تجزیه و تحلیل و سنجش استفاده می کند. با یک درک قوی از روند بازار، شما می توانید یک استراتژی هدفمند برای رسیدن به اهداف خود را توسعه دهید.

4-راهنمای دیجیتالی:
در جهان تکنولوژی محور امروز، یک مدیر بازاریابی موفق باید بر روی لبه تیز فن آوری زندگی کند و با انواع بسترهای نرم افزاری آشنا باشد. داشتن دانش کاملی از استراتژی های بازاریابی Web 2.0 برای هر مدیر بازاریابی رده بالا ضروری است.

5-هدایت کننده مشتری:
همه مدیران رده بالای بازاریابی بر رفع نیازهای مشتری متمرکز می شوند. هدف قرار دادن حق مشتری برای یک کمپین بازاریابی موفق، ضروری است و یک مدیر ارشد بازاریابی باید بداند که چگونه مشتری را جستجو کند و هدف قرار دهد.

6-دفاع کردن از برند:
به منظور موفقیت در بازاریابی، شما باید اشتیاق برای کسب و کار و برندهایی که پشتیبانی می کنید، داشته باشید. به عنوان یک مدافع برای برندتان باید از درستی تمام پیام های بازاریابی اطمینان حاصل کنید و مطمئن شوید که چشم اندازتان به اشتراک گذاشته شده است.

7-روابط متمرکز:
بازاریابی فقط استراتژی های بازاریابی و فرآیندهای کسب و کار را برنامه ریزی نمی کند. یک مدیر ارشد بازاریابی نیاز به جلب حمایت از رهبران کسب و کار در تمامی سطوح شرکت دارد. ایجاد روابط تجاری از جنبه های مهم بسیاری از مدیران بازاریابی موفق است.

Source: www.recruiter.com/i/qualities-of-a-successful-marketing-executive
Translated by: Ali Namdar

چگونه از فیس بوک درست و به اندازه استفاده کنیم. راه کارهایی برای استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی ما

چگونه از فیس بوک درست و به اندازه استفاده کنیم.

راه کارهایی برای استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک

شاید شروع فعالیت شما نیز در شبکه اجتماعی فیس بوک با یک انگیزه ساده برای در تماس بودن با دوستان و پیدا کردن همکلاسی های دوران مدرسه آغاز گردیده ولی‌ متاسفانه فیس بوک با طی‌ کردن ره صد ساله پیشرفت در یک شب آن هم با چراغ خاموش ، امروزه به عضوی جدایی ناپذیر از کار و زندگی‌ بسیاری از ما تبدیل گردیده به نحوی که حتی تصور لحظه ای بدون چک کردن فیس بوک برای ما به کابوسی ترسناک می ماند.

بگذارید بدون رودربایستی بگویم برای خروج یا کنترل ورود به فیس بوک چیزی بیش از قول دادن به خود و یا تصمیم‌های بدون برنامه لازم است. شاید با خود بگویید این که کار سختی نیست هروقت بخواهم صفحه فیس بوک خودرا غیر فعال کرده و یا وقت کمتری را در فیس بوک میگذرانم.

متاسفم که به شما بگویم این تصور خنده‌دار مانند مثلی‌ درباره ترک کردن اعتیاد توسط یک معتاد است که در پاسخ به این سوال که چرا ترک نمیکنی‌ گفت: ترک کردن کاری ندارد من خودم تاحالا ۱۰ دفعه ترک کردم !؟

 

توصیه : پیشنهاد می‌کنم سنگ بزرگ برندارید. بگذارید صفحه فیس بوک شما باز بماند. بجای غیر فعال کردن اشتراک فیس بوک خود بیایید سعی‌ کنیم استفاده از فیس بوک را بهینه کنیم . البته امیدوارم منظور شما از استفاده بهینه از فیس بوک چهار ساعت در روز نباشد. اگر موافقید حداکثر ۴۵ دقیقه یا شاید ۱ ساعت کافیست. البته نه در هر موقع، درست و به وقتش.

۱- خود را آنالیز کنید

قدم اول در حل هر مشکل شناسایی آن و باور کردن وجود آن است.بررسی کنید و ببینید که صادقانه و در هربار ورود به فیس بوک در مقابل از دست دادن وقت و زمان گرانبهای خود چه چیزی را بدست میاورید. شما به طور متناوب برای کارهایی نظیر دیدن اینکه کی‌ شما را پوک کرده ، دوستانتان چه کارهای انجام داده اند ، نوشتن استاتوس جدید و …. کارهای کم ارزش ( شایدهم بی‌ارزش) دیگر وقت خود را در فیس بوک هدر می‌دهید.حتی اگر برای کارهای برنامه ریزی شده مانند تایید یک دوست یا پاسخگویی به یک پیغام وارد فیس بوک می شوید در بسیاری مواقع باز هم وقت خود را هدر می‌دهید، البته این بار با برنامه قبلی‌ !؟

در قدم بعدی ببینید که مجموعه این کارها چند ساعت در روز از وقت شما را اشغال می‌کند. حتی اگر موقع انجام کار دیگری صفحه فیس بوک شما باز است در حالی‌ که مشغول کار دیگری هستید بخشی از مغز شما درگیر فیس بوک است پس آن زمان را نیز محاسبه کنید . دقیق ، صادق و با ماشین حساب .

حالا اهداف قبلی‌ و اصلی‌ خود را از باز کردن و استفاده از فیس بوک بر روی کاغذ بنویسید. مطمئناً همهٔ ما در بسیاری از این اهداف باهم مشترک هستیم . اهدافی از جمله بیاد آوردن تاریخ تولد دوستان ، آشنایی با دوستان جدید با علاقه‌های مشترک ، پیداکردن دوستان قدیمی‌ ، در ارتباط بودن با اقوام و دوستان در خارج از کشور و

مطمئن شوید که امروز نیز برای رسیدن به همان اهداف از فیس بوک استفاده می‌کنید نه فقط برای فعالیت‌های بی‌ ارزشی که برای شما هیچ سودی ندارد

۲- با برنامه باشید

اگر شما هم مثل من عادتی به برنامه‌ریزی ندارید امیدوارم حداقل از ارزش برنامه ریزی در کارها و تصمیم گیری ها آگاه باشید. مطمئن باشید بدون برنامه ریزی آن هم از نوع مکتوب آن همیشه یک پایه تصمیم گیری و هدف گذاری لنگ میزند ( حداقل یک پا ! )

کاغذ و خودکار را بردارید ( برنامه ریزی با مداد جز این که تفریح پاک کردن و تغییر زمان بندی و اهداف را برای شما ایجاد کند ارزش دیگری ندارد. یادم میاید زمانی‌ که برای کنکور درس میخواندم همیشه اهداف و برنامه‌های خود را در کتاب برنامه ریزی به سبک قلم چی با مداد مینوشتم تا در صورتی‌ که آنهارا نتوانستم انجام دهم حداقل بتوانم با پاک کن پاکشان کنم تا مبادا دفتر نازنینم با خط زدن‌های مکرر خراب و کثیف شود ) و در مقابل اهداف اصلی‌ که در مرحله قبل مشخص کرده‌اید بنویسید که چه مقدار زمان درهفته و در چند نوبت لازم است برای آنها وقت بگذارید.

مثلا برای دیدن و یادآوری تولد دوستانتان لازم نیست در هر روز ۵ نوبت و هر دفعه ۲۵ دقیقه در فیس بوک باشید.

  • اگر می‌بینید برای یک فعالیت در حال حاضر بیش از مقدار مورد نیاز وقت می‌گذارید در برنامه ریزی خود زمان استفاده را اصلاح کنید.
  • پیگیری برنامه ریزی میتواند میزان استفاده شما از فیس بوک را اصلاح و کنترل کند بدون آن که مجبور باشید صفحه خود را در فیس بوک غیرفعال کنید.
  • برای خود در برنامه ریزی یک محدویت زمانی‌ ایجاد کنید. من شخصا با خودم قرار گذاشته ام که تحت هیچ شرایطی قبل از ساعت ۱۰ شب وارد فیس بوک نشوم. این ایجاد محدویت شمارا در استفاده از فیس بوک منظم خواهد کرد.
  • برای مقدار زمانی‌ که در هر نوبت از فیس بوک استفاده می‌کنید نیز محدویت زمانی‌ بگذارید. اکیدأ پیشنهاد می‌کنم این محدویت را همیشه با ساعت کنترل کنید. مثلا با خود قرار بگذارید که در هر نوبت ورود به فیس بوک بیش از ۲۰ دقیقه آن لاین نباشید.
  • همیشه و همیشه مراقب باشید شما از فیس بوک استفاده کنید نه فیس بوک از شما.
  • از فیس بوک به عنوان جایزه برای خود استفاده کنید. مثلا بعد از تمیز کردن اتاقتان به خود ۲۰ دقیقه استفاده از فیس بوک جایزه دهید.

۳و در انتها بر روی کارهای خوب دیگر تمرکز کنید

اگر به این نتیجه رسیده‌اید که مدت زمان زیادی را به صورت متناوب از فیس بوک استفاده می‌کنید این مدت زمان را برای کارهای سودمند دیگر برنامه ریزی کنید.مطمئن باشید که میتوانید آنهارا جایگزین گشت و گذارهای بی‌هدف در فیس بوک کنید.

شما میتوانید با صرفه جویی در زمان استفاده از فیس بوک :

  • یک کار جدید و نیمه وقت پیدا کرده و مقداری پول پس‌انداز کنید
  • با ورزش حتی در خانه به وزن و سایز مناسب برسید
  • با دوستان اقوام و همکلاسی ها در دنیای واقعی‌ معاشرت کنید
  • یک زبان خارجی‌ جدید یاد بگیرید
  • اتاق خود را همیشه تمیز نگاه دارید
  • کتاب بخوانید
  • به موسیقی‌های خوب گوش بدهید
  • در دور‌ه های آموزشی‌ آن لاین ( که اکثرا رایگان هستند) مطالب جدید بیاموزید
  • در کارهای داوطلبانه و خیریه شرکت کنید
  • و کلی‌ کار خوب و سودمند دیگر . . .

مطمئناً موافقید که تمامی این کارها از وقت گذرانی در فیس بوک سودمند تر ند.پس برای تغییر در زندگی‌ و استفاده بهینه از فیس بوک امروز تصمیم بگیرید . ( لطفا تصمیم گیری را به شنبه آینده موکول نکنید )


نویسنده / مترجم : محمد مهذب

اين 10 كشور، برای کسب‌ و کار بهترین‌اند

ده کشور برتری که در فراهم آوردن محیط کسب و کار مناسب در جهان پیشتازند معرفی می‌شوند. تغییرات اقتصادی که دولت‌ها در شرایط بحران ایجاد می‌کنند، فرصت‌های کسب‌وکار را توسعه می‌بخشد. عواملی مانند محیط تجاری فعال، رشد اقتصادی کشور، رشد تکنولوژی، سرمایه انسانی و شرایط مالی، در ایجاد یک محیط کسب‌وکار مناسب تاثیرگذارند.

 

) کانادا

کانادا به عنوان یک جامعه ثروتمند و صنعتی با تکنولوژی پیشرفته، از زمان جنگ جهانی دوم رشد قابل توجهی در بخش‌های تولید، معدن و خدمات داشته و از کشوری با اقتصاد به شدت روستایی به کشوری کاملا شهری و صنعتی تبدیل شده است. در نتیجه، بخش فعال صنعتی، زمینه‌ساز فرصت‌های کاری فراوان برای نیروی کار این کشور بوده است.
توافقنامه تجارت آزاد آمریکا-کانادا در سال ۱۹۸۹ و توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا)، به افزایش شدید روابط تجاری و اقتصادی کانادا با آمریکا منجر شده و دو کشور را به شرکای تجاری اصلی یکدیگر تبدیل کرده است .کشور کانادا با داشتن منابع طبیعی عظیم، نیروی کار ماهر، ماشین‌آلات سرمایه ای مدرن، طی سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۷ (قبل از شروع بحران اقتصادی جهانی) از رشد اقتصادی ثابتی بهره برده است.

۲) نیوزیلند

دولت نیوزیلند در ۲۰ سال گذشته، این کشور را از یک اقتصاد کشاورزی محور کاملا وابسته که بریتانیا حق امتیاز بازارهای آن را در دست داشته، به اقتصادی صنعتی با بازار آزاد و قابل رقابت در سطح جهانی تبدیل کرده است. این رشد دینامیک، درآمدهای واقعی را افزایش داده و قابلیت‌های تکنولوژیک بخش صنعت را گسترش داده است. درآمد سرانه این کشور تا سال ۲۰۰۷ به مدت ۱۰ سال متوالی افزایش داشته است. با اینکه اقتصاد نیوزیلند در سال ۲۰۱۰ خود را از رکود اقتصادی نجات داد، اما بخش‌های کلیدی تجاری این کشور در برابر تقاضای ضعیف خارجی آسیب پذیرند. افزایش رشد بهره‌وری و توسعه زیرساخت‌ها، از برنامه‌های بلندمدت دولت نیوزیلند است.

۳) هنگ‌کنگ

هنگ‌کنگ اقتصادی با بازار آزاد دارد که به شدت وابسته به تجارت و سرمایه‌گذاری بین‌المللی است. اقتصاد آزاد هنگ‌کنگ این کشور را در معرض رکود اقتصاد جهانی قرار داده، اما افزایش تعامل با چین، از طریق تجارت، توریسم و روابط مالی، به این کشور کمک کرده بسیار زودتر از پیش‌بینی‌های گذشته، خود را از بحران بیرون بکشد.
هنگ‌کنگ منابع طبیعی محدودی دارد و مواد اولیه و مواد غذایی این کشور عمدتا وارداتی است. اما در نتیجه تسهیل محدودیت‌های مسافرتی چین، تعداد توریست‌های این کشور افزایش یافته و از ۵/۴ میلیون نفر در سال ۲۰۰۱ به ۵/۲۲ میلیون نفر در سال ۲۰۱۰ رسیده که این امر فرصت‌های کسب‌وکار خوبی برای مردم این کشور به وجود می‌آورد.فعالیت‌های اقتصادی همچون ایجاد بورس مستقل از چین، به توسعه این کشور کمک قابل‌توجهی کرده است.

۴) ایرلند

ایرلند اقتصادی کوچک، مدرن و وابسته به تجارت دارد. ایرلند جزو اولین کشورهای اتحادیه اروپا بوده که یورو را به عنوان پول رایج خود معرفی کرد. این کشور تا سال ۲۰۰۷ از رشد اقتصادی صعودی بهره برده، اما با آغاز بحران مالی جهانی، فعالیت‌های اقتصادی آن کاهش چشمگیری داشته است. ورود رکود اقتصادی به این کشور در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار پس از یک دهه بوده که این امر به املاک داخلی و بازارهای ساخت و ساز عمران در این کشور، آسیب جدی وارد کرد. بعد از رکود بخش عمرانی و کاهش هزینه مصرف‌کننده و سرمایه‌گذاری‌های تجاری در ایرلند، بخش صادرات این کشور که در دست شرکت‌های چند ملیتی خارجی است، عامل نجات اقتصاد ایرلند بوده و کسب و کار در این بخش توسعه داشته است. اما بخش کشاورزی نیز که زمانی مهم‌ترین بخش اقتصادی ایرلند بوده، اکنون در برابر بخش‌های صنعت و خدمات این کشور تضعیف شده است.

۵) دانمارک

ویژگی اقتصاد بازار محور مدرن دانمارک این است که از بخش کشاورزی با تکنولوژی پیشرفته، صنعتی مجهز به آخرین تجهیزات روز با شرکت هایی پیشتاز در بخش دارو، حمل و نقل دریایی و انرژی‌های تجدید پذیر بهره می‌برد و به شدت به تجارت خارجی وابسته است. قوانین و مقررات دانمارک تقریبا در بیشتر مسائل مطابق با استانداردهای اتحادیه اروپا است. دانمارکی‌ها از بالاترین استانداردهای زندگی در جهان بهره می‌برند و اقتصاد این کشور با اقدامات رفاهی گسترده از سوی دولت و توزیع برابر درآمد، ممتاز شده است. دانمارک صادرکننده صرف غذا و انرژی است، اما به واردات مواد اولیه برای بخش تولید خود وابسته است. در میان کشورهای اتحادیه اروپا، دانمارک یکی از بزرگ ترین حامیان تجارت آزاد محسوب می‌شود. البته دانمارک نیز به واسطه رکود اقتصادی جهانی از سال ۲۰۰۷ با سقوط بخش مسکن روبه رو شد. اما در سال ۲۰۱۰ به واسطه افزایش هزینه‌های دولتی تا حدی به رونق نسبی دست یافت. کاهش دادن نسبت کارگران به بازنشسته‌ها از برنامه‌های بلند مدت مقامات این کشور است.

۶) سنگاپور

سنگاپور اقتصادی بسیار پیشرفته و بازار آزاد موفقی دارد. محیط کسب و کار در کشور سنگاپور کاملا آزاد و عاری از فساد است و ثبات قیمت‌ها از ویژگی‌های اصلی اقتصادی این کشور است. اقتصاد سنگاپور کاملا وابسته به صادرات، به خصوص کالاهای مصرفی الکترونیکی، کالاهای حوزه تکنولوژی اطلاعات، صنایع دارویی و بخش خدمات مالی رو به رشد است. دولت سنگاپور در برنامه ای بلند مدت امیدوار است مسیر رشد جدیدی را بسازد که بر افزایش بهره‌وری در این کشور متمرکز است. جذب سرمایه‌گذاری در این کشور عمدتا در تولید تکنولوژی دارویی و پزشکی بوده و دولت به تلاش‌های خود برای تبدیل سنگاپور به یک قطب مالی و تکنولوژی پیشرفته در آسیای جنوبی ادامه می‌دهد.

۷) سوئد

کشور سوئد به کمک سیاست صلح و بی‌طرفی در کل قرن بیستم، به سطح بی نظیری از استانداردهای زندگی تحت یک نظام ترکیبی از سرمایه‌گذاری در تکنولوژی‌های پیشرفته و مزیت‌های رفاهی گسترده دست یافته است. این کشور دارای نظام توزیع مدرن، ارتباطات داخلی و خارجی عالی و نیروی کار ماهر است. چوب، تولید برق و سنگ آهن منابع اصلی اقتصاد سوئد را تشکیل می‌دهند که به شدت متمایل به تجارت خارجی است.
شرکت‌های خصوصی سهم حدود ۹۰درصدی در تولید صنعتی سوئد دارند که ۵۰ درصد آن مربوط به بخش مهندسی در امر تولید و صادرات است. سوئد همواره از افزایش تقاضای داخلی و صادرات قوی خود بهره برده است. این مساله به همراه بخش مالی قوی، این امکان را برای دولت مرکزی به وجود آورده که طرح اصلاحی خود را به هدف افزایش اشتغال و کاهش نقش دولت در اقتصاد به اجرا درآورد.توانایی در صادرات کالا و بازگشت سودآوری در بخش بانکداری سوئد، در سال ۲۰۱۰ رونق قابل توجهی به اقتصاد این کشور پس از تاثیر بحران مالی جهانی به همراه داشت.

۸) نروژ

نروژ اقتصادی مرفه دارد. دولت حوزه‌های کلیدی، مانند بخش حیاتی نفت را از طریق بنگاه‌های عمدتا دولتی کنترل می‌کند. این کشور منابع غنی و طبیعی نفت، تولید برق، شیلات، جنگل و معادن دارد و به شدت وابسته به بخش نفت است که نزدیک به نیمی از صادرات این کشور را تشکیل داده و بیش از ۳۰ درصد درآمد کشور را به خود اختصاص می‌دهد.

۹) انگلستان

انگلستان یک قدرت تجاری پیشتاز در اروپا است. در طول دو دهه گذشته، دولت به شدت مالکیت عمومی را کاهش داده و رشد برنامه‌های رفاه اجتماعی را دستور کار خود قرار داده است. کشاورزی در این کشور قوی، مکانیزه و کارآمد با استانداردهای اروپایی است و حدود ۶۰ درصد نیازهای غذایی این کشور را با کمتر از ۲ درصد نیروی کار تامین می‌کند. خدمات، به خصوص در بخش بانکداری، بیمه و خدمات تجاری، بیشترین سهم را در رشد اقتصادی این کشور دارند، اما بخش صنعت به تدریج اهمیت خود را در این کشور از دست داده است. 
با آغاز بحران در سال ۲۰۰۸، کاهش قیمت مسکن، میزان بالای بدهی مصرف کننده و رکود اقتصاد جهانی، اقتصاد انگلستان را دچار دردسر کرده و دولت را وادار به اتخاذ سیاست‌های ریاضتی کرده است.

۱۰) آمریکا

آمریکا بزرگ ترین اقتصاد تکنولوژیک دنیا را دارد. در این اقتصاد متکی به بازار، شخصیت‌های حقیقی و بنگاه‌های تجاری تصمیم گیر‌های اصلی هستند و دولت مرکزی و ایالتی، کالاها و خدمات عمده مورد نیاز بازار بخش خصوصی را خریداری می‌کند. شرکت‌های تجاری آمریکا در تصمیم‌گیری برای توسعه ماشین‌آلات سرمایه‌ای، اخراج کارمندان مازاد و تولید کالاهای جدید، از انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به همتایان خود در اروپای غربی و ژاپن برخوردارند. به همین نسبت، برای وارد کردن رقبای خارجی خود به بازار، نسبت به همتایان خارجی خود، با موانع بزرگ‌تری روبه‌رو هستند.
شرکت‌های آمریکایی به طلایه داران پیشرفت‌های تکنولوژیک، به ویژه در کامپیوتر، صنایع پزشکی، هوافضا و تجهیزات نظامی در جهان تبدیل شده‌اند. اقتصاد آمریکا در سال‌های اخیر با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده که این امر بخش کسب و کار این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. جنگ سال ۲۰۰۳ بین نیروهای ائتلافی به رهبری آمریکا با عراق و پس از آن اشغال عراق، منابع ملی این کشور را به طور گسترده به سوی تجهیزات نظامی تغییر داده است. افزایش قیمت نفت بین سال‌های ۲۰۰۵ و نیمه نخست سال ۲۰۰۸ تورم و بیکاری این کشور را مورد تهدید قرار داد و اکنون نیز افزایش قیمت‌های بنزین، چالش مهم این کشور است.

۱۳ آدم مشهوری که از شکست‌ نهراسیدند

۱۳ آدم مشهوری که از شکست‌ نهراسیدند 

بسیاری از اوقات، تصور می‌کنیم که موفقیت آدم‌های مشهور به خاطر استعداد، ژنتیک، فیزیک بدنی، شانس یا موقعیت زمانی و مکانی ویژه‌ای که در آن بوده‌اند، است، نه به خاطر سماجت و شهامت و سختکوشی‌شان. اما توماس ادیسون بر این باور است که «موفقیت حاصل یک درصد نبوغ و ۹۹ درصد عرق ریختن است.»

اما اگر باور ندارید و به دنبال مثال‌های دیگر هستید، به احتمال زیاد این پست می‌تواند نظرتان را عوض کند:

۱- هنری فورد:

او، بنیان‌گذار کارخانهٔ خودروسازی فورد بود. او اولین کسی بود که برای تولید خودروی ارزان‌قیمت خط تولید را به کار گرفت. او نه‌تنها انقلابی در صنعت اروپا و آمریکا ایجاد کرد، بلکه با تولید انبوه کالا، بالا بردن دستمزد کارگران و قیمت پایین کالاها، تأثیری شگرفی بر اقتصاد و جوامع قرن بیستم نهاد، طوری که این روند را به نام او فوردیسم نامیدند.

هنری فورد به یکی از مشهورترین و متمول‌ترین مردان تاریخ تبدیل شد. فورد در کنار فعالیت‌های صنعتی و اقتصادی، یک نظریه پرداز و نویسنده ماهر نیز بود.

اما تا پیش از تولید مدل T در اکتبر سال ۱۹۰۸، او از برزخ‌های زیادی عبور کرد تا بتواند موفق شود، او تا پیش از این مدل، پنج بار تلاش ناموفق در عرصه صنعت و تجارت داشت.

از جمله این تنگناها و ناکامی‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: نخستین شرکت فورد، شرکت اتوموبیل‌سازی دیترویت را بود، ولی اتوموبیل‌های تولیدی او دارای کیفیت پایین و قیمت بالا بودند و این شرکت سرانجام منحل شد. او ناامید نشد و شرکت دیگری تأسیس کرد، بروز اختلافاتی باعث شد، او از این شرکت کناره بگیرد، این شرکت دوم، بعد از خروج او «کادیلاک» نام گرفت، حتی هنگامی که او شرکت فورد و مالکومسون را هم تأسیس کرد، فروش پایین باعث ایجاد یک بحران جدی شده بود.

اما فورد از همه این موانع عبور کرد.

۲- سویچیرو هوندا:

صنایع موتور هوندا، یک شرکت بزرگ ژاپنی است. این شرکت بخاطر تولید موتورسیکلت و خودرو در سطح جهان شناخته می‌شود. این شرکت معظم در بسیاری از کشورها مانند آمریکا، کانادا، برزیل، تایلند و چین کارخانه‌هایی دارد. هوندا پنجمین تولید کننده خودرو در جهان و دومین تولید کننده خودرو در ژاپن است.

سویچیرو هوندا در سال ۱۹۰۶ در شهر کوچک ژاپنی کومیو متولد شد. او در کودکی به پدرش که یک تعمیرکار دوچرخه بود، کمک می کرد. در ۱۵ سالگی و بدون داشتن تحصیلات رسمی، هوندا برای یافتن کار به توکیو رفت. او به عنوان شاگرد در یک گاراژ پذیرفته شد اما مجبور به پرستاری از کودک صاحب گاراژ شد. هوندا که ناراحت و خسته شده بود، به خانه بازگشت اما فقط شش ماه در آنجا ماند و دوباره به توکیو برگشت. این مرتبه به عنوان مکانیک خودرو شش سال در توکیو ماند و در ۲۲ سالگی به زادگاهش بازگشت تا خودش به تعمیر خودرو بپردازد.

علاقه‌ هوندا به خودرو او را به سوی خودروهای مسابقه سوق داد و هوندا توانست در سال ۱۹۳۶، میانگین رکورد سرعت جدیدی خلق کند. متأسفانه او دچار یک سانحه‌ شدید شد و تعدادی از استخوان‌هایش از جمله مچ هر دو دستش شکسته شد. همسرش که نگران سلامت هوندا بود، از او خواست که به مسابقه با اتومبیل پایان دهد. هوندا بدون رفتن به سراغ مسابقه، تصمیم گرفت تمام انرژی خود را صرف کارش نماید و در سال ۱۹۳۷ به سراغ تولید رینگ پیستون رفت و شرکت صنایع سنگین توکای سیکی را تاسیس کرد، این شرکت توانست قراردادی با تویوتا برای فروش پیستون ببندد، اما کیفیت پایین پیستون‌ها باعث لغو قرارداد شد.

او هنوز هم از نداشتن تحصیلات رسمی رنج می‌برد و به همین دلیل در دانشکده‌ فناوری هاماماتسو ثبت نام کرد، اما به علت نداشتن علاقه، تحصیل را نیمه‌کاره رها کرد.

در زمان جنگ جهانی دوم، او به شرکت‌های دیگر در تولید انبوه پروانه هواپیماها کمک می‌کرد، بدبیاری او تمامی نداشت: در سال ۱۹۴۴، یک بمب‌افکن B ۲۹ آمریکایی کارخانه او را بمباران کرد و سال بعد هم زلزله‌ای باعث تخریب کامل تأسیسات شد، طوری که مجبور شد بقایای وسایل را به تویوتا بفروشد.

در اکتبر ۱۹۴۶، او انستیتوی تحقیقات فناوری هوندا را تأسیس کرد، محوطه کاری این مؤسسه فقط ۱۶ متر مربع بود و تنها ۱۲ نفر پرسنل داشت!

بعد از جنگ جهانی، در شرایط اقتصادی وخیم، مردم نیاز به وسایل نقلیه بسیار ارزان داشتند، شرکت هوندا در این زمان با ایده موتوردار کردن دوچرخه توانست، سرمایه اولیه برای موفقیت‌های بعدی را کسب کند.

سرانجام شرکت هوندا در سال ۱۹۴۹ پس از تولید چند دوچرخه موتوردار، اولین موتورسیکلت کامل خود را وارد بازار کرد.

اما این شرکت باید تا سال ۱۹۶۳ صبر می‌کرد تا نخستین خودروی خود را وارد بازار کند که در واقع وانت T۳۶۰ بود:

شرکت هوندا در سال ۲۰۱۱، بیش از یک میلیون و ۱۴۷ هزار خودرو فروخت.

سویچیرو هوندا تا سال ۱۹۷۳، رئیس این شرکت بود، وی در سال ۱۹۹۱ به خاطر بیماری کبدی درگذشت.

۳- آکیو موریتا:

شاید نام «آکیو موریتا» برایتان آشنا نباشد، او در سال ۱۹۲۱ در شهر ناگویای ژاپن زاده شد و در دانشگاه اوزاکا، فیزیک خواند. پس از فراغت از تحصیل و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان افسر نیروی دریایی در دفتر فناوری، کار بر روی تکمیل دستگاه‌ها و سلاح‌های حرارت‌یاب و ادوات هدف‌گیر شبانه را آغاز کرد. در همان جا بود که با مهندس تیزهوشی به نام ماسارو ایبوکا آشنا شد.

در سال ۱۹۴۶، این دو دوست با هم «شرکت مهندسی مخابرات توکیو» (TOTSUKO) با ۵۰۰ دلار سرمایه (۱۹۰٫۰۰۰ ین) و ۲۰ نفر تاسیس کردند. محل فعالیت شرکت در طبقه سوم یک ساختمان نیمه مخروبه در منطقه منهدم شده‌ای قرار داشت که تمامی دیوارهای بتونی آن شکافهای عمیق برداشته بود. بدین ترتیب سنگ بنای شرکت عظیم سونی به همت دو انسان سخت کوش با فعالیت تعمیر رادیو گذاشته شد. ۱۲ سال بعد، نام شرکت به سونی تغییر پیدا کرد. یک پلوپز که اتفاقا کارایی خوبی هم نداشت، جزو نخستین دستگاه‌های ساخت شرکت بود.

در اینجا تصویری از نخستین ضبط صوت ژاپن، که توسط همین شرکت ساخته شده را می‌بینید، این ضبط صورت Type-G نام داشت.

موریتا در سال ۱۹۹۹ بعد از سکته مغزی و ذات الریه در ۷۸ سالگی درگذشت.

۴- بیل گیتس:

نفر بعدی لیست ما بیل گیتس است، چه کسی تصورش را می‌کرد که وقتی او در سال دوم دانشگاه هاروارد، از تحصیل انصراف می‌دهد و با رؤیای همگانی کردن کامپیوترهای شخصی، با پل الن شرکت مایکروسافت را تأسیس می‌کند، به این میزان موفقیت کسب کند؟ بیل گیتس در خانواده خوبی بزرگ شده بود و شاید هم شانس هم به یاری او آمد، حتی شما می‌توانید او را به ایده‌دزدی هم متهم کنید، اما بدون شورمندی و جاه‌طلبی مگر می‌شود تنها با بخت و اقبال، شرکتی به بزرگی مایکروسافت را ساخت؟

۵- کلنل سندرز:

شاید نام کلنل سندرز را نشنیده باشید، اما اگر به عکس زیر نگاه کنید احتمالا پی می‌برید که چرا اینجا می‌خواهم از او یاد کنم، او مؤسس رستوران‌های زنجیره مرغ سوخاری کنتاکی است که به اختصار KFC هم نامیده می‌شود. KFC در ۱۰۵ کشور دنیا ۱۷ هزار شعبه دارد و بعد از مک‌دونالد بزرگ‌ترین رستوران زنجیره‌ای دنیاست. درآمد این رستوران‌ها در سال ۲۰۱۱، بالغ بر ۹٫۲ میلیارد دلار بوده است و مجموعا حدود ۴۵۵ هزار کارمند دارند!

نخستین بار سندرز در سال ۱۹۳۰ در غداخوری یک پمپ بنزین در یکی از شهرهای کوچک کنتاکی، در زمان رکورد اقتصادی آمریکا، مرغ سوخاری جادویی خود را پخت. سال بعد او تعداد صندلی‌های این رستوران را به ۱۴۲ رساند، چند سال بعد او شیوه پخت را عوض کرد و زمان لازم طبخ مرغ را بسیار کاهش داد.

در سال‌های اول، هنگامی که رشته رستوران‌های خود را افتتاح نکرده بود، مجبور بود، غذاهای خود را به رستوران‌های دیگر بفروشد، بسیاری از رستوران‌ها از خرید اغذیه خود خودداری می‌کردند. گفته می‌شود که او ۱۰۰۹ بار برای توافق بر سر فروش غذاهایش به رستوران‌های مختلف سر زده بود و هر بار دست خالی برگشته بود!

۶- والت دیزنی:

او یکی از نابغه‌های مسلم دنیای هنر و مؤسس شرکت والت دیزنی بود، این هنرمند بزرگ و خالق میکی ماوس، را زمانی هیچ کس نمی‌خواست.

نخستین کار جدی او رانندگی آمبولانس صلیب سرخ بود، اما بعد از پایان یافتن جنگ، این موقعیت شغلی هم از دست رفت. سپس او به کانزاس رفت تا روزنامه‌نگار شود، اما سردبیر او را به خاطر نداشتن تخیل و ایده‌پردازی، اخراج کرد! او را حتی به عنوان یک راننده آمبولانس هم استخدام نکردند تا اینکه برادرش به یاری‌اش آمد و او را در بانکی استخدام کرد، در آنجا، او آگهی‌های تبلیغاتی برای بانک طراحی می‌کرد و از این طریق بود که با یک طراح کارتون معروف آشنا شد، شرکت تبلیغاتی خود را بنا نهاد و به تدریج پا در جاده موفقیت نهاد.

۷- اپرا وینفری:

اپرا وینفری را ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم می‌دانند، حتی او مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بود. چیزی که اپرا مشهور کرده است، اعتبار رسانه‌ای اوست، طوری که می‌گویند او از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند.

اما دوران کودکی و نوجوانی وینفری، فاجعه‌آمیز بود، او در ۹ سالگی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفت، واقعه‌ای که بارها تکرار شد، در سال ۱۹۶۷ او از خانه فرار کرد، پس از یک آزار دیگر باردار شد و نوزاد پسر مرده‌ای به دنیا آورد. اما در اینجا او تصمیم گرفت که زندگی خود را تغییر بدهد به زودی مهارت خود را در کار رسانه‌ به همگان ثابت کرد.

۸- جی کی رولینگ:

گاهی برخی به موفقیت بی‌نظیر سری کتاب‌های هری پاتر حسادت می‌کنند و رولینگ را خوش‌شانس می‌دانند یا به سبک ادبی او می‌تازند، اما این نویسنده همیشه خوش‌شانس نبوده است، زمانی او در حالی که طلاق گرفته بود، مجبور بود به تنهایی و به کمک کمک‌هزینه دولت روزگار را سپری کند. او چندین رمان هم پیش از هری پاتر نوشته بود که هیچ عایدی برایش نداشت.

ایده کتاب هری پاتر هنگامی به ذهن او رسید که در یک ایستگاه منتظر قطار بود و او مشغول رؤپردازی ذهنی بود.

۹- استیون اسپیلبرگ:

آثار نبوغ در همان زمان کودکی در او هویدا بود، همان زمان که فیلم‌های هشت میلیمتری می‌ساخت، او در شانزده سالگی با بودجه ۵۰۰ دلاری، نخستین فیلم مستقل خود را ساخت، فیلمی که بعدا الهام‌بخش فیلم برخورد نزدیک شد.

اما اسپیلبرگ هم تا قبل از شناساندن استعدادهای خود، روزگار سختی را سپری کرد. در جوانی دانشکده فیلم، تلویزیون و تئاتر کالیفرنیای جنوبی او را سه بار رد کرد، به همین علت در جای دیگری مشغول تحصیل شد، اما او برای تمرکز بر کار فیلمسازی این دوره تحصیلی را هم نیمه‌کاره رها کرد.

برنده جایزه اسکار برای فهرست شیندلر و نجات سرباز رایان و کسی که گیشه‌ها را با آرواره‌ها، ای تی و پارک ژوراسیک تسخیر کرد، بدون سخت‌کوشی و اعتماد به نفس به هیچ جا نمی‌رسید.

۱۰- الویس پریسلی:

با آن چهره فوق العاده زیبا و صدای عالی، آدم مگر نیازی به سعی و تلاش هم دارد؟! اما در سال ۱۹۵۴، در زمان شروع کار الویس را کسی نمی‌شناخت، طوری که زمانی مدیر برنامه‌های او به وی گفته بود که به هیچ جا نمی‌رسی، بهتر است برگردی و تراکتور برانی!

۱۱- مایکل جوردن:

مایکل جوردن بازیکن شاخص تاریخ بسکتبال است، اما در ابتدای کار، زمانی او را از تیم بسکتبال دبیرستان خارج کرده بودند، اما او با تمرین‌های سخت و ممارست در تمام طول یک تابستان، توانست خود را ثابت کند. نقل قول مشهوری از مایکل جوردن وجود دارد که با خواندنش متوجه می‌شویم او بارها در زندگی حرفه‌ای ورزشی خود را شکست را تجربه کرده و هر بار از ویرانه‌های شکست، پیروزی ساخته است:

«در طول زندگی ورزشی‌ام، نه هزار شوت را گل نکردم، ۳۰۰ بازی را باختم، ۲۶ بار هم می‌توانستم شوت پیروزی تیمم را به ثمر برسانم، اما آن را از دست دادم. من بارها و بارها شکست خورده‌ام و به همین دلیل به موفقیت رسیده‌ام.»

۱۲- جک لندن:

خالق آوای وحش و سپید دندان، چه مصائبی را تا پیش از موفقیت آثار خود تجربه کرد؟

جک لندن در خانواده تنگدستی در سان فرانسیسکو به دنیا آمد و در اوکلند بزرگ شد. او با اینکه توانست در دانشگاه پذیرفته شود، تحصیلات رسمی چندانی نداشت و هرچه آموخت، خود آموخت و بسیاری از آثار ادبی را در کتابخانه عمومی اوکلند خواند.

در ۱۸۸۹ در کارخانه کنسروسازی کاری سخت و سنگین پیدا کرد. بعد با پولی که از نامادریش وام گرفت قایقی خرید و به دزدی صدف پرداخت. در ۱۸۹۳ به عنوان کارگر با یک کشتی شکار شیر دریایی به ژاپن رفت. بازگشت او با بحران اقتصادی سال ۱۸۹۳ و مبارزات کارگری همزمان شد.

مدتی بی‌کار و ولگرد بود و در شهر بافلو به زندان افتاد. بعد به اوکلند بازگشت و دبیرستان را تمام کرد. خیلی دوست داشت که به دانشگاه کالیفرنیا برود و پس از سه ماه کوشش فشرده در تابستان در آنجا پذیرفته شد. اما به دلیل بی‌پولی ناچار پس از یک سال دانشگاه را رها کرد.

در ۱۸۹۷ با کشتی و همراه با دیگر جویندگان طلای کلوندایک به شهر داوسون در یوکان رفت. در آنجا بیمار شد و پزشکی او را درمان کرد. پس از بازگشت به اوکلند، سعی کرد که با نوشتن و فروش آثارش (به گفته خودش با فروش مغزش) از بی‌پولی و اجبار به کار بدنی رها شود. همزمانی این تصمیم او با گسترش مجله‌های عامه‌پسند ارزان که به‌دنبال داستان‌های کوتاه بودند باعث شد که او بتواند از راه نویسندگی پول در آورد. به‌زودی نویسنده‌ای موفق شد و در سال ۱۹۰۰ درآمد او از نویسندگی به ۲۵ هزار دلار رسید که در مقیاس آن روزها برای یک نویسنده، مبلغ بسیار قابل توجهی بود.

اما جالب است بدانید که تا پیش از پذیرش آثار او، ناشران مجموعا ششصد بار از چاپ رمان‌های او خودداری کرده بودند!

۱۳- جیمز دایسون:

جاروبرقی البته پیش از دایسون اختراع شده بود، اما تا بعد از جنگ جهانی دوم، محصولی لوکس بود و برای همه در دسترس بود، یکی از مخترعاتی که جاروبرقی را همگانی کرد و کار را با آن راحت کرد، جیمز دایسون بود.

جاروبرقی‌ها به طور معمول کیسه‌ها و فیلترهایی دارند که به این ترتیب عمل می کنند: هوا به کمک موتور که در پشت فیلتر و کیسه قرار دارد آشغال ها را به داخل کیسه هدایت می کند و این عبور هوا از کیسه به سبب وجود میلیون‌ها منفذ در کیسه جارو امکان پذیر است. اما مشکلی که در این کیسه‌ها وجود دارد این است که این منافذ به سرعت توسط گرد و غبار و آشغال ها بسته می‌شوند و باعث کاهش قدرت و مکش و فشار بر موتور می‌شوند.

اما در دهه ۷۰ دایسون با فناوری cyclonic separation نسل جدیدی از جاروبرقی‌ها را ساخت که در آن گردش هوا با سرعت بالا باعث جدا شدن و جداسازی سریع ذرات زباله می‌شود. این جاروبرقی‌ها نیازی به کیسه زباله و تعویض آن ندارند.

اما ساخت این جاروبرقی برای دایسون اصلا آسان نبود، او با حمایت همسرش، پنج سال را صرف ساخت این موتور کرد، گفته می‌شود در این مدت او ۵۱۲۶ بار اقدام به ساخت و آزمایش نمونه‌های ابتدایی نمود تا سرانجام موفق شد و جاروبرقی G-Force را در سال ۱۹۸۳ ساخت.

اما در ادامه او به مشکل بزرگی برخورد، هیج کارخانه و شرکت توزیعی، حاضر به حمایت از محصول او نبود، چون جاروبرقی او باعث از بین رفتن بازار پردرآمد تولید و توزیع کیسه‌های جاروبرقی می‌شد!

دایسون مجبور شد به بازار ژاپن روی بیاورد، در آنجا خوشبختانه از محصول او استقبال زیادی شد، طوری که در سال ۱۹۹۱ برنده جایزه بین‌المللی طراحی در ژاپن شد. در سال ۱۹۹۳، دایسون، شرکت خود را بنا کرد و با کمک تبلیغات تلویزیونی سرانجام جاروبرقی خود را به مردم شناساند.
منبع: افکار

چه تعداد از کاربران ایرانی از فیس بوک استفاده می کنند؟ + اینفوگرافی

اولین گروه تحقیقاتی برخط ایران، به تازگی مجموعه‌ای از نکات برجسته پژوهش هم‌زمان خود با عنوان "ایران وب 2.0را منتشر کرده است. [جمعیت] نمونه این تحقیق شامل 2300 نفر از افراد ساکن ایران است که بین بیست و سوم تا بیست و هشتم اکتبر سال 2012 [دوم تا هفتم آبان ماه سال جاری] به سوالات آن پاسخ داده‌اند.

 

به گزارش سیتنا، وقتی از پاسخ‌دهندگان سوال شده که اغلب از چه رسانه اجتماعی استفاده می‌کنند؟ 58 درصد از افراد فیس‌بوک، 37 درصد گوگل پلاس و 14 درصد کلوب (شبکه اجتماعی داخلی در ایران)، 12 درصد توییتر و 12 درصد نیز Linkedin را انتخاب کرده‌اند.

 

حدود یک سوم افراد مزبور نیز گفته‌اند که روزانه دست‌کم یک ساعت از وقت خود را صرف رسانه‌های اجتماعی می‌کنند. از لحاظ محتوای مورد استفاده کاربران و مواردی که حداقل دوبار در هفته منتشر می‌کنند، 23 درصد عکس و 20 درصد موسیقی و فیلم‌کوتاه را عنوان کرده‌اند.

 

همچنین 22 درصد پاسخ دهندگان گزینه دارا بودن وبلاگ شخصی را انتخاب کرده‌اند. در ادامه 45 درصد افراد نیز گفته‌اند صفحات بحث و تبادل نظر و میزگردهای آنلاین را مطالعه کرده و یا در آن عضویت دارند.

 

امیراسماعیل بزرگزاده، عضو هیات مدیره شرکت کانوی ( صاحب اصلی گروه تحقیقاتی فوق ) در همین رابطه می‌گوید: ایرانیان در میان بالاترین مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان محتوا در منطقه قرار دارند. سطح بالای مشارکت و علاقه‌مندی، آنها را با همه ابزار دیجیتال همگام ساخته است.

 

همچنین در ادامه، یک سوم پاسخ‌گویان عقیده دارند که فناوری‌هایی مانند رسانه اجتماعی موجب کم‌رنگ شدن ارتباط میان اعضای خانواده‌ها شده است؛ چرا که به طور روزافزونی افراد وقت خود را به صورت آنلاین سپری می‌کنند. در پاسخ به انتخاب نوع ارتباط با دوستان، 65 درصد افراد پیام‌های نوشتاری؛ 43 درصد، گفتگوی برخط و 38 درصد، [نرم‌افزارهای] پیام‌رسان آنی و 36 درصد شبکه‌های اجتماعی را به عنوان مجرای ارتباطی خود عنوان کرده‌اند.

 

در ادامه این گرافیک اطلاع رسان به فارسی ترجمه شده است.


ادامه نوشته

متن قانون فروش ملک به اتباع خارجی در ترکیه

متن قانون فروش ملک به اتباع خارجی (اجرایی شده از تاریخ 18/08/2012 در ترکیه)

 

در قانون فروش ملک به خارجیان در ترکیه با هدف جذب سرمایه خارجی بیشتر که با تصویب رییس جمهوری و بخشنامه نخست وزیری این کشور اجرایی شد برای ایرانی ها محدودیتهایی در نظر گرفته شده است.

با اجرایی شدن این قانون در برخی موارد استثنایی فروش ملک در ترکیه به اتباع 183 کشور آزاد شد. در واقع قانون فروش ملک به خارجیان با اصلاحاتی که در مجلس ترکیه داده شددر مقیاس وسیعی تعدیل شده است. ترکیه پیشتر به آن دسته از اتباع خارجی که کشورهای آنها اجازه خرید ملک به شهروندان ترکیه در کشورهای خود نمی دهند، اجازه خرید ملک در این کشور نمی داد.

 بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حکایت دو گدا که بازاریابی بلد بودن - حتما بخون جالبه

دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری ستاره داوود...

مردم زیادی که از آن جا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه کسی که پشت صلیب نشسته بود پول می انداختند.
کشیشی از آن جا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ این جا مرکز مذهب کاتولیک است. مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به او پول می دهند نه تو.
گدایِ پشت ستاره داوود رو کرد به گدایِ پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده؟!!!

‎10 درسی که رهبران می توانند از بازی Angry Birds* بیاموزند؟

‎10 درسی که رهبران می توانند از بازی Angry Birds* بیاموزند؟


این متن به نظرم بسیار جالب آمد، از آنجا که خودم نیز با انجام این بازی عاشق آن شدم، ترجمه آن را اینجا قرار می دهم.

1- برای آموختن قواعد بازی باید بازی کنید.

2- افراد زمانی موفق می شوند که استعداد خاص خود را بیابند (هر پرنده ای یک ویژگی خاص دارد که بدون استفاده از آن نمی توانید هیچگاه به مرحله بعد بروید.)

3- هیچ وقت نمی توانید از شر یک شروع بد خلاص شوید ( مجبورید بازی را دوباره از اول شروع کنید حداقل اگر می خواهید سه ستاره شوید).

4- مشکلات متفاوت نیازمند تخصصهای متفاوتند.

5- منهدم کردن یک چیز ضرورتا همه جا احساس نمی شود.

6- اکثر پیشرفتها تدریجی است.

7- اینکه در یک موضوع خبره شده اید، به این معنی نیست که در همه موضوعات خبره هستید.

8- هیچ وقت یک کار را به همان یک شکلی که انجام داده اید نمی توانید تکرار کنید.

9- برخی از اهداف نیازمند پرنده های (متخصصین) بیشتری هستند.

10- همیشه بیش از یک راه برای برنده شدن است.

نمی دانم شما از این بازی، البته اگر وقت بازی داشته اید، چه آموخته اید. خوشحال خواهم شد که نظر شما را بدانم؟


* پرندگان عصبانی بازی کامپیوتری بسیار محبوبی بر روی گوشی ها موبایل و تبلتهای اینترنتی است.
منبع :
اخبار و مطالب اقتصادی

چگونه در شبکه های اجتماعی بازاریابی اینترنتی انجام دهیم

انتخاب شبکه احتماعی مناسب

تعداد بسیار زیادی از شبکه های اجتماعی وجود دارند که میتوانید فعالیت های بازاریابی خود را بر آنها متمرکز کنید و البته توجه داشته باشید که هرگز به فکر پوشش تمام آنها نباشید که سنگ بزرگ برداشتن نشانه نزدن است!!

برای انتخاب شبکه اجتماعی هدف به نکات زیر توجه داشته باشید:

  1. تعداد اعضا: شبکه اجتماعی هرچه بزرگتر، پتانسیل بازاریابی شما بیشتر.
  2. نوع فعالیت: وقتی وارد یک جامعه مجازی که صرفاً برای تفریح ایجاد شده است می شوید، نباید انتظار داشته باشید که محصولاتی مثل کتاب آموزشی در آن فروش خوبی داشته باشد.
  3. امکانات سایت: سایت جامعه مجازی که در آن عضو می شوید، می تواند امکانات مختلفی به شما بدهد. بین این امکانات و میزان موفقیت شما رابطه مستقیم وجود دارد. مثلاً امکان داشتن صفحه شخصی به جز پروفایل برای معرفی سرویس و خدمات خود، از بخش هایی است که در هر شبکه اجتماعی یافت نمی شود. این صفحه شخصی حتی می تواند برای خیلیها جایگزین وب سایت باشد و البته که محل تجمع تمام فعالیتهای شما در آن شبکه اجتماعی.
  4. در دسترس بودن: اینکه شبکه اجتماعی و جامعه مجازی انتخابی برای همه در دسترس باشد و مثلاً شرایطی چون پرداخت حق عضویت نداشته باشد، می تواند بازار هدف شما را توسعه بدهد البته طرف دیگر قضیه هم هست: شبکه اجتماعی که حق عضویت دریافت میکند، اعضایی دارد که به فعالیتهای درون جامعه، بیشتر توجه میکنند. پس رایگان یا غیر رایگان بودن هم در نتیجه فعالیت شما مؤثر است.

 

آغاز فعالیت

بعد از انتخاب یک شبکه اجتماعی مناسب برای فعالیت، همان طور که پیشتر هم عرض کرده بودم، می بایست پروفایل خود را به بهترین شکل ممکن تکمیل نمایید. در مرحله بعدی به دنبال گروهها و بخش هایی در جامعه مجازی باشید که بیشترین ارتباط ممکن با موضوع فعالیت شما را دارند. برای مثال اگر در زمینه بازی های کامپیوتری فعالیت میکنید، بهترین کار این است که به گروههایی بپیوندید که اخبار بازیهای کامپیوتری را منتشر میکنند و در این زمینه بحث می نمایند.

اما گاهی شاید گروهی مرتبط با موضوع فعالیت شما وجود نداشته باشد: در این مواقع از ایجاد گروه جدید هراسی نداشته باشید. اما این را هم فراموش نکنید که گروه مدیریت لازم دارد و برای محبوبیت گروه باید به غنای محتوای آن توجه ویژه داشته باشید.

مثلاً زمانی که برای اولین بار در سایت دوره عضو شدم، هیچ گروهی برای کسب درآمد وجود نداشت اما با ایجاد یک گروه در این زمینه، توانستم ظرف مدت کوتاهی ۴۵ نفر عضو جذب کنم و در واقع فعالیتهای خودم را به ۴۵ نفر معرفی کنم… .

 ادامه فعالیت

شروع فعالیت اولین قسمت است اما مهمتر ادامه آن است. اگر میخواهید در کسب درآمد اینترنتی از طریق بازاریابی اینترنتی در شبکه های اجتماعی موفق باشید، باید به فعالیت خود در آنها ادامه دهید. برای مثال وقتی گروهی می سازید باید به تمام سئوالات مطروحه، پاسخ داده و از اعضای گروه پشتیبانی نمایید.

منبع : http://84edu.net

اندر احوالات ما ;)

می‌خواهید درپرطرفدارترین شبکه‌ی اجتماعی جهان کاربر آداب‌دانی باشید که باعث آزار و مزاحمت دیگران نمی‌

می‌خواهید درپرطرفدارترین شبکه‌ی اجتماعی جهان کاربر آداب‌دانی باشید که باعث آزار و مزاحمت دیگران نمی‌شود؟ این چند نکته ساده و مهم را که سایت‌های فن‌آوری توصیه می‌کنند، رعایت کنید.

حالا دیگر کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که اهل وب‌گردی و جهان مجازی باشد و عضو "فیس‌بوک" نباشد. خیلی‌ها دیگر به جای ردوبدل کردن شماره تلفن و ایمیل، اول اسم یکدیگر را در فیس‌بوک جست‌وجو می‌کنند و برای هم درخواست دوستی می‌فرستند.

شمار بیشتری از کاربران هم حالا در فیس‌بوک است که از حال و احوال دوستان خود در سراسر دنیا باخبر می‌شوند و حال و روز خود را قبل از هرکجا، در فیس‌بوک استاتوس می‌کنند.

فیس‌بوک هم مثل هر جامعه‌ی بزرگ دیگری کم کم قاعده و آداب خودش را پیدا کرده است. اگر می‌خواهید کاربر آداب‌دان و معقول این جامعه‌ی مجازی باشید که فعالیت‌هایش برای دیگران دردسر ندارد و موس کامپیوتر دوستان‌تان روی دکمه‌ی "هاید" کلیک نمی‌کند تا فعالیت‌های شما از چشم‌شان دور شود، نکته‌های زیر را که سایت فن‌آوری "بازفید" و "مشبل" توصیه می‌کنند، رعایت کنید:

- مدام "چک این" نکنید

فیس‌بوک ایده‌ی "چک این" را که به شما امکان می‌دهد تا روی نقشه مشخص کنید که الان دقیقن کجا هستید، برای این به راه انداخت که به تعامل شما با دوستان‌تان دردنیای واقعی کمک کند. دوستان شما می‌توانند ببینند الان در کدام کافه و رستوران هستید تا اگر مایل بودید به شما ملحق شوند. اما اگر مدام از این امکان فیس‌بوک استفاده کنید و بنویسید که الان در اتاق خوب هستید، الان در حمام، چند دقیقه بعد آشپزخانه، نه تنها "اجتماعی و جالب" نیست که آزاردهنده هم هست. این گزینه قرار نیست برای وارد شدن به "خانه خودتان" استفاده شود!

- عکس‌هایتان را آنقدر دستکاری نکنید که دیگر قابل تشخیص نباشید

فیس‌بوک تا حد زیادی حول این ایده شکل گرفت که کاربران تصویر ایده‌آل یا بهتری از خودشان را عرضه کنند. با این نگاه عجیب نیست که خیلی‌ها به دنبال بهترین پرتره از خودشان باشند تا عکس پروفایل آن‌ها شود. اما قرار نیست این تصویر آنقدر با فتوشاپ دست‌کاری شود که دیگرچندان شبیه به خود واقعی کاربر نباشد.

این‌که نور قرمز فلش در مردمک چشم‌تان را با فوتوشاپ ویرایش کرده و حذف کنید یک چیز است، و این‌که رنگ چشم‌ و پوستتان را با فوتوشاپ تغییر بدهید یک چیز دیگر! عکس‌های شما بهتر است شبیه خود واقعی شما باشند، نه شبیه چیزی که نیستید.

- همه دوستان‌تان را دعوت به بازی‌های آنلاین فیس‌بوکی نکنید

اگر با کسی مراوده‌ای در دنیای واقعی ندارید یا مدت‌هاست که با دوستی اصلا حتا چت هم نکرده‌ا‌ید یا آن‌ها هیچ اطلاعی از علاقه شما به بازی‌های آنلاین ندارند، هیچ دلیلی وجود ندارد که برای آن‌ها دعوت به انواع و اقسام بازی‌های آنلاین را بفرستید. شاید آن‌ها اصلا هیچ علاقه‌ای به هیچ نوع بازی آنلاین ندارند و این کار شما فقط مزاحمت است.

- به "سوال‌های مخفی" درباره‌ی دوستان جواب نداده و روی دیوارشان منتشر نکنید

فکر کنید با کسی سه سال قبل یک دوره کارآموزی مشترک داشتید. بعد حالا می‌روید با افزونه‌ی "سوال‌های مخفی" به سوالی درباره ظاهر یا شخصیت او که اصلا هم شناخت عمیق و دقیقی ندارید پاسخ می‌دهید. روی دیوار فیس‌بوک او هم نوشته می‌شود که فلان دوست شما به سوالی مخفی درباره شما جواب داده است، روی این لینک کلیک کنید تا جواب را ببینید. خودتان را جای او بگذارید، چه حسی به شما دست می‌دهد جز این‌که با یک آدم بیکار و مزاحم روبرو هستید؟

بیشتر کاربران هیچ‌وقت روی این لینک‌ها و افزونه‌ها کلیک نمی‌کنند و فقط در نگاه آن‌ها سطح استفاده شما از فیس‌بوک در این حد برآورد می‌شود و این کارها در قضاوت کلی نسبت به شما تاثیر ناخوشایندی خواهد گذاشت.

- برای کسی که یک بار شما را از لیست دوستانش حذف کرده، دوباره درخواست دوستی نفرستید

اگر مطمئن هستید که با کسی دوست فیس‌بوکی بودید و حالا دیگر اسم شما در لیست دوستان او نیست، یک توضیح و جواب بیشتر ندارد. او شما را از لیست دوستان خود حذف کرده است. متاسفم! خوشایند نیست اما این اتفاق برای همه ما می‌‌افتد. اما بهتر است حقیقت را بپذیرید. کاربران درباره‌ی پروفایل شخصی خود اهل "چانه‌زنی" نیستند و قرار هم نیست که باشند. یکی شما را از لیست دوستان خود بیرون کرده است، حقیقت را بپذیرید و دوباره هی درخواست دوستی نفرستید.

- مدام وضعیت تاهل خود در فیس‌بوک را تغییر ندهید

خب این کار را اگر ۱۵ ساله هستید یا دوست دارید دیگران خیال کنند که ۱۵ ساله هستید انجام دهید. به خصوص مدام وضعیت تاهل خودتان را از "مجرد" به " پیچیده" و برعکس تغییر دهید! حواستان باشد که برای بیش‌تر کاربران فیس‌بوک مشکلات شخصی شما در رابطه‌هایتان چندان جذاب نیست و قرار نیست صفحه‌ی آن‌ها را با اخبار مداوم وضعیت تاهل خود پر کنید.

- وقتی وضعیت تاهل دوستان‌تان به "مجرد" تغییر می‌کند، نظر ندهید

وقتی وضعیت تاهل دوستی بعد از جدایی از دوست پسر/ دوست دختر یا همسر به "مجرد" تغییر پیدا می‌کند، معمولا خود این اتفاق برای او غم‌انگیز است. اما این‌که شما بروید و نظرهایی مثل "اوه خدای من! چرا؟ چی شده" زیر این تغییر وضعیت تاهل بنویسید، به مراتب ناخوشایندتر است. اگر می‌خواهید با دوستی درباره‌ی جدایی‌اش همدردی کنید، این کار را به شکل "خصوصی" در مسیج یا ایمیل انجام دهید. نه این‌که در بخش نظرات فیس‌بوک جلوی چشم همه سوال‌های خصوصی مطرح و اعلام همدردی کنید.

- برای نوزاد تازه متولد شده‌ی خود شناسه‌ی فیس‌بوک نسازید

همه حق دارند هرچیزی را در فیس‌بوک به شرطی که مطابق قوانین فیس‌بوک باشد به اشتراک بگذارند و منتشر کنند. زیر سیزده سال‌ها حق عضویت در فیس‌بوک ندارند و شما با ساختن شناسه‌ی کاربری برای بچه‌های خود که هیچ درکی از اینترنت و فیس‌بوک ندارند، عملا این قوانین را نقض می‌کنید.

انتشار ناگهانی تعداد زیادی عکس از هر حرکت کوچک بچه‌تان نیز جالب نیست، یادتان نرود دیگران بچه شما را اندازه شما دوست ندارند و برای آن‌ها کوچک‌ترین حرکت نوزاد شما جالب نیست.

- با همسر خودتان از یک شناسه‌ی کاربری مشترک استفاده نکنید

اگر حتا نمی‌توانید یا نمی‌خواهید شبکه‌ی دوستان و آشنایان و علایق خودتان را جدای از همسرتان داشته باشید، باید این حقیقت را قبول کنید که تماشای این نوع رابطه برای خیلی‌ها اصلا جذاب نیست. اگر قرار است با همسرتان از یک شناسه استفاده کنید، بهتر است اصلا شناسه‌ای نداشته باشید. .

- دوستان‌تان را روی عکس‌ها و مطالبی که به آن‌ها مربوط نیست "تگ" نکنید

برای جلب توجه مخاطب بی‌جهت اسم او را در نظرها، نوشته‌ها و عکس‌هایی که ربط مستقیمی به او ندارد، تگ نکنید. لابد تا الان متوجه شدید که بلافاصله بعد این کار بسیاری از کسانی را که تگ کرده‌اید، تگ روی نام خود را حذف می‌کنند. دوستان‌تان اگر استاتوس و نوشته‌ها و عکس‌های شما برایشان جالب باشد لایک می‌زنند و اگر نظری داشته باشند، نظرشان را می‌نویسند. در فیس‌بوک نباید و نمی‌توان به زور توجه دیگران را جلب کرد.

منبع : دویچه وله فارسی 

لیست 350 شبکه اجتماعی

لیست 350 شبکه اجتماعیاین شما و لیستی از  350شبکه اجتماعی .....


Books

Americabookshelf.com - One of the largest book exchange clubs across the US. BooksConnect - A book sharing community site connecting readers, authors, publishers, librarians and booksellers.

BookCrossing.com - A community of users from over 130 countries who exchange books with each other at public places like cafes, parks etc.

Bookhopper.co.uk - Free community for UK residents to share used books with each other.

Bookins.com - Book sharing website that enables members to exchange used books with each other in real time.

BookMooch.com - An interesting concept where users can exchange books with others through points. Users gain points when they give books to others.

Booksalescout.com - Online community of users allowing them to sell books in the US.

Bookswim.com - Book borrowing service with free shipping for registered website.

ConnectViaBooks - A social networking site connecting book lovers and enabling them to discover other similar interests.

GoodReads - GoodReads is a book reader’s community enabling members to review, share books they have been reading.

PaperBackSwap.com - Users can share books amongst each other and only pay for the delivery charges.

Pazap.com - A book trade engine for students to buy and sell old books.

Read It Swap It - A free service that allows users to exchange books with others.

Revish - Revish is another community for book lovers, letting them review their favorite books, group up, or simply tell the world what they’re currently reading.

Shelfari - Shelfari is a popular social networking service for book lovers.

Socialbib - Book swapping network between students.

Business Networking & Professionals

AdvisorGarage - It is an online directory of advisers who are willing to assist budding entrepreneurs.

ArtBreak - ArtBreak is an artist community for sharing and selling artwork.

Blogtronix - Blogtronix promotes corporate social networking, enterprise 2.0 and wikis.

Commutal - Commutal is an online sharing platform for businesses to create media rooms, participate in domestic groups and share event happenings with each other.

CompanyLoop - An online co-working community for global businesses.

ConnectBeam - Connectbeam offers social networking specially designed for corporate users.

Decorati - An interior designer community enabling users to post items for sale and for exchange.

DoMyStuff - A good site for working professionals looking to find online assistants.

Doostang - An invite only career community for professionals.

Fast Pitch - It is a quickly growing business networking community in corporate world. Its online provides users with a one-stop shop network to market their business.

iKarma Inc. - iKarma is a specialist in providing customer feedback for organizations and professionals.

ImageKind - ImageKind is a community and marketplace for professional artists.

Jambo - Jambo lets you connect with your neighborhood friends.

Jigsaw - An online business card networking directory for users to establish contacts with each other. Each business card is listed with an email id and a contact number.

Konnects - Konnects enables members to create their own professional networking communities.

Lawyrs - A professional social networking community for lawyers.

Linkedin - LinkedIn is a professional social networking website for business users, one of the most popular such sites out there. Some aspects of it are free, but many are paid.

mediabistro.com - mediabistro.com is for professionals in content or creative industry.

Pairup.com - Pairup connects business travelers assisting them to travel together.

Ryze.com - A site for establishing new connections and growing networks. Connections for jobs, building career and making sales.

Spoke.com - Spoke offers access to business network of over 40 million people worldwide.

Visible Path - Visible Path helps organizations to integrate social networking into their existing tools.

WebCrossing Neighbors - It provides a private label social network with personal spaces and user groups.

XING - XING is a networking directory of business contacts powering relationships between business professionals allowing users to connect with each other.

Family

Amiglia - A family networking service enabling users to connect to family members by publishing and sharing family trees, photos etc.

CafeMom - CafeMom is a social networking site for mothers to connect and share thoughts with each other.

Cingo - Cingo users connect with each other to organize their family life.

CommonGate - A social networking platform that enables users to create their own social network for their friends, family or organization.

Family 2.0 - Family 2.0 helps you create your own family social network, you can add family members, send personalized emails and create event alerts.

Famiva - A premier social network to connect with family members and relatives in a secure environment.

Famster - A private secure social network for family members.

Geni.com - An exciting social networking site enabling members to create their family tree. Although it’s a relatively new site, it has grown tremendously fast, and has hundreds of thousands of users.

Genoom - Genoom creates a meeting place for its site users. They can create a family network by inviting their relatives and discover their past memories.

Kincafe - An ideal social network for families to connect with their beloved ones.

Kinzin - Kinzin is an online meeting place for families to share family events, photos, stories and recipes.

MayasMoM - A family networking site for parents.

Minti - A collaborative parenting site.

MomJunction - MomJunction allows mothers to find reliable answers to questions, create private spaces with friends and build communities.

MothersClick - MothersClick connects mothers in a neighborhood with each and provides parenting advice to them.

myfamily.com - An excellent way to connect with your family members.

OneGreatFamily.com - An online shared database with combined knowledge and data at a single place.

OurStory.com - OurStory enables users to share stories of their families with others.

Parentography - A social network offering advice and advice for families.

The Family Post - A sharing network for communication with family members.

Friends

43

Things - A tagging based social networking site. Users create accounts and list a number of goals or hopes and these are parsed based on similarity to goals of other users.

Amitize.com - Amitize is a worldwide friendship network.

aSmallWorld - aSmallWorld is a private online community designed for individuals who would like to connect, re-connect to share similar thoughts with each other.

Badoo.Com - Badoo is a dynamic multi-lingual social networking site with innovative photo and video features that allows its users worldwide to gain an instant mass audience and interact both locally and globally.

Bebo - Bebo is a hugely popular site (especially in the UK), and similar in philosophy to MySpace. It allows users to communicate with their friends in multiple ways including blogging, sending messages and posting pictures.

Eons - An online gathering place for the elderly; most of the users are over the age of 50 years.

Facebook.com - Facebook is a social networking phenomenon connection people with their friends, family and other users with similar interests.

Faceparty - A UK based community social networking website. It started for youngsters but has now risen to popularity among all age groups.

Flingr - Flingr allows users to connect with all categories of friends – colleagues, college mates and school buddies.

Friendster - It is a popular global social network for finding new friends and developing friendships as well as searching old friends.

hi5 - Hi5 is a prominent social networking service in India with over 40 million users. However, Hi5 has recently experienced an upsurge beyond India and has shown increasing popularity in EU too.

Lovento - Lovento allows you to discover news friends and also find information about latest events.

Multiply.com - Multiply is a social networking website providing easy way to share digital media which includes photos, videos and music.

Mycool - Mycool enables members to find and share their interests with special groups.

MySpace.com - MySpace is an interactive social networking website consisting of personal profiles, blogs, groups, photos, music and videos. It’s currently the biggest social networking site out there, and while it might not be the most advanced one, the users seem to love its simplicity.

NetFriendships.com - A comprehensive social networking site enabling users to make new online friends and discover old ones.

Netlog - A social community of more than 20 million young Europeans.

Orkut - Orkut is a social networking service owned by Google. It enables users to meet new friends and create communities.

Passado - Passado is Europe’s no.1 re-union website connecting members with friends from school to workplace.

Piczo - Piczo offers safe social networking environment to youngster around the world. Piczo users can design their personal website with photos, videos etc. and share it with their friends.

Plazes - A social networking website for connecting with local users.

Pownce.com - Pownce is a mix of social networking and microblogging. It enables users to send messages, files, events and links with each other.

ProfileHeaven.com - A UK based social networking site for teenagers.

reunion.com - A leading online service for discovering old friends, classmates and family members.

Vox.com - Vox is a social blogging service where users share their ideas, photos, videos with family and friends.

Xanga - Xanga is one of the biggest social networking platforms with features of sharing photos, photos and videos.

XuQa - An online college social networking site with poker gaming features.

Hobbies & Interests

ActionProfiles.com - It is social networking community for sports and action. The features of the website are profiles of users with photographs and videos, reviews of products and job discussion boards.

Arts community - Arts community provides a dynamic community experience by providing extensive listing of exhibitions, events and openings.

BeGreen - BeGreen is a community that aims to generate environmental awareness for users.

beRecruited - beRecruited is a dedicated online community for sportpersons and coaches.

BottleTalk - BottleTalk is a wine lover’s community making it easy for members to share their drinking experiences.

CarGurus - An automobile community website enabling users to post car reviews, photos and share opinions.

Change - Change is a nonprofit social networking website that connects like minded users and allows them to exchange information.

ChangingThePresent - A nonprofit fund raising community with membership of over 400 nonprofits.

ChickAdvisor - ChickAdvisor is a sharing community for women users.

CircleUp - CircleUp is one of the best community website connecting users to groups, clubs for knowledge sharing, information exchange.

Coastr - Coastr connects beer lovers with each other.

ColShare - ColShare is a community for people who have hobby of collecting items like coins, stamps etc.

coRank - A rating community for users to share interesting information on internet.

DailyStrength - A huge community of over 500 groups dealing with health issues and various medical challenges.

Dundoo - Dundoo enables users to create image collages out of social networking profile. A big amount of ads on the site somewhat diminishes the overall impression.

Flixster - Flixster is a community for movie lovers.

FuelEmpire - FuelEmpire brings automobile enthusiasts together at one place.

GirlSense - A community for girls to promote their fashion designs & creations.

Greenvoice - An online networking platform for people who are conscious about the environment, who want to inform each other on environmental issues and create a difference.

iYomu - iYomu is an adult social networking website and it allows users to search for site members who have similar interests or for business needs.

Motortopia - Motortopia is community for automobile lovers. It consists of passionate lovers of bikes, planes, cars and boats etc.

MyCatSpace - MyCatSpace is a community for lovers of cats passionate to share experiences of their cats with others.

MyDogSpace - MyDogSpace users can share their dog pictures, write blog posts about dogs and communicate with other dog lovers, all in a very lovely community.

Uniteddogs - A social networking website for dog owners. The dog owners can creae profiles of their dogs, create blogs and share their thoughts.

vSocial - vSocial is a video based social networking platform allowing content owners, site operators to deliver the message online with video.

Language

15+ Language Communities

Media (Photo, Video & Audio)

25+ Video Sharing Services30+ Photo Sharing Services20+ Music Sharing ServicesBuzdeo - Buzdeo provides secure video sharing service with friends and family.

Fotki - A photo sharing service enabling users to connect with friends.

Fotolog - A big online photo sharing community.

Music

Asoboo - Asoboo is a sharing network for cultural artists from around the world.

BandChemistry - A network for musicians uniting music bands all over.

BandWagon - BandWagon is a music community website for music fans to manage their web pages, profiles, videos and music.

CrackSpace - A common place for fans of hip-hop music.

Moob - A dedicated community of hip-hop fans.

MOG - An online community powering site members to discover music and music lovers.

Mobile

CrackBerry - A community dedicated to BlackBerry users.

Dodgeball - A New York based service facilitating social interactions through mobile phones.

Friendstribe.com - A mobile phone based social networking site.

GotZapp - A mobile social network for sharing images, audio and graphics with your friends’ mobile phones.

Groovr - An ultimate mobile social networking site for staying connected with friends. It is compatible with iPhone.

Jaiku - Jaiku is essentially a microblogging service with an SMS gateway, very similar to Twitter. They’ve recently been acquired by Google.

Loopt - Loopt is a cool mobile based friend locator website. It uses GPS to show its users the location of friends by updating maps on mobile handset.

Mixxer - Mixxer enables users to content on their mobile with site members.

Mobango - A mobile community service powering users to search for user generated music content, videos and other data.

Mozes - Mozes enables members to connect & socialize with each other through mobile phones.

Partysync - Partysync helps users to interact with people using mobiles.

Peepsnation - Peepsnation allows users with similar interests to connect with each other on location basis.

Rabble - A location based social networking service for mobile phone users.

Socialight - Socialight is a mobile based social networking site where users share their travel experiences with other mobile users.

Wattpad - A mobile phone social networking platform allowing users to discover, read and share their stories with each others.

Shopping

18Sites for Social Shopping and Deals3LUXE - A community generated product research site.

AgentB - A common place to find out the best shopping deals on internet.

bringsome.com - A global goods delivery platform enabling community members to assist each other with access to best items from across the world.

boxedup.com - Boxedup.com users add their favorite products to their list and share it with others.

CoWorkersAds - An online marketplace listing allowing site members to discover and sell items among coworkers community.

iliketotallyloveit.com - A user generated marketplace where users submit cool products.

MyItThings.com - A user generated magazine for shopping.

MyStore.com - A social market place for buyers and sellers.

Productwiki.com - ProductWiki is a common place for users to share information about consumer products.

RedFlagDeals.com - RedFlagDeals.com is Canada’s most popular shopping community which offers huge discounts to site users.

Sale Grab - SaleGrab is a social shopping site for best sales and discount deals.

Shoppero - Shoppero offers profit sharing to site users for writing product reviews.

Smashing Darling - A collaborative market place connecting buyers and sellers at one place.

Social BookMarking

50+ Social Bookmarking Sites

Students

AlumWire - AlumWire has been created to assist college students, alumni with professional opportunities.

B4Class - A social network for high school and college students.

Campusbug - A college student social networking website.

CampusRank - CampusRank members select and rate their old school friends and group them into various categories.

College.com - An online community for college students.

CollegeMedium.com - A student classifieds website for buying and selling items, jobs search etc.

College Tonight - A great place to meet fellow college students and alumni.

DormItem.com - A local classifieds listings for schools in various cities.

Graduates.com - A social networking site assisting graduate school students to stay in touch post completion of course.

Half.com - A leading student market place for buying and selling textbooks at discounted prices.

iHipo - An international community for college students and business professionals looking for networking opportunities.

LocalSchools - A networking site connecting students with local US colleges and universities.

Pazap.com - A student trading site for buying and selling on-campus books with other students.

Quizilla - Quizilla is a social network for young teens.

RateMyProfessor.com - RateMyProfessor connects students aspiring to study similar courses by assisting each other.

Student.com - Student.com is a big online community for college students, high school students and teens with around 1,000,000 members.

Studentbid.com - Studentbid.com is a student market place for sales and purchase of items without any fees.

StudentSN.com - A social network allowing users to create home pages with contact information, personal information and photo albums.

Uloop.com - Uloop allows students to trade textbooks, promote community events and do host of other activities.

Travel & Locals

Amicoz.com - Amicoz is slightly different from conventional social networking sites; it doesn’t have some of the common features found on socnets. It is dedicated to assist users in sharing their travel experiences, nothing more, nothing less.

Citizenbay - Citizenbay is a user community for discovering local information.

CityTherapy - CityTherapy is an easy way to find and share places of interest (restaurant, bars) in Europe.

CouchSurfing - A global travel network connecting travelers with local communities.

fatdoor.com - A fun and an interactive way to connect with the folks from your neighborhood online.

Going.com - A fun way to interact with people locally.

iloho - An online travel community with similarity to social bookmarking services like digg.

MatchActivity - A site connecting people on the basis of their activities. Users can find things to do and join people in their area.

Matador - A travel based social network with an integrated blogging service.

myTripbook.com - myTripbook.com is a place for people who want to share their travel experiences through photos, videos and blogging with others.

OurFaves - OurFaves is a community of urban savvy folks who enjoy the Toronto city and find out cool places to hang out at.

Outside.in - A nice way to explore local communities to keep track with neighborhood news.

Rummble - Rummble enables users to discover as well as share places of interest in your neighborhood.

TravBuddy - TravBuddy is a cool site for sharing travel experiences, finding new travel friends or reading travel reviews of fellow friends.

Travellerspoint - An international meeting point for worldwide travelers.

TravelTogether - A travel based social networking service enabling users to share travel plans, travel deals and experiences.

tribe.net - Tribe.net is one of the easiest ways to connect with people for finding a restaurant, a killer apartment, a gentle dentist or a hiking friend.

TripUp - A travel community site for finding travel information and planning for trips.

Triporama- Triporama provides an easy way to plan and collaborate on group trips.

VibeAgent - VibeAgent is a site about hotel reviews, travel meta-search and social networking.

WAYN - A social networking website uniting world wide travelers.

WeExplore - WeExplore provides an online platform for volunteers and travelers from all over the globe.

Wikitravel - Wikitravel is dedicated project for creating a trusted, up-to-date travel guide. It has over 16,641 travel destination guides maintained and written by Wikitravellers from around the world.

Zoodango - Zoodango is a website enabling users to connect with urban professionals either online or face-to-face at local venues.

منبع : http://onlinemarketing.persianblog.ir/

شبکه‌های اجتماعی و میزان تاثیرگذاری آنها بر بازاریابی  

سلام دوستان عزیز این روزها تمرکزم روی شبکه های اجتماعی هستش یه مقاله جالب پیدا کردم و خواستم که با شما به اشتراک بگذارم

شبکه‌های اجتماعی و میزان تاثیرگذاری آنها بر بازاریابی

درباره شبکه‌های اجتماعی و میزان تاثیرگذاری آنها بر بازاریابی، حرف‌های زیادی زده می‌شود. بسیاری از سازمان‌ها در فیس‌بوک، توییتر و سایر شبکه‌های اجتماعی مجازی صفحات مخصوص به خود ایجاد کرده‌اند. درحالی که بسیاری عقیده دارند که ارزش حرفی که دهان به دهان میان مشتریان می‌گردد بسیار زیاد است، ولی ارزش واقعی شبکه‌های اجتماعی هنوز به طور کامل شناخته نشده است. در این مقاله میزان تاثیر‌گذاری صفحات اینچنینی و ارزشی که آنها از طریق رایج کردن نام سازمان در میان مشتریانشان ایجاد می‌کنند، بررسی می‌شود.

سازمان‌های بسیاری در فیس‌بوک و توییتر صفحات فعال دارند، اما این موضوع به تنهایی منجر به ایجاد تغییر در عملکرد این سازمان‌ها نشده است. سازمان‌ها اخیرا طرز فکر جدیدی را انتخاب کرده‌اند. آنها به حرف دهان‌به‌دهان ایجاد شده در شبکه‌های اجتماعی، به عنوان یک رسانه ارتباطی جدید نگاه می‌کنند. این ایده چیزی فراتر از جزئیات مفهومی است. زمانی که حرف دهان به دهان به عنوان یک کانال ارتباطی در نظر گرفته می‌شود، به نوعی محتوا تبدیل می‌شود و سازمان‌ها را قادر به اندازه گیری آن و پیاده‌سازی برخی فعالیت‌ها بر روی آن می‌کند. علاوه بر این حرف دهان به دهان برخلاف تبلیغات سنتی که با پول قابل خریدن بود، باید در طول زمان توسط سازمان کسب شود. این موضوع باعث شد سازمان‌ها به این نتیجه برسند که تنها راه ایجاد و حفظ تبليغ دهان به دهان در میان مشتریان، خوب و مفید بودن برای آنها به معنای واقعی کلمه است.

حال این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در یک دنیای مکالمات مجازی ایجاد شده توسط شبکه‌های اجتماعی مفید واقع شد؟ مسلما برای این مساله راه حل جامع و کاملی وجود ندارد و هر سازمان باید برای موقعیت خاص خودش راه حل منحصر به خود را ایجاد و اجرا کند. اگرچه در این میان برخی درس‌های کوچک از فعالیت سازمان‌های مختلف گردآوری شده است که در قالب دو دیدگاه اصلی قابل توضیح است. اول اینکه یک روش قدرتمند برای مفید بودن یک برند در دنیای مجازی این است که برای مشتریانش اعتبار اجتماعی ایجاد کند و دوم اینکه «عناصر مجازی» برای برانگیختن تبادلات اجتماعی که منجر به ایجاد حرف دهان به دهان می‌شود، ضروری هستند.

قدرت اعتبار

یک روش کارآمد برای اینکه یک برند در محیط شبکه‌های اجتماعی مفید واقع شود این است که به گونه ای باعث کسب اعتبار افرادی شود که منشا مکالمات دهان به دهان در شبکه‌های اجتماعی می‌شوند. شناخته شدن توسط دوستان یک انگیزه مهم برای افراد محسوب می‌شود و برندهایی که به کاربرانشان اجازه می‌دهند که این انگیزه را به دست آورند، ارزش بزرگی را به آنها اهدا می‌کنند. زمانی که کاربران این شناخته شدن را عمومی می‌کنند، آن را به حرف دهان به دهان تبدیل می‌کنند. سازمان‌ها می‌توانند این نوع اعتبار را از طرق مختلفی مانند اهدای علائمی که کاربران می‌توانند آنها را در روی صفحه فیس‌بوکشان قرار دهند یا دادن امتیازات مختلف به کاربرانشان اعطا کنند. با حرکت مداوم وب‌سایت‌ها به سمت پويا‌تر شدن و پاسخگویی بلادرنگ تعاملات ارزش شناخته شدن و اعتبار گرفتن کاربران اصلی آنها در شبکه‌ها نه تنها کاهش نمی‌یابد که روز به روز هم بیشتر می‌شود.

سازمان‌ها همچنین یاد گرفته‌اند که ارزشی را که مشتریان برای فخر فروختن راجع به موفقیت‌هایشان به دیگران به صورت آنلاین دارند را دست کم نگیرند که این فخر فروشی با یکپارچه‌سازی هوشمندانه وب‌سایت‌ها با فیس‌بوک یا توییتر آسانتر هم شده است. این پدیده را هر روزه می‌توان در فروم‌ها و سایت‌های مختلف مشاهده کرد. برای مثال در یک فروم مربوط به سایت بدن‌سازی زمانی که اعضا درباره لاغر شدن یا ورزشکار شدنشان به کمک این سایت صحبت می‌کنند، سایت تقریبا بدون هزینه، صاحب تبليغ دهان به دهان میان مشتریان و کاربرانش می‌شود. در واقع اگر تحقیقات رفتاری اخیر دقیق باشد، این تجارب به دیگران هم سرایت می‌کند و بدین ترتیب رفتار کاربران به وسیله شبکه دوستانشان عینا تکرار می‌شود که این موضوع باعث گسترش نام برند و حرف دهان به دهان مثبت راجع به سازمان می‌شود.

وسوسه عناصر مجازی

از نظر ادراک انسانی، عناصر مجازی در تسهیل حرف دهان به دهان مجازی نقش مهمی را به عهده دارند. این باور در واقع بر مبنای رفتار کاربران ایجاد شده است. در حالی که مفهوم کالاهای مجازی (اشیای غیر فیزیکی مورد استفاده در ارتباطات آنلاین و بازی‌ها) هنوز هم بسیاری از مدیران را گیج می‌کند، کاملا مشخص است که مشتریان، آنها را دوست دارند. کاربران معمولا برای به دست آوردن این کالاهای مجازی بر روی سایت‌های مختلف با یکدیگر رقابت می‌کنند. تخمین زده می‌شود که این کالاهای مجازی به یک صنعت پنج بیلیون دلاری در دنیا تبدیل شده‌اند.

سوالی که ایجاد می‌شود این است که چرا کاربران حاضرند برای کالاهایی که مجازی است و وجود خارجی ندارد پول واقعی بپردازند؟ انگیزه‌های آنها تايید‌کننده این حرف است که کاربران به دنبال اعتبار آنلاین هستند. آنها کالاهای مجازی را با هدف نشان دادن خود (در مورد کالاهایی مانند خانه‌ها یا هدیه‌های مجازی) یا برای شناخته شدن (همانند آرم‌هایی که فردی را به شهردار شهر مجازی تبدیل می‌کند) خریداری می‌نمایند. این رفتارها آنقدر گسترده و همه گیر هستند که می‌توان اطمینان داشت ساختگی نیستند و بازاریاب‌ها باید اهمیت آنها را دریابند تا بتوانند از آنها به سود سازمان بهره‌برداری کنند. سازمان‌ها باید فعالانه روش‌های مختلف استفاده از کالاهای مجازی به عنوان گسترش دهنده‌های کلام دهان به دهان را به بوته آزمایش بگذارند.

هدیه دادن مجازی به یک فعالیت مهم کاربران در فیس‌بوک تبدیل شده است. امروزه بخش بزرگی از این فعالیت رایگان است، اما فیس‌بوک در حال توسعه یک سیستم اعتباردهی مجازی است که به فروشندگان اجازه می‌دهد که در ازای فروش هدیه‌ها و سایر کالاهای مجازی‌شان پول واقعی از کاربران دریافت کنند. در محیط یک شبکه اجتماعی، در نظر گرفتن هدیه‌های مجازی به عنوان یک دارایی ارزشمند، کار چندان دور از انتظاری هم نیست؛ مخصوصا با توجه به این نکته که دسترسی به آنها می‌تواند به شدت محدود باشد. برای درک این موضوع به اشتیاقی فکر کنید که بسیاری از افراد برای جمع کردن کلکسیون‌های ارزشمندی از همه نوع دارند؛ از کارت‌های بیس‌بال گرفته تا سکه و پول. اگر اشیای مجازی هم همین قدر خوشایند باشند، در این صورت می‌توانند به یک معامله بزرگ برای فروشندگان و مصرف‌کنندگان تبدیل شوند و نیز به یک ابزار بزرگ برای ایجاد یک رسانه انتقال کلام دهان به دهان پرکاربرد.

قوانین اولیه رفتار مشتری در اینجا هم صدق می‌کند. آنها چانه زدن را دوست دارند و سازمان‌ها باید از قدرت اطلاع رسانی شبکه‌های اجتماعی حداکثر استفاده را بکنند. کاربران ممکن است در مقابل حراج‌ها یا به پایان رسیدن مدت فروش ارزان‌تر برخی کالاها حساس باشند؛ ولی سازمان‌ها همواره باید این نکته را در ذهن داشته باشند که هدف از ایجاد این محرک‌های خبری، سریع‌تر کردن ایجاد رسانه کلام دهان به دهان راجع به سازمان در میان مشتریان است و اینکه حالا این موضوع از طریق افزایش فروش یک کالای خاص از طریق ارزان‌تر کردن قیمت آن صورت می‌گیرد یا از طریق اعطای هدایا به یک سری مشتریان خاص به دست می‌آید، اهمیت چندانی ندارد.

آنها نامه‌های تبلیغاتی شبکه‌های اجتماعی مجازی نیستند که کاربران همانند ایمیل‌های تبلیغاتی از آنها متنفر باشند و بدون حتی انداختن نگاهی به آنها، آنها را روانه سطل آشغال کنند؛ بلکه اشیای محتوادار قانونی هستند که سازمان‌ها مایلند کاربران اولیه، آنها را در میان دوستان خود توزیع کنند.

یک توصیه نهایی: از حیله و مکر استفاده نکنید؛ از حقه‌های مسخره بهره نبرید و سعی نکنید مشتریانتان را دور بزنید، چرا که این فعالیت‌ها نه تنها هیچ ارزشی ندارند که زمان ارزشمند افراد را هم به هدر می‌دهند. تعهد به مفید واقع شدن در شبکه‌های اجتماعی به معنای تعهد به ایجاد تعاملات با کیفیت است. ذکر مجدد این نکته لازم است که در نظر گرفتن کلام دهان به دهان به عنوان یک محصول رسانه ای، تعریف معنای کیفیت برای فعالیت‌های خاص هر سازمان را آسان‌تر می‌کند. آن گونه که به نظر می‌رسد، سازمان‌ها می‌توانند به روش‌های گوناگونی برای کاربرانشان مفید واقع شوند؛ به این ترتیب مدیریت رسانه کلام دهان به دهان چیزی بیشتر از نگهداری صرف یک صفحه فیس‌بوک یا داشتن یک صفحه توییتر است که هر روز، به روز می‌شود. سازمان‌ها باید مراقب اطلاعاتی که در این صفحات قرار می‌دهند باشند و در عین حال میزان سرمایه‌ای که برای این فعالیت‌ها تخصیص می‌دهند را هم مد نظر قرار دهند. به این ترتیب که مراقب باشند سرمایه‌ای که برای شناساندن این صفحات به مشتریان در آنها سرمایه‌گذاری می‌شود، بیشتر از ارزش فعالیت‌های صورت گرفته در آنها نباشد.

بازاریابی از طریق رسانه کلام دهان به دهان می‌تواند به یک سلاح مهم در دست بازاریابان تبدیل شود. این موضوع به توانایی بازاریابان برای استفاده مناسب از طبیعت غیرقابل پیش‌بینی و پرفايده رسانه تبليغ دهان به دهان بدون از دست دادن اصلیت و اعتبار آن که باعث ارزشمند شدن آن در درجه اول شده بود، بستگی دارد.

در جمع‌بندی می‌توان گفت که ارزش و کاربری رسانه‌های شبکه‌های مجازی برای سازمان‌ها و کلام دهان به دهان هم همانند همه رسانه‌های دیگر بیشتر از اینکه به ماهیت خود آن رسانه بستگی داشته باشد، به رویکرد سازمان‌ها در مقابل آنها و میزان بهره‌برداری مناسب از آنها بستگی دارد. پس همانند هر رسانه دیگری در ابتدای فعالیتش نمی‌توان گفت که این رسانه به خودی خود خوب است یا نه، بلکه باید دید از آن چه استفاده‌ای می‌شود. مفیدترین کالاها هم قابلیت مضر بودن در صورت استفاده نابجا را دارند و در عین حال مضرترین و خطرناک‌ترین اشیا هم در صورت استفاده درست می‌توانند بسیار مفید واقع شوند.

سریما نازاریان

منبع: McKinsey Quarterly

بازاریابی اینترنتی – قدرت رسانه های اجتماعی

فیس بوک اسلامی سلام ورلد

فیس بوک اسلامی قرار است وب سایت " سلام جهان" به عنوان یک شبکه پیشگام در عرصه شبکه اجتماعی اسلامی با هدف ایجاد یک فضای حلال برای مسلمانان در اینترنت راه اندازی شود. نخستین شبکه جهانی و اسلامی "سلام جهان" به عنوان نسخه حلال و اسلامی فیس بوک با هدف ممانعت از ارائه محتوای حرام شبکه‌های اجتماعی غربی و هدف گرفتن 50 میلیون کاربر ظرف 3 سال آینده راه اندازی می‌شود. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه حریت ترکیه ، عبدالواحد نیازوف یکی از متصدیان "سلام جهان" در نخستین اجلاس این شبکه در استانبول که با حضور 250 نفر از 40 کشور جهان برگزار شد گفت: مسلمانان جهان، نماینده خوبی در دنیای اینترنت ندارند. قرار است وب سایت " سلام جهان" به عنوان یک شبکه پیشگام در عرصه شبکه اجتماعی اسلامی با هدف ایجاد یک فضای حلال برای مسلمانان در اینترنت راه اندازی شود. عبدالواحد نیازوف از تاجران مسلمان اهل سیبری اظهار داشت: محتوای شبکه های اجتماعی کنونی چندان امن نبوده و مملو از محتوای حرام هستند، نمی خواهیم جوانان ما این ایده ها را بپذیرند. یک گروه از سرمایه گذاران ترک و روس ده ها میلیون دلار برای توسعه این سایت که قرار است به نسخه اسلامی فیس بوک تبدیل شود سرمایه گذاری کرده اند. سایت : www.salamworldd.com صفحه فیس بوک سلام جهان فارسی : http://www.facebook.com/pages/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%B1%D9%84%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-SalamWorld/363756933641980

به حرف دومین ثروتمند جهان گوش کنید!

مصاحبه چالشی کانال CNBC
وارن بافت، دومین مرد ثروتمند جهان، طی یک مصاحبه جذابی که با کانال معروف CNBC داشت، عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد. در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید
 وارن بافت، دومین مرد ثروتمند جهان، طی یک مصاحبه جذابی که با کانال معروف CNBC داشت، عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد. در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید:



**او اولین سهام خود را در 11 سالگی خرید و هنوز هم عقیده دارد که خیلی دیر شروع کرده است.

**دارایی ها در آن زمان بسیار ارزان بود، پس فرزندان خود را به سرمایه گذاری تشویق کرد.

**او اولین زمین کشاورزی خود را در 14 سالگی خریداری کرد؛ آن هم با جمع کردن درآمدهای ناشی از فروش روزنامه.

**هر کسی می تواند با پس انداز پول های خود به امکانات زیادی برسد. فرزندان خود را به شروع یک تجارت تشویق کنید.

**او هنوز در خانه 3 اتاق خوابه ای که 50 سال پیش خریداری کرده بود زندگی می کند. او می گوید هرچه می خواهد در این خانه وجود دارد. نکته جالب این است که خانه او هیچ حصار و دیواری ندارد.

- هیچ گاه بیش از آن چیزی که احتیاج دارید خرید نکنید.

**او همواره اتومبیل خود را می راند و هیچ راننده و محافظی ندارد.

**شما همان هستید که هستید نه آنچه که دارید.


**او هیچ گاه با هواپیمای شخصی خود مسافرت نمی کند، درصورتی که او خود مالک بزرگ ترین شرکت تولیدکننده جت خصوصی است.

**همواره به این فکر کنید که چگونه می توانید با اقتصادی اندیشیدن از زندگی لذت ببرید.

**شرکت او به نام Berkshire Hathaway / برکشایر هاتوی 63 شرکت تابعه دارد.

او هر سال یک نامه به مدیران آنها می نویسد و اهداف را مشخص می کند. او هیچ گاه جلسات متعدد و تماس های معمول شرکت ها را با آنها ندارد.

**او همواره به مدیران خود 2 قانون را یادآور می شود: «همواره مراقب پول سهامداران باشید»، «قانون اول را فراموش نکنید».

**اهداف را تعیین کنید و مطمئن شوید که افراد شما روی آنها متمرکز هستند.

**او هیچ گاه با جامعه شلوغ ارتباط برقرار نمی کرد. تنها تفریح او یک پاپ کورن و تماشای تلویزیون بود.

**سعی نکنید که با اموال خود به دیگران فخر بفروشید، تنها از چیزهایی که دارید خودتان لذت ببرید.

**وارن بافت هیچ گاه یک موبایل یا حتی یک کامپیوتر نداشته است.

**بیل گیتس، ثروتمندترین مرد روی زمین 5 سال پیش او را ملاقات کرد. او تصور می کرد که هیچ نقطه مشترکی از لحاظ عقیده ای با او ندارد، بنابراین برای نیم ساعت برنامه ریزی کرده بود در صورتی که ملاقات آنها 10 ساعت طول کشید و پس از آن از طرفداران وارن بافت شد.

توصیه او به افراد جوان:


شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.

**از وام های بانکی دوری کنید و روی خودتان سرمایه گذاری کنید و همواره به یاد داشته باشید که: «پول انسان ها را خلق نمی کند، بلکه انسان ها هستند که پول را خلق می کنند»، «زندگی را به سادگی خودتان زندگی کنید.»

**براساس حرف های دیگران عمل نکنید، فقط به آنها گوش کنید ولی هرچه را که احساس خوبی به آن دارید، انجام بدهید.

**به دنبال پوشیدن یا داشتن برندها نباشید، بلکه آنچه را که در آن احساس راحتی می کنید خریداری کنید.

**پول خود را روی چیزهای غیرضروری خرج نکنید، بلکه روی چیزهایی سرمایه گذاری کنید که واقعا به آنها احتیاج دارید.

**در نهایت اینکه این زندگی شماست، پس چرا این فرصت را در اختیار دیگران قرار می دهید تا روی زندگی شما حاکم باشند؟

در خاتمه این نکته که: «شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.»

منبع : مجله آسیا

معرفی کتاب مارکتینگ 3 (marketing3)

سرچشمه اندیشه‌های فیلیپ کاتلر درکتاب مارکتینگ تری (marketing3)


احمد آخوندی


فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی نوین، نویسنده‌ی کتاب مارکتینگ‌تریmarketing3.0 است . دو همکار دیگر کاتلر در این کتاب، هرماوان کارتاجایا، و ایوان سیتوان است؛ کتابی متعلق به سال 2010 .


کاتلر در مارکتینگ تری چه می گوید؟


افشره‌ی دیدگاه کاتلر در کتاب مارکتینگ‌تری این است که باید شرکتها از مشتری محوری، مشتری مداری، و به تعبیر لطیف‌تر مشتری نوازی، به روح و روان آدمی توجه بیشتری داشته باشند. وظیفه‌ی شرکتها برای بقا و پابرجایی‌شان تنها در این عبارت خلاصه خواهد شد که "روح و روان آدمی را تسخیر کنید". "در قلب انسانها صادقانه و عمیق نفوذ کنید". در غیر این صورت، در انتظار نابودی و انحلال خود لحظه شماری کنید.

تبیین این دیدگاه دشوار است. اما کاتلر با درک دقیق از شناخت روش علمی می‌تواند. به خاطر دارید که نیوتن عنوان کرد برای تبیین دیدگاهش یعنی جاذبه‌ی زمین، بر شانه‌ی غولهای علم ایستاد. کاتلر نیز بر شانه‌ی غولها ایستاده است تا بتواند نظریه‌اش را تبیین کند.


کاتلر بر شانه کدام غولهای جهانی ایستاده است؟


الوین تافلر، نویسنده و فیلسوف شهیر آمریکایی یکی از این غولهای جهانی علم است. تافلر را به عنوان "آینده‌نگرآینده نگرها" در جهان علمی می‌شناسند. کتاب" موج سوم "تافلر در جهان و ایران، پارادایمهای فراوانی را شکست و پارادایمهای تازه‌ای آفرید.

تافلر در "کتاب موج سوم" هر یک از موج‌ها را به همراه ویژگیهایش به تفصیل معرفی و تشریح می‌کند.

کاتلر نیز با واژگانی نظیر تافلر، هر یک از واژگان بازاریابی اول، بازاریابی دوم، و بازاریابی سوم را با شاخصه‌هایش توصیف می‌کند.

موج اول در دیدگاه تافلر، کشاورزی است و تحولاتی که انسان شکارچی در خود پدید می‌آورد و در مزارع ساکن می‌شود. موج دوم، انقلاب صنعتی است. در این انقلاب، تولید، روشهای تولید ، و سازماندهی نیروی کار نیروهای اصلی محسوب می‌شوند. و در نهایت، پیشرفت بشر و جوامع به سوی موج سوم است که اصلی‌ترین ویژگی آن اطلاعات و ارتباطات است و به همین دلیل به عصر اطلاعات و ارتباطات موسوم شده است.

کاتلر نیز بر پایه‌ی دیدگاه تافلر ، تکامل بازاریابی را تشریح می‌کندبازاریابی عصر کشاورزی در قید و بند تولید است. آنچه تولید می‌شود مورد نیاز مشتری است. بازاریابی مرحله تکاملی می‌یابد و به بازاریابی عصر صنعتی وارد می‌شویم. عصری که مشتری، مدار و محور فعالیتها قرار می‌گیرد. با پدیدآیی عصر اطلاعات که می‌توان آن را" انقلاب اطلاعات" یا" انفجار اطلاعات" نیز نامید، عملاً بسیاری از مرزهای پیشین کاملاً در هم می‌شکند.

کاتلر در عصر اطلاعات یا "عصر سوم بازاریابی" بر آن است که به شرکتها تفهیم کند" تغییر" بنیان برانداز است.راهی وجود ندارد بجز آنکه شرکتها همواره نیازهای عالی مشتری را در نظر بگیرند؛ اگر تمایل دارند همچنان در فهرست شرکتها دیده شوند. شرکتها به الزام باید بتوانند منافع روح و روان آدمی را تأمین کنند.

بخش نخست کتاب مارکتینگ‌تری فراتر از ایده‌های الوین تافلر است. کتاب مارکتینگ‌تری آکنده از نام کتابها و نویسندگان نخبه و آینده‌نگری است که در پی آنند تا در این دنیا، طرحی نو دراندازند. بخش نخست کتاب مارکتینگ‌تری ملهم از آرا و افکار و ایده‌های نخبگان جهانی است که با انتشار کتابهایشان توانستند در شکل‌گیری ایده‌های کاتلر، سهمی شایسته ایفا کنند.


چرایی اقبال ایران برای کتابهای کاتلر

دیدگاههای کاتلر بویژه در کتاب مارکتینگ‌تری هواخواهان زیادی در ایران پیدا خواهد کرد . چرا که کاتلر در جای‌جای این کتاب از واژه‌هایی استفاده می‌کند که بار ارزشی دارند نظیر واژه‌های ارزش، عدالت، رفاه اجتماعی، و ... که جملگی در فرهنگ شرقی نظیر فرهنگ ما از جایگاه والایی برخوردار است.

شاید به همین دلیل است که مترجمان کتاب کاتلر در ایران، مجذوب دیدگاه وی شده‌اند و تا کنون دو ترجمه از این کتاب در ایران وجود دارد

.

1)      بازاریابی3 با ترجمه دکتر عبدالحمید ابراهیمی، صمد عالی، دکتر علیرضا بافنده، و الناز علیزاده اشرفی از سوی انتشارات افق دانش(با همکاری سازمان مدیریت صنعتی آذربایجان)

2)      نسل سوم بازاریابی  با ترجمه حمیدرضا ایرانی و اصغر رحمتی، ناشر آریانا قلم


ناشران جدید مارکتینگ‌تری در ایران


خبرهای جدید حاکی از آن است که حداقل دو ناشر دیگر در ایران، ترجمه کتاب مارکتینگ‌تری رابه بازار چاپ و نشر روانه خواهند کرد. انتشارات رسا، و انتشارات سیته دو ناشری هستند که به احتمال تا پایان سال 1390، کتاب مارکتینگ‌تری را با نامی متفاوت عرضه خواهند کرد

.

دکتر هرمز مهرانی و بهزاد شهرابی همین کتاب را با عنوان عصر سوم بازاریابی ترجمه کرده‌اند. دکتر کامبیز حیدرزاده ، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات نیز کتاب مارکتینگ‌تری را ترجمه کرده‌انددکتر شافعی و همکارانش نیز همین کتاب را با عناوینی مشابه در دستور کار قرار داده‌اند تا دانشگاه کردستان آن را منتشر کند.و به احتمال تعداد ترجمه‌های بیشتری را می‌توان در نمایشگاه بین المللی کتاب (اردیبهشت ماه سال 1391 )شمارش کرد.

فقر چیست؟

"Poverty İs Not A Night You Spend "Without Food", Poverty İs A Day You Spend "Without Thinking".
فقر شب را بی غذا سر کردن نیست
فقر روز را بی اندیشه گذراندن است

Yoksulluk Geceyi Yemeksiz Geçirmek Değil; Yoksulluk Bir Günü Düşünmeden  Geçirmektir.

ali şariati

ترس عقب‌ماندن از همتايان خود قدرتمندترین عامل انگیزشی در محل کار

هر پدر یا مادری می‌تواند به شما بگوید که اگر به یک فرزند خود شکلات بزرگی بدهید و سپس به سمت فرزند دیگر خود رفته و شکلات بزرگ تری به او بدهید، مطمئنا شادی و خوشی تبدیل به خشم می‌شود. ناگهان آنچه باید عامل لذت و شادی باشد تبدیل به یک بی‌عدالتی بزرگ می‌شود. «چرا شکلات او بزرگ‌تر از شکلات من است؟ این منصفانه نیست!»

یک مدیر کارگزینی نیز می‌تواند به شما بگوید که دنیای کسب و کار چندان متفاوت با مثال بالا نیست.
«مهم‌ترین چیز مورد تایید قرار گرفتن در مقایسه با همتایان آنها بود و بسیاری از آنان حاضر بودند هر کاری برای رسیدن به این هدف انجام دهند.»
ایان لارکین، استادیار واحد مذاکرات، سازمان‌دهی و بازار در دانشکده تجارت و کسب‌وکار ‌هاروارد می‌گوید: «به همین دلیل است که دوره‌های آموزشی MBA لیست‌هایی از میانگین درآمد تهیه می‌کنند و دانشجویان مدت زیادی با دقت این لیست‌ها را بررسی می‌کنند. شما باید ایمیل‌های پر از خشمی‌را ببینید که من از دانشجویان دریافت می‌کنم، هنگامی‌که آنها می‌فهمند یک پیشنهاد کاری درآمدی به اندازه 10.000 دلار پایین تر از میانگین درآمد سالانه دارد.البته باید توجه داشت، این‌طور نیست که آنها فکر کنند حقوق سالانه 115.000 دلار به خودی خود غیرمنصفانه است و شاید اگر آنها اطلاعاتی درباره اینکه این حقوق پایین‌تر از میانگین است نداشتند، کاملا راضی می‌بودند.» البته موضوع فقط پول هم نیست. در چندین مطالعه حاوی مقایسه‌های اجتماعی در محل کار، لارکین به این نتیجه رسیده است که قدرتمندترین عامل انگیزشی در محل کار، تمایل غریزی ما برای مقایسه عملکرد خودمان با عملکرد دیگران است. او می‌گوید: «رشته اقتصاد همواره نگاهی منطقی به اشخاص داشته است و حجم بسیار زیادی از ادبیات این رشته بر انگیزه‌های مالی و این ایده ساده تمرکز دارد که داشتن انگیزه‌های مالی باعث می‌شود اشخاص سخت تر کار کنند. اما پژوهش من نشان می‌دهد که «مقایسه‌های اجتماعی» در تصمیم ما بر سخت کار کردن و اینکه چه تصوری از عملکرد خود داریم، به همان اندازه اهمیت دارند.»

ستاره طلايی 30.000 دلاری
لارکین در مقاله خود در سال 2009 با عنوان «پرداخت 30.000 دلار برای یک ستاره طلايی: یک بررسی عملی درباره ارزش تاییدشدن از سوی همتایان در میان فروشندگان نرم افزار» بیان می‌کند که قدرت مقایسه‌های اجتماعی می‌تواند به تصمیمات مالی غیرمنطقی منجر شود.
این مقاله به تشریح یک تحقیق میدانی در یک شرکت بزرگ نرم‌افزاری می‌پردازد که در آنجا بخش عمده‌ای از درآمد فروشندگان بر پایه کمیسیون فروش آنها تعیین می‌شود. این شرکت همچنین یک انگیزه مشترک دیگر را برای فروش ایجاد کرده است: عضویت در «باشگاه مدیر» برای آن دسته از کارمندانی که بیشتر از 90 درصد همتایان خود در یک سال، نرم افزار فروخته باشند.
همچنین این شرکت از یک برنامه «افزایش کمیسیون» در طول هر سه ماه کاری استفاده می‌کند، به این معنی که فروشنده‌ای که انتظار حجم بالایی از فروش را در آغاز یک سه ماهه کاری داشته باشد، به ازای فروش بیشتر از آن حد در همان بازه، کمیسیون بیشتری دریافت خواهد کرد. فروشنده‌ای که انتظار فروش زیادی را در آغاز سه ماهه کاری داشته باشد، طبیعتا هر فروش ممکن دیگری را تا اواخر آن سه ماهه کاری به تعویق می‌اندازد تا از برنامه افزایش کمیسیون بهره‌مند شود.
اما فروش سریع پیش از پایان سال می‌تواند کمک کند تا از فروشنده قدردانی ویژه‌ای با عضویت در باشگاه به عمل آید. بنا بر این فروشنده با یک انتخاب مواجه می‌شود: به تعویق انداختن فروش و کسب افزایش کمیسیون یا انجام فروش سریع و افزایش شانس عضویت در باشگاه.
لارکین در مقاله خود از تصمیم‌های واقعی صد‌ها فروشنده‌ای که با این انتخاب مواجه بوده‌اند استفاده می‌کند تا «تمایل به هزینه کردن» برای عضویت یک فروشنده در باشگاه را به صورت آماری تخمین بزند، یعنی زمانی که منتظر شدن برای کمیسیون‌های بیشتر ارزشی برای فروشنده ندارد و می‌خواهد معامله را انجام دهد تا عضو باشگاه شود. آماری که از تمایل فروشنده‌ها برای هزینه کردن در این راستا در این شرکت نرم افزاری به دست آمد، تقریبا 30.000 دلار بود.
لارکین می‌گوید: «تحقیق من نشان می‌دهد که فروشندگانی که در مرز عضو شدن در باشگاه قرار دارند، حقیقتا مایلند هزینه کنند تا از این مرز رد شده و به عضویت باشگاه در آیند.»
نکته مهمی‌که وجود داشت این بود که لارکین مشاهده کرد عضویت در باشگاه منافع مالی آشکاری در بر نداشت. اعضای باشگاه یک ستاره طلايی روی کارت خود دریافت می‌کردند، در کل شرکت شناخته می‌شدند، از مدیر عاملی يك نامه دریافت می‌کردند و به همراه بقیه اعضای باشگاه به یک سفر آخر هفته در یک ناحیه گرمسیری می‌رفتند. (درست است که این سفر صد‌ها دلار ارزش داشت، اما ارزش مالی آن بسیار کمتر از یک کمیسیون بزرگ بود.) لارکین می‌افزاید: «اعضای باشگاه چشم انداز بهتری برای ارتقای شغلی، به دست آوردن شغلی بهتر یا کسب کمیسیون‌های بیشتر در آینده نداشتند. حقیقتا تمام مساله این بود که آنها به دنبال تایید شدن در مقایسه با همتایان خود بودند و بسیاری از آنها حاضر بودند هزینه آن را بپردازند.»

احساس عدم امنیت به عدم صداقت منجر می‌شود

لارکین مقاله‌ای در سال 2009 به همراه همکار خود بنجامین ادلمن در HBS چاپ کرد به نام «آمار جمعیتی، دغدغه‌های شغلی یا مقایسه‌های اجتماعی: چه کسی شمار دانلود SSRN را دستکاری می‌کند؟» که بیان می‌کند، مقایسه اجتماعی می‌تواند به تقلب‌هايی منجر شوند كه ناشي از احساس عدم امنيت است. این مقاله به بررسی موضوعی می‌پردازد که برای دانشگاهیان سراسر دنیا حائز اهمیت است: محبوبیت نسبی مقالات مخزن شبکه تحقیقات علوم اجتماعی (SSRN).
SSRN یک مخزن بسیار بزرگ مقالات آکادمیک است، با بیش از صد هزار نویسنده و پانصد هزار کاربر ثبت شده که امکان دیدن یا دانلود کردن هر مقاله‌ای درون سایت را دارند. SSRN برای هر مقاله صفحه وبی درست می‌کند که شامل آماری می‌باشد مبنی بر اینکه آن مقاله چند بار دیده شده و چند بار دانلود شده است. سایت SSRN همچنین لیست‌هایی از برترین‌ها در رشته‌های متعدد چاپ می‌کند که رتبه بندی مقالات بر اساس این است که مقاله چند بار دیده شده، دانلود شده یا مورد ارجاع قرار گرفته است.

برخی از محققان توجه بسیاری به تعداد دانلود گزارش شده از مقاله خود داشتند. لارکین می‌گوید که یک شخص حقوقی برجسته آکادمیک، بررسی لحظه به لحظه شمار دانلود مقاله خود را مانند اعتیاد به مواد مخدر توصیف می‌کرد.
قبلا سایت SSRN به طور نامحدود اجازه دانلود مقالات را می‌داد و بیشتر آن دانلودها در شمار دانلودهای گزارش شده برای هر مقاله تاثیر داشتند.پس از مدتی معلوم شد بسیاری از نویسندگان مقالات با دانلود چند باره مقاله خود به دستکاری سیستم شمارش دانلود می‌پرداختند تا اینکه دیگران شمار بالای دانلود را ببینند و تصور کنند که این مقالات خاص از محبوبیت بالایی برخوردارند. SSRN حالا برای مقابله، سابقه زمانی دانلود هر مقاله را با جزئیات نگه می‌دارد و قادر است تشخیص دهد که مقالات توسط یک شخص به دفعات دانلود می‌شوند.
لارکین می‌گوید: «مثل این است که سوپرمارکتی داشته باشیم که فروشنده ندارد و هر کسی به داخل می‌آید می‌تواند چیزی بدزدد یا هزینه خرید خود را پرداخت کند. اما یک دوربین ویدئویی هست که کسی از آن خبر ندارد و حرکات همه آدم‌ها را ثبت می‌کند. برخی از دانشگاهیان برای سال‌ها شمار دانلود مقالات خود را بالا می‌بردند و به این خاطر مجازات هم نمی‌شدند، اما ما دقیقا می‌توانستیم ببینیم چه کسانی و در چه شرایطی این کار را انجام می‌دهند.»
لارکین و ادلمن در پژوهش خود با SSRN یک گروه تحقیقاتی تشکیل دادند و تصمیم گرفتند تعیین کنند چه عواملی باعث می‌شود دانشگاهیان شمار دانلود مقالات خود را بالا ببرند.

لارکین می‌گوید: «ما به عنوان اقتصاددان بر این باور بودیم که اینها احتمالا اشخاصی هستند که به زودی می‌خواهند پستی تصدی کنند، یا افرادی‌اند که به تازگی فارغ التحصیل شده‌اند و می‌خواهند به این طریق خود را مطرح کنند. افکار ما بر مبنای مدل اقتصادی همیشگی بود؛ یعنی اینکه افراد این کار را به خاطر دلایل منطقی ارتقای شغلی انجام می‌دهند.»
لارکین این فرضیه را با مکس بزرمن، همکار و مشاور عالی خود در HBS در میان گذاشت و دید که او تئوری متفاوتی در ذهن دارد. لارکین می‌گوید: «مکس به من گفت: «شرط می‌بندم اشخاص به این دلیل این کار را انجام می‌دهند که از اینکه مقالاتشان به اندازه مقالات همکارانشان دانلود نمی‌شود احساس بدی دارند.» پس ما تصمیم گرفتیم این موضوع را بررسی کنیم.»
معلوم شد که بزرمن حق داشت. این دو محقق دریافتند که وقتی مقاله همکار یکی از نویسندگان در سایت مورد توجه واقع می‌شد یا وقتی یک مقاله مشابه با مقاله نویسنده مزبور به تازگی منتشر می‌شد و توسط خوانندگان زیاد دانلود می‌شد، احتمال اینکه آن نویسنده مقاله خود را مکررا دانلود کند بیشتر
می‌شد. دانلودهای گمراه کننده همچنین در زمان‌هایی که مقاله‌ای نزدیک بود در لیست برترین‌ها قرار بگیرد یا این موقعیت را از دست بدهد، افزایش می‌یافت. (مضحک اینجاست که یکی از مقالاتی که در SSRN بیشترین دانلود‌ها را داشته مقاله‌ای است با این نام: «من چیزی برای پنهان کردن ندارم» و سوءبرداشت‌های دیگری از حریم خصوصی.)
لارکین می‌گوید: «باز هم آنچه برای ما شگفت‌آور بود این بود که با درنظر گرفتن دلایل اقتصادی به چه نتایج کمی ‌در این خصوص رسیدیم. بدون شک آنچه این رفتار را به بهترین نحو پیش‌بینی می‌کرد، ترس پایین‌تر بودن از همتایان در سطح اجتماع بود.»
(کسانی که وسوسه می‌شوند آمار دانلود یک مقاله را بالا ببرند باید توجه کنند که اکنون شرایط سایت SSRN تصریح می‌کند تلاش برای دست بردن در شمار دانلود یک مقاله برخلاف قوانین سایت است و سازمان حق محروم کردن کسانی که چنین سوءاستفاده‌ای انجام دهند را برای خود حفظ می‌کند.)

پیامد‌ها برای مدیران پرداخت حقوق
شواهدی که از دنیای نرم افزار و دانشگاهیان به دست آمد، نشان می‌دهند هنگامی‌که شرکت‌ها طرح‌هایی برای پاداش دادن به کارمندان خود می‌ریزند، باید مقایسه‌های اجتماعی را در نظر داشته باشند. لارکین این موضوع را در مقاله «هزینه‌های روانشناختی خرج کردن برای عملکرد: پیشنهاد‌هایی برای پاداش دادن استراتژیک به کارمندان» مطرح می‌کند، مقاله‌ای که او به همراه فرانچسکا جینو، همکار خود در HBS و همچنین لامار پیرس از دانشگاه واشینگتن چاپ کرد.
نویسندگان این مقاله معتقدند که پرداخت حقوق یک کارمند تنها بر اساس عملکرد او یک استراتژی نا کارآمد است و می‌تواند به تخریب یا ایجاد حس تنفر در کارمندانی که حس می‌کنند از همکاران خود درآمد کمتری دارند، منجر شود. بنابراین، یک مقیاس درآمدی استاندارد شده که با برنامه‌های انگیزشی جنبی ترکیب شده باشد، می‌تواند بهترین راه برای انگیزه دادن به کارمندان باشد.

در این مقاله می‌خوانیم: «وقتی که کارمندان تصمیم می‌گیرند چه مقداری تلاش و کوشش از خود بروز دهند، نه تنها آنها حقوق و پاداش خود را در نظر دارند، بلکه آنها وضعیت همتایان خود از این لحاظ را نیز در یک مقایسه اجتماعی در نظر می‌گیرند.» 

این نکته مهمی‌ برای اندیشیدن است، با توجه به اینکه Facebook، Linkedin و دیگر سایت‌های این چنینی به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی را که قبلا برای خودمان نگاه می‌داشتیم، اجتناب‌ناپذیر کرده است.


مترجم: آزاده معدنیان
منبع:hbs
اکتبر 2011
نقل از دنیای اقتصاد

عوامل كليدي بازاريابي در فروشگاه

عوامل كليدي بازاريابي در فروشگاه

تالیف و ترجمه: دكترعليرضا حداديان


عوامل كليدي بازاريابي در فروشگاه يا آميخته بازاريابي درون فروشگاهي ، مجموعه عواملي است كه فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي خرده‌فروشي در جهت ايجاد ارزش براي مشتريان خود، ‌مورد استفاده قرار مي‌دهند.عناصر مهم در بازاريابي تحت عنوان «آميخته بازاريابي» اولين بار در سال 1964 توسط نيل بوردن  (
Neil Borden)از دانشگاه بازرگاني هاروارد ( Harvard Business School) مطرح گرديد. هر چند قبل از آن جروم مك كارتي در سال 1960، سرواژه  (Acronyms)«فورپي»  را براي چهار عامل مهم محصول، قيمت، توزيع و تبليغات بكار برده بود. پس از آن نيز صاحبنظران مختلف مجموعه عوامل مهم در حوزه‌هاي مختلف را با سرواژه‌هاي ديگري نشان داده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به 7P در خدمات، 4C در رقابت و ... اشاره نمود. مقاله حاضر به ارائه 7 عامل مهم در بازاريابي درون فروشگاهي‌ مي‌پردازد.

1
C: راحتي مشتري 
راحتي مشتري، عواملي مهم و گسترده ، از مكان فروشگاه و نزديكي و دسترسي آسان به آن گرفته تا وجود پاركينگ و امكانات و تسهيلات جهت خريد راحت در فضاي فروشگاه را در بر مي‌گيرد. همچنين امروزه فراهم كردن امكان خريد الكترونيكي يكي ديگر از ابزارهاي مهم در ايجاد راحتي براي مشتريان است.با توجه به ظهور انقلاب راحتي  در دنيا، مشتريان و مصرف كنندگان به دنبال محصولات راحت تر، خدمات سهل تر و خريد آسان تر هستند كه بايد به عنوان يك مزيت رقابتي عمده و پايدار به آن توجه گردد.

2
C: ايجاد ارزش و منفعت براي مشتري 
اين عامل به معني مجموعه خدماتي است كه مورد نياز و خواست مشتريان است، انتظارات آنها را برآورده مي‌كند و باعث ايجاد رضايت مي‌شود. مشتريان، محصولات را خريداري نمي‌كنند بلكه منافع، مزايا و ارزشهاي محصولات و خدمات را خريداري مي‌كنند. لذا فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي خرده فروشي بايد سعي كنند كالاهايي را تأمين نمايند كه مورد نياز و خواست مشتريان باشد و به بهترين شكل، انتظارات مشتريان را برآورده ‌كند. دامنه كالاها بايد به اندازه كافي، وسيع و عميق باشد.

3
C: هزينه مشتري 
بايد سعي شود تا هزينة مشتريان فروشگاه تا حد ممكن، كاهش يابد. همچنين قيمت‌ها بايد طوري باشد كه مشتري احساس كند در مقابل پولي كه پرداخت مي‌كند، چيز باارزشي را به دست مي‌آورد و ريسك كمتري را متحمل مي گردد.

4
C: ارتباطات و روابط مشتري 
ارتباطات، فرآيند دوطرفه‌اي است كه در آن به تبادل اطلاعات پرداخته مي‌شود. ارتباطات متقابل بين فروشگاه و مشتري باعث ايجاد اعتماد خواهد شد. علاوه بر اين، ارتباطات اثربخش با مشتري به شناخت بهتر نيازها، سلايق، علايق و انتظارات مشتريان مي‌انجامد و پرداختن به اين موارد به رضايت و وفاداري مشتريان را به دنبال خواهد داشت.
اين عامل به عنصر تبليغ و ترفيع در «آميخته بازاريابي» شباهت بسيار دارد. هر چند ارتباطات، صرفاً تبليغات نيست بلكه ابزارهاي متنوعي چون: تحقيقات بازار، روابط عمومي، بازاريابي مستقيم، پست الكترونيك و اينترنت، پايگاه داده بازاريابي و برنامه‌هاي وفاداري را در بر مي‌گيرد. در همين راستا، طراحي و پياده‌سازي سيستم‌هاي «مديريت ارتباط با مشتريان» يا
CRM  در فروشگاه‌ها، اهميت فوق‌العاده مي‌يابد. ارتباط رو در روي فروشندگان با مشتريان از موضوعات مهم در بازاريابي فروشگاهي است و برقراري ارتباطات حضوري اثربخش و كارآمد، نقش بسيار مهمي در جذب مشتري ايفا خواهد كرد. 
عوامل مهم در ارتباط رو در روي فروشنده با مشتري در فروشگاه را مي‌توان با سرواژه ديگري تحت عنوان شارپ  كه به معني فروشنده تيزهوش و هوشيار مي باشد ، نشان داد.
- آماده به خدمت بودن/لبخند بر لب داشتن(
Stand by/Smiling): فروشندگاني كه هميشه آماده  و مترصد خدمت گزاري به مشتريان هستند، از عوامل اساسي جذب مشتري ، محسوب مي گردند. در مقابل ، فروشندگاني كه اصطلاحا «به صندلي خود مي چسبند» و «رو به سوي مشتري ندارند» در كار خود ناموفق و باعث گريزاندن مشتري خواهند بود.همچنين توصيه مي گردد در جايگاه هاي فروش و كليه نقاطي از فروشگاه كه به طور مستقيم با مشتريان در تماس هستند از كساني كه هميشه لبخند بر لب دارند استفاده گردد.ضرب المثل چيني :« كسي كه لبخند زدن بلد نيست ، نبايد فروشگاه باز كند» به خوبي بيانگر اهميت چهره بشاش و گشاده و برخورد مناسب با مشتري در موفقيت فروشندگان مي باشد.
- گوش دادن (
Hear): يك فروشنده خوب به مشتري گوش فرا مي‌دهد و در رابطه، حضور فعال دارد. از طريق گوش دادن است كه مي‌توان به نيازها و خواسته‌هاي مشتري پي برد. همچنين ،گوش دادن ، نشانه توجه به مشتري و حضور وي مي‌باشد. البته در فروشگاه‌هاي بزرگ و زنجيره‌اي كه آزاد بودن يا سلف سرويس بودن جزء مزاياي اساسي آن‌ها مي‌باشد بايد مراقب بود كه آزادي مشتري خدشه‌دار نشود. لذا بهتر است فروشندگان ، در صورت درخواست خود مشتري براي اطلاعات بيشتر و نيز در زمان مناسب -كه تشخيص زمان مناسب به ميزان تجربه فروشندگان، بستگي دارد- ارتباط حضوري راآغاز و ايجاد نمايند.
- توجه و مراقب كردن (
Attend): فروشندگان اثربخش در فروشگاه بايد از مشتريان مراقبت و به آنها خدمات رساني كنند. امروزه استراتژي‌هاي مراقبت از مشتري  و صميميت با مشتري  از مهم‌ترين استراتژي‌هاي بازاريابي و مشتري‌مداري در كسب و كارها به شمار مي‌روند كه به عنوان يك عامل بسيار مهم در آميخته بازاريابي درون فروشگاهي در 7C مطرح خواهد شد.
- پاسخگويي و مسئوليت پذيري (
Responsibility): فروشنده حرفه‌اي در قبال مشتريان، مسئوليت‌پذير و پاسخگو است و در جهت انجام هر چه بهتر اين امر به يادگيري و آموزش، اعتقاد و اهتمام دارد.فروشنده اي كه در سطح فروشگاه به خدمت رساني مشغول است علاوه بر كسب اطلاعات لازم براي افزايش كارآيي و اثربخشي كار خود ، آنها را در عرصه عمل، و در ارتباط با مشتريان ،پياده‌سازي مي‌كند. اين اطلاعات مي‌تواند دامنه‌اي از اطلاعات فني و ويژگيهاي محصولات و خدمات تا راهكارهاي افزايش مهارت فروش و برخورد با مشتري را شامل شود.
- حل مسائل مشتري (
Problem solving): و بالاخره، فروشنده بايد سعي كند در جايگاه يك مشاور به حل مسائل مشتريان بپردازد. اينجاست كه نبايد از يك كالاي خاص طرفداري كند يا به خريد يك كالا اصرار ورزد بلكه بايد مشورتها و راهنمايي‌هاي لازم را انجام دهد، خصوصيات كليه محصولات يا خدمات را به طور واضح و شفاف بيان كند و دست مشتري را براي انتخاب و قصد خريد باز بگذارد. اتخاذ رويكرد و نقش مشاور در فروشندگي به ايجاد اعتماد در مشتريان كمك فوق‌العاده‌اي خواهد كرد.

5
C: سيستم رايانه‌اي و مديريت طبقه محصول 
يكي از مهم‌ترين عوامل موفقيت فروشگاه هاي زنجيره‌اي، وجود كالاها در اندازه‌هاي مناسب، مقدار مناسب و ارائه آن در زمان و مكان مناسب است. افزايش روز افزون تنوع كالاها باعث افزايش قدرت انتخاب مشتريان شده است. امروزه در فروشگاههاي بزرگ زنجيره‌اي حدود 20.000 قلم كالا وجود دارد. در برخي از آنها تا 100.000 قلم كالا مشاهده مي‌شود. كنترل و مديريت اثربخش اين دامنه متنوع از كالاها نيازمند وجود يك سيستم رايانه‌اي قوي و مبتني بر طبقه‌بندي محصولات مي‌باشد. امروزه شبكه‌هاي كامپيوتري، ارتباط بين فروشگاه‌ها و تأمين كنندگان را سهل‌تر كرده‌اند. همچنين اينترنت و روابط تجاري الكترونيكي در حوزه هاي
B2B   و  B2C، افزايش سرعت و سهولت در روابط و مناسبات تجاري بين فروشگاه‌ها و تأمين‌كنندگان ومشتريان را باعث شده‌اند.

6
C: امتيازدهي مشتري به فروشگاه 
مشتريان به طور دائم، خدمات فروشگاههاي مختلف را با هم مقايسه و امتيازدهي مي‌كنند و بر اساس اين امتيازدهي ذهنيتي در آنها ايجاد مي‌شود. هر چه اين امتياز بالاتر باشد، وجهه فروشگاه بيشتر است و مشتريان به مارك تجاري فروشگاه ، بيشتر اعتماد مي‌كنند.
علاوه بر اين،هر چه ارتباطات فروشگاه با مشتريان، اثربخش‌تر باشد و مراقبت از مشتري انجام بگيرد، اين امتياز نيز بالاتر خواهد بود.

7
C: مراقبت از مشتري و خدمات رساني
موفقيت فروشگاه در پياده سازي برنامه‌هاي مراقبت از مشتريان و خدمات‌رساني به آنها به افزايش سطح وفاداري مشتريان مي‌انجامد.مشتريان وفادار چند ويژگي بسيار مهم دارند: اولا.خريدهاي مجدد انجام خواهند داد و ارتباط شان با فروشگاه براي مدت زمان طولاني ، ادامه خواهد داشت و در نتيجه ، سودآوري آينده تضمين خواهد شد. ثانيا.مشتريان وفادار براي فروشگاه به تبليغ زباني  مثبت مي پردازند و حتي برخي از آنها كه «مشتريان هوادار وحامي» لقب گرفته اند، به شدت از فروشگاه  طرفداري و پشتيباني مي كنند و در مقابل اظهار نظرهاي منفي ديگران راجع به فروشگاه ،به طور جدي موضع مي گيرند. ثالثا.مشتريان وفادار در مواجهه با اشتباهات احتمالي كه از سوي فروشگاه وپرسنل آن،صورت مي گيرد صبور تر و با گذشت تر هستند و بالاخره، مشتريان وفادار ،كمتر تحت تاثير تبليغات و امتيازات اعطا شده از سوي رقبا قرار مي گيرند و اصطلاحا « نرخ مورد انتظار تغيير يا انتقال »  در آنها پايين است.  از آنجا كه ماهيت كار فروشگاهها، خدماتي مي‌باشد عواملي نظير: كيفيت خدمات، سرعت خدمات، دقت خدمات، برخورد كاركنان، ظواهر و دكوراسيون و فرآيند خدمات، مهم مي‌باشند. برخي از خدماتي كه مي‌توان در فروشگاه‌ها ارائه داد در زير مي‌آيد:
- ايجاد واحد كمك به مشتريان خاص (مانند: افراد مسن، خانم‌هاي باردار و ...)
- تعبيه مكاني براي نگهداري و مراقبت از فرزندان مشتريان
- ارائه خدمات ويژه براي مشتريان كليدي و وفادار به عنوان مثال: تحويل درب منزل و فروش تلفني

منبع : سایت مدیر یار

پيش‌بيني اقتصاد كشورها در 2012

شريه معتبر اكونوميست با انتشار يك شماره ويژه درخصوص چشم‌انداز اقتصاد جهان در سال 2012 پيش‌بيني كرد كه بالاترين تورم در سال آينده با 6/30 درصد متعلق به ونزوئلا خواهد بود و به جز هفت كشور، ديگر بقيه كشورها تورم تك‌رقمي خواهند داشت. در ميان كشورهاي داراي تورم دو رقمي نام ايران نيز با 5/16 درصد تورم به چشم مي‌خورد. درخصوص رشد اقتصادي، اكثر كشورهاي توسعه‌يافته به دليل تداوم بحران جهاني همچنان نرخ‌هاي پاييني را تجربه خواهند كرد، ولي چين با نرخ 2/8 درصد و هند با نرخ 8/7 درصد به رشد پرسرعت خود ادامه خواهند داد. در منطقه اطراف ايران نيز بالاترين رشدها متعلق به ليبي و عراق با نرخ‌هاي 6/13 درصد و 9/10 درصد خواهد بود كه سكوهاي سوم و چهارم رشد سريع در جهان را نيز به خود اختصاص داده‌اند.براي عربستان رشد 3/5 درصدي، امارات 3/4 درصدي، پاكستان 3/4 درصدي، لبنان 6/3 درصدي، مصر 9/2 درصدي و براي ايران نيز رشد 2/2 درصدي پيش‌بيني شده است.

اکونومیست پیش‌بینی کرد
اقتصاد جهان در سال 2012

 شادی آذری
نشریه معتبر اکونومیست طبق رسم هر ساله در آستانه سال نوی میلادی پیش‌بینی خود را از چشم‌انداز اقتصاد جهان در سال پیش رو منتشر کرده است. 
در این پیش‌بینی به تفکیک رشد اقتصادی، تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری و برابری قدرت خرید، درصد نرخ تورم، جمعیت و درآمد سرانه کشورها بیان شده است. به علاوه این بار نیز ده کشور برتر به لحاظ رشد اقتصادی که بیشترین سرعت رشد را به خود اختصاص خواهند داد معرفی شده‌اند. بر این اساس ماکائو با 0/15 درصد رشد توانسته است در صدر این جدول قرار گیرد و پس از آن مغولستان با 8/14 درصد، لیبی با 6/13 درصد، عراق با 9/10 درصد، آنگولا با 9/9 درصد، نیجر با 5/8 درصد، چین با 2/8 درصد، اتیوپی با 0/8 درصد، روآندا با 8/0 درصد و لائوس با 9/7 درصد رشد اقتصادی به ترتیب در رتبه‌های نخست رشد اقتصادی جهان قرار گرفته‌اند. در این پیش‌بینی علت پیشتازی ماکائو این سرزمین کوچک، درآمدهای حاصل از مراکز تفریحی آن ذکر شده است که نشان می‌دهد این فعالیت‌ها می‌توانند بیش از فعالیت‌های مالی به افزایش رشد اقتصادی کمک کنند.لیبی و عراق نیز دو کشور عربی هستند که در آن‌ها بازسازی و ایجاد ثبات پس از براندازی دو نظام مستبد در آنها می‌تواند موجب افزایش رشد اقتصادی شود.
در لیبی درگیری‌ها احیای اقتصادی را با تاخیر روبرو کرد اما در سال 2012 ثبات کم کم جای آن را خواهد گرفت. در مورد چین باید گفت تقاضایی که از سوی این دومین اقتصاد بزرگ جهان شکل می‌گیرد، مشکلات دنیای ثروتمند را تا حدودی جبران خواهد کرد. مغولستان از رونق بخش معدن منتفع خواهد شد و سرمایه‌گذاری در این بخش موجب افزایش رشد اقتصادی آن خواهد شد. آنگولا، لائوس و نیجر از افزایش نسبی قیمت کالاها بهره‌مند خواهند شد و اتیوپی و روآندا تجاری شدن تدریجی مناطق حومه‌ای خود را تجربه خواهند نمود. در این پیش‌بینی میانگین قیمت هر بشکه نفت 90 دلار ذکر شده است. این در شرایطی است که پیش‌بینی سال گذشته قیمت 110 دلار را براي هر بشکه نشان می‌داد. 
قیمت‌ها در بخش کشاورزی گرچه کاهش می‌یابند اما در مقایسه با معیارهای تاریخی در سطح بالایی باقی خواهند ماند. در شرایطی که برخی از کشورهای ثروتمند با مشکل رکود روبرو خواهند شد، در مجموع چشم‌اندازی تیره برای اقتصاد جهان پیش‌بینی می‌شود. اقتصاد جهان در سال 2012 تا 3/3 درصد (بر اساس برابری قدرت خرید) رشد خواهد نمود و این در شرایطی است که این رقم برای سال 2011 معادل 7/3 درصد بود. اکونومیست پیش‌بینی کرده است که خطر رکود جهانی در حد رقم 40 درصد است که این رقمی بسیار بالاست.اقتصادهای توسعه‌یافته همچنان در مشکلات گرفتار خواهند بود چون کاهش بودجه‌ها بخصوص در اروپا رشد اقتصادی را کند می‌کند و سیاست‌های سهل‌گیرانه به جا مانده از گذشته جایی برای محرک‌های بیشتر باقی نخواهد گذارد. بار دیگر چین سهم مهمی در رشد اقتصادی جهان ایفا خواهد کرد و این کشور در اواخر سال 2012 انتقال رهبری سیاسی را شاهد خواهد بود. این برای فعالان بخش کالا خبری خوب است اما برای چین آينده‌اي دشوار در سال‌های پیش رو را نوید می‌دهد. تجارت جهانی در سال 2012 2/5 درصد رشد می‌کند که این کمتر از نیمی از رشد سال 2010 خواهد بود.
منبع : مدیران ایران

بازاریابی به سبک ارتش امریکا

نياز ارتش‌ آمريكا به‌ نيروهاي‌ جديد در سال‌هاي‌ پيش‌ رو، دولت‌ اين‌ كشور را بر آن‌ داشته‌ تا از هم‌ اكنون‌ با دامن‌ زدن‌ به‌ نوعي‌ بازاريابي‌ جديد يعني‌ استفاده‌ از بازي‌هاي‌ رايانه‌اي‌، كودكان‌ آمريكايي‌ را مهياي‌ ورود به‌ اين‌ عرصه‌ نمايند. در قبال‌ انتقادها و مخالفت‌هاي‌ جدّي‌اي‌ كه‌ اخيراً عليه‌ اين‌ حركت‌ جديد ارتش‌ صورت‌ پذيرفته‌است‌، حاميان‌ چنين‌ جرياني‌ در ارتش‌ با ردّ اين‌ گونه‌ انتقادها و اعتراض‌ها، چنين‌ بازي‌هايي‌ را تصويرگر ارزش‌هاي‌ آمريكايي‌ و تنها معرفي‌ كننده‌ يكي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ آينده‌ كودكان‌ اين‌ كشور برمي‌شمارند.

سرهنگ‌ كاسي‌ وارديسكي‌ كه‌ ناظر توليد اين‌ بازي‌ است‌، پرده‌ از حقيقتي‌ تلخ‌ برمي‌دارد و دربارة‌ اين‌ بازي‌ مي‌گويد: «تنها 41 درصد اين‌ بازي‌، تصويري‌ ساختگي‌ ارتش‌ آمريكا، جنگ‌ را براي‌ كودكان‌ به‌ نحوي‌ جذاب‌ و مهيّج‌ به‌ تصوير كشيده‌ است‌. اساساً اگر ارتش‌ نيازمند نيرو است‌، حق‌ ندارد كه‌ از حساسيت‌هاي‌ كودكانمان‌ سوءاستفاده‌ كند و با اتكاي‌ به‌ خشونت‌، رفتاري‌ فريب‌كارانه‌ در قبال‌ آن‌ها اتخاذ كند
   

 
چكيده‌:
 
نياز ارتش‌ آمريكا به‌ نيروهاي‌ جديد در سال‌هاي‌ پيش‌ رو، دولت‌ اين‌ كشور را بر آن‌ داشته‌ تا از هم‌ اكنون‌ با دامن‌ زدن‌ به‌ نوعي‌ بازاريابي‌ جديد يعني‌ استفاده‌ از بازي‌هاي‌ رايانه‌اي‌، كودكان‌ آمريكايي‌ را مهياي‌ ورود به‌ اين‌ عرصه‌ نمايند. در قبال‌ انتقادها و مخالفت‌هاي‌ جدّي‌اي‌ كه‌ اخيراً عليه‌ اين‌ حركت‌ جديد ارتش‌ صورت‌ پذيرفته‌است‌، حاميان‌ چنين‌ جرياني‌ در ارتش‌ با ردّ اين‌ گونه‌ انتقادها و اعتراض‌ها، چنين‌ بازي‌هايي‌ را تصويرگر ارزش‌هاي‌ آمريكايي‌ و تنها معرفي‌ كننده‌ يكي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ آينده‌ كودكان‌ اين‌ كشور برمي‌شمارند.

 
كودكانمان‌ مي‌توانند بازي‌ ويدئويي‌ «ارتش‌ آمريكا» را به‌ رايگان‌ از اينترنت‌ به‌ كامپيوترهاي‌ خود منتقل‌ كنند. بله‌، اين‌ بازي‌ براي‌ آن‌ها كاملاً رايگان‌ است‌ و البته‌ بگذريم‌ از اين‌ كه‌، هزينه‌ آن‌ را پيشتر با پرداخت‌ ماليات‌هايمان‌ به‌ دولت‌ داده‌ايم‌. در اين‌ بازي‌، كودكان‌ با سلاح‌هاي‌ غيرواقعي‌شان‌ كه‌ ظاهر و كاركردي‌ واقعي‌ در بازي‌ دارند، دشمنان‌ خود را از پاي‌ درمي‌آورند. در اين‌ بازي‌ است‌ كه‌ كودكان‌ در نقش‌ سربازان‌ آمريكايي‌ به‌ كمين‌ تروريست‌ها مي‌نشينند و هنگامي‌ كه‌ محاصره‌ مي‌شوند، صداي‌ واقعي‌ شليك‌ تيرهاي‌ مهاجمان‌ را با تمام‌ وجود حس‌ مي‌كنند. اما تنها چيزي‌ كه‌ مي‌تواند چنين‌ تصاويري‌ را به‌ واقعيت‌ مبدّل‌ سازد،  نياز ارتش‌ آمريكا به‌ نيروهاي‌ جديد در سال‌هاي‌ پيش‌ رو، دولت‌ اين‌ كشور را بر آن‌ داشته‌ تا از هم‌ اكنون‌ با دامن‌ زدن‌ به‌ نوعي‌ بازاريابي‌ جديد يعني‌ استفاده‌ از بازي‌هاي‌ رايانه‌اي‌، كودكان‌ آمريكايي‌ را مهياي‌ ورود به‌ اين‌ عرصه‌ نمايند

 
واقعي‌ و با سلاح‌هايي‌ حقيقي‌ است‌ و اين‌ همان‌ خواسته‌اي‌ است‌ كه‌ ارتش‌ آمريكا از كودكانمان‌ دارد.

 
اين‌ بازي‌ كه‌ امروزه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از مشهورترين‌، محبوب‌ترين‌ و البته‌ مؤثرترين‌ ابزار جذب‌ كودكانمان‌ شناخته‌ مي‌شود، به‌ رايگان‌ در دسترس‌ جمعيت‌ 13 تا 21 سال‌ آمريكا قرار دارد كه‌ البته‌ يكي‌ از جذاب‌ترين‌ شيوه‌هاي‌ بازاريابي‌ را براي‌ تبليغ‌ خود برگزيده‌ است‌. بر خلاف‌ آگهي‌هاي‌ 30 ثانيه‌اي‌ تلويزيوني‌، تبليغ‌ اين‌ نوع‌ محصول‌ به‌ شيوه‌اي‌ متفاوت‌ مي‌باشد و مخاطب‌ خود را مدت‌ زمان‌ بس‌ طولاني‌تري‌، درگير اين‌ محصول‌ مي‌كند.

 
در طي‌ دو سالي‌ كه‌ از عرضه‌ نخستين‌ نمونه‌ اين‌ بازي‌ مي‌گذرد، تا كنون‌ 16 ميليون‌ انتقال‌ رايگان‌ آن‌ و نسخه‌هاي‌ جديدترش‌ را به‌ كامپيوترهاي‌ شخصي‌ شاهد بوده‌ايم‌. اين‌ بازي‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ جايي‌ ويژه‌ در نشريات‌ صنعت‌ اسباب‌بازي‌ و مجلات‌ سرگرمي‌ و تفريحي‌ يافته‌، از جايگاهي‌ ويژه‌ در نمايشگاه‌ها نيز برخوردار است‌. از آغاز عرضه‌ اين‌ بازي‌، شاهد انجام‌ موفقيت‌آميز 600 ميليون‌ مأموريت‌ تخيلي‌ در 60 ميليون‌ ساعت‌ توسط‌ كودكانمان‌ بوده‌ايم‌. از سوي‌ ديگر، اين‌ بازي‌ كه‌ بالغ‌ بر چهار ميليون‌ بازيگر ثبت‌ نام‌ شده‌ اينترنتي‌ دارد، به‌ پرطرفدارترين‌ بازي‌ خشونت‌آميز حال‌ حاضر نيز مبدّل‌ شده‌ است‌.

 اما مشكل‌ چنين‌ پديده‌اي‌ چيست‌؟ ظاهراً ارتش‌ ما در سال‌هاي‌ آينده‌، نيازمند نيروهايي‌ به‌ مراتب‌ بيشتر از امروز است‌. برنامه‌ امسال‌ ارتش‌ آمريكا، جذب‌ هفتاد و هفت‌ هزار نيروي‌ جديد بود كه‌ بر اساس‌ سخنان‌ سخن‌گوي‌ ارتش‌، اين‌ رقم‌ در سال‌ 2005 بايستي‌ به‌ هشتاد هزار نفر می رسید. در چنين‌ روندي‌ است‌ كه‌ بازي‌هايي‌ از اين‌ دست‌، به‌ ابزاري‌ جديد در جهت‌ بازاريابي‌ و تبليغات‌ مبدل‌ شده‌اند و توسل‌ به‌ آن‌ها پيشتر توسط‌ شركت‌هايي‌ چون‌ مك‌ دونالد، پپسي‌، نيكي‌ و... تجربه‌ شده‌ است‌. امروزه‌، بازي‌هاي‌ ويدئويي‌ و كامپيوتري‌ به‌ ابزاري‌ جهت‌ القاي‌ نظرات‌ و ايده‌هاي‌ صاحبان‌ آن‌ها به‌ جامعه‌ و به‌ ويژه‌ به‌ كودكان‌ كه‌ دوران‌ شكل‌پذيري‌ خود را مي‌گذرانند، تبديل‌ شده‌ است‌. از سوي‌ ديگر، در دنياي‌ كنوني‌، چنين‌ بازي‌هايي‌ به‌ يكي‌ يكي‌ از بازيهاي‌ كامپيوتري‌ ارائه‌ شده‌ از سوي‌ ارتش‌ آمريكا بر آن‌ است‌ تا احساس‌ كشتن‌ ديگران‌ و يا قطعه‌قطعه‌ شدن‌ عضو بدن‌ يك‌ انسان‌ را در ذهن‌ آدمي‌ به‌ مسأله‌اي‌ عادي‌ مبدل‌ سازد؛ فارغ‌ از اين‌ كه‌ كودكان‌ ما با تكرار چنين‌ بازي‌اي‌ فراموش‌ مي‌كنند كه‌ ديگر در صحنه‌ جنگ‌ نمي‌توانند با فشار دادن‌ دكمه‌اي‌ بر روي‌ صفحه‌ كليد، دوباره‌ جان‌ تازه‌اي‌ بگيرند و به‌ مبارزه‌ خود ادامه‌ دهند!

 
از مهم‌ترين‌ ابزار براي‌ ورود به‌ دنياي‌ مشتريان‌ و مصرف‌كنندگان‌ مبدّل‌ شده‌اند

 
ارتش‌ آمريكا هم‌ خوب‌ مي‌داند كه‌ بايد از چنين‌ ابزاري‌ به‌ نحو احسن‌ استفاده‌ كند و در اينجاست‌ كه‌ نگاه‌ دقيق‌تر به‌ موضوع‌، نگراني‌ هر ناظري‌ را به‌ خود معطوف‌ مي‌سازد. زماني‌ كه‌ تحقيقات‌ صراحتاً از رابطه‌ بين‌ بازي‌هاي‌ خشونت‌آميز تصويري‌ با افزايش‌ خشونت‌ در جامعه‌ صحبت‌ به‌ ميان‌ مي‌آورند، آيا قابل‌ قبول‌ است‌ كه‌ دولت‌ خود در توليد چنين‌ بازي‌هايي‌ نقش‌ اصلي‌ را ايفا كند؟ آيا منطقي‌ است‌، زماني‌ كه‌ مردان‌، زنان‌ و كودكان‌ واقعي‌ در جنگ‌ عراق‌ جان‌ خود را از دست‌ مي‌دهند، اين‌ واقعيات‌ ملموس‌ را در قالب‌ تصاويري‌ بر صفحه‌ نمايش‌، براي‌ كودكانمان‌ عادي‌ و معمول‌ جلوه‌ دهيم‌؟ اساساً، جايگاه‌ اخلاقيات‌ در استفاده‌ از اين‌ گونه‌ بازي‌ها در تغذيه‌ فكري‌ كودكان‌ سيزده‌ چهارده‌ ساله‌مان‌ كجاست‌؟ بياييم‌ خود را به‌ درستي‌ با چنين‌ مسائلي‌ مواجه‌ سازيم‌. ارتش‌ آمريكا بنا ندارد كه‌ با توليد و عرضه‌ چنين‌ بازي‌هايي‌ به‌ كودكانمان‌ مثلاً همبرگر بفروشد، بلكه‌ بر آن‌ است‌ تا به‌ نحوي‌ به‌ كودكان‌ بقبولاند كه‌ جذب‌ ارتش‌ شدن‌ كاري‌ بس‌ ساده‌ است‌.

 
ديان‌ لوين‌ استاد دانشگاه‌ ويلاك‌ در بوستون‌، در اين‌ باره‌ مي‌گويد: «ارتش‌ آمريكا به‌ مثابه‌ تلنگري‌ براي‌ آرزوها و اميال‌ كودكان‌ بي‌شماري‌ مي‌ماند كه‌ در حال‌ سپري‌ نمودن‌ دوران‌ كودكي‌ خود هستند. در صورتي‌ كه‌ از خانواده‌هاي‌ خود جدا شوند و به‌ ارتش‌ بپيوندند، اعتبار و اهميت‌ مي‌يابند، چرا كه‌ در نظرشان‌، جامعه‌ به‌ آن‌ها به‌ مثابه‌ افرادي‌ جذاب‌ و نيرومند مي‌نگرد. در واقع‌، اين‌ بازي‌ در پي‌ خلق‌ تصويري‌ با هدف‌ ناديده‌ گرفتن‌ تفكر و ورود به‌ دنياي‌ تخيل‌ است‌.» اين‌ بازي‌ را مي‌توان‌ بازي‌اي‌ دانست‌ كه‌ بر آن‌ است‌ تا احساس‌ كشتن‌ ديگران‌ و يا قطعه‌قطعه‌ شدن‌ عضو بدن‌ يك‌ انسان‌ را در ذهن‌ آدمي‌ به‌ مسأله‌اي‌ عادي‌ مبدل‌ سازد؛ فارغ‌ از اين‌ كه‌ كودكان‌ ما با تكرار چنين‌ بازي‌اي‌ فراموش‌ مي‌كنند كه‌ ديگر در صحنه‌ جنگ‌ نمي‌توانند با فشار دادن‌ دكمه‌اي‌ بر روي‌ صفحه‌ كليد، دوباره‌ جان‌ تازه‌اي‌ بگيرند و به‌ مبارزه‌ خود ادامه‌ دهند!

 
سرهنگ‌ كاسي‌ وارديسكي‌ كه‌ ناظر توليد اين‌ بازي‌ است‌، پرده‌ از حقيقتي‌ تلخ‌ برمي‌دارد و دربارة‌ اين‌ بازي‌ مي‌گويد: «تنها 41 درصد اين‌ بازي‌، تصويري‌ ساختگي‌ ارتش‌ آمريكا، جنگ‌ را براي‌ كودكان‌ به‌ نحوي‌ جذاب‌ و مهيّج‌ به‌ تصوير كشيده‌ است‌. اساساً اگر ارتش‌ نيازمند نيرو است‌، حق‌ ندارد كه‌ از حساسيت‌هاي‌ كودكانمان‌ سوءاستفاده‌ كند و با اتكاي‌ به‌ خشونت‌، رفتاري‌ فريب‌كارانه‌ در قبال‌ آن‌ها اتخاذ كند.

 
از صحنه‌ جنگ‌ است‌ و بقيه‌ آن‌ به‌ آموزش‌ مسائلي‌ همچون‌ فرود با چتر نجات‌، آموزش‌هاي‌ اوليه‌ پزشكي‌، استفاده‌ از اسلحه‌هاي‌ مختلف‌ و تشكيل‌ و سازمان‌دهي‌ گروه‌هاي‌ مختلف‌ نظامي‌ است‌.» وي‌ درباره‌ ديگر ويژگي‌هاي‌ اين‌ بازي‌ مي‌گويد: «اين‌ بازي‌ تصويرگر ارزش‌هايي‌ از ارتش‌ آمريكا است‌؛ ارزش‌هايي‌ چون‌ احترام‌، نظم‌ و رفاقت‌

 
سوزان‌ لين‌ روان‌شناس‌ و نويسنده‌ كتاب‌ «مصرف‌ كودكان‌»، درباره‌ اين‌ گونه‌ تبليغات‌ و بازاريابي‌ها مي‌نويسد: «بايد در بازاريابي‌ كودكانمان‌ به‌ ضوابط‌ و اصولي‌ متفاوت‌ روي‌ آوريم‌؛ چرا كه‌ بخش‌ پيشين‌ غشاي‌ مغز يعني‌ محلي‌ كه‌ فرد با توسل‌ به‌ آن‌ دست‌ به‌ تصميم‌گيري‌ منطقي‌ مي‌زند، تا اواخر دوره‌ نوجواني‌ و حدود بيست‌ سالگي‌ كاملاً شكل‌ نگرفته‌ است‌ و از همين‌ روست‌ كه‌ در چنين‌ دوره‌اي‌، كودكان‌ سخت‌ متأثر از احساساتشان‌ هستند
 
وي‌ كه‌ طي‌ تأليف‌ كتابش‌ به‌ تحقيق‌ و بررسي‌ درباره‌ اين‌ بازي‌ پرداخته‌است‌، در اين‌ باره‌ مي‌گويد: «ارتش‌ آمريكا، جنگ‌ را براي‌ كودكان‌ به‌ نحوي‌ جذاب‌ و مهيّج‌ به‌ تصوير كشيده‌ است‌. اساساً اگر ارتش‌ نيازمند نيرو است‌، حق‌ ندارد كه‌ از حساسيت‌هاي‌ كودكانمان‌ سوءاستفاده‌ كند و با اتكاي‌ به‌ خشونت‌، رفتاري‌ فريب‌كارانه‌ در قبال‌ آن‌ها اتخاذ كند

 
اما سرهنگ‌ وارديسكي‌ در واكنش‌ به‌ اين‌ انتقادها مي‌گويد: «كودكان‌ ما كه‌ احمق‌ نيستند. آن‌ها خوب‌ مي‌دانند كه‌ ارتش‌، محل‌ بازي‌ نيست‌ و چنين‌ بازي‌اي‌ تنها اين‌ امكان‌ را براي‌ آن‌ها فراهم‌ مي‌آورد تا اطلاعات‌ بيشتري‌ درباره‌ يكي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ خود كسب‌ كنند

جون‌ ريان‌ 
 
منبع‌:  www.commondreams.org
 
نشریه سیاحت غرب شماره 18

دی ان ای DNA نام تجاری

امروزه میتوان نام های تجاری را به موجودات زنده تشبیه کرد، از آن جهت که در سلولهای تشکیل دهنده خود بخشی به نام DNAدارند ،که حاوی همه و یژگی های خاص همان موجود زنده و مسئول انتقال اطلاعات حیاتی از نسلی به نسل دیگر می با شد. نام های تجاری هما نند موجودات زنده صفات و ویژگیهایی دارندکه مختص خود آنها ست و با آن نام عجین شده اند و در واقع شخصیت و هویت آن نام را تشکیل می دهند.بر این اساس اصطلاحاتی نظیر DNAکه تا چندی پیش صرفا”مختص موجودات زنده بود به ادبیات بازاریابی و نام های تجاری راه یافته است. در بازارهای فوق رقابتی و اشباع شده کنونی، اهمیت و نقش نام های تجاری در افزایش سهم بازار و موفقیت محصول دیگر همچون گذشته پررنگ و قابل اتکا نمی باشد.
شرکتها، کشورها، مناطق، شهرها و سازمانهایی در جذب صاحبان سرمایه داخلی و خارجی و انتقال ارزش به آنها موفق و پیشرو می باشند که بیش از سایرین پایبند به اصول اساسی
DNA نام تجاری باشند.
یک نام تجاری زاییده ارزش های ملموس و ناملموس یک محصول، خدمت یا مکان می باشد. تمامی محصولات، خدمات، شهرها، مناطق و کشورها به خودی خود، همانند سایر اعضای طبقه خود می باشند. در یک آزمون چشایی با چشم های بسته، یک مصرف کننده تشنه نمی تواند تمایزی بین پپسی و کوک قائل شود همان گونه که از دیدگاه یک گردشگر بالقوه هیچ تفاوتی بین سواحل مالدیو و مالورکا وجود ندارد. بنابراین محصولاتی که تنها به جنبه تأمین نیاز توجه دارند در میان سایر محصولات هم گروه خود نادیده گرفته می شوند. این در حالی است که هرگونه مزیت واقعی می تواند مصرف کنندگان را به سوی خود جلب کند زیرا که نام های تجاری در واقع ارزش هایی می باشند که با مصرف کنندگان و گروههای هدف ارتباط آگاهانه برقرار می سازند.
DNA یک نام تجاری حاصل تمایز، شهرت و نوآوری آن در مقایسه با سایر رقبا می باشد. بعنوان مثال، کشورهایی مثل نیجریه برای جذب سرمایه گذاران بالقوه ای که به آفریقایی جنوبی روی آورده اند، باید خصوصیات ممتاز و بی نظیر کشور خود را کشف کرده و بواسطه آنها با سرمایه گذاران مذکور ارتباط برقرار نمایند. نام های تجاری همچون BMW باید از طریق نمایش مزیت های فوق العاده حاصل از در اختیار داشتن یک بی ام دابلیو لوکس نسبت به یک تویوتای لکسوس با مصرف کنندگان ارتباط برقرار نمایند شرکتهای مخابراتی همچون Vodafone T-Mobil GLO, MTN, باید بدنبال راه هایی برای رمزگشایی DNA نام تجاری خود برای مشتریان باشند، به طوری که واقعاً با آنها پیوند برقرار سازند و صرفا” یک مؤسسه خدماتی تلفن همراه به حساب نیایند.
در این جا می توان اشاره ای به دنیای فوتبال داشت، دلیل تفاوت فوتبال برزیل از فوتبال سایر کشورها همچون انگلیس و آلمان چیست ؟ این به خاطر روح آزاد فوتبال برزیل است که برخاسته از فاکتورهای موجود در رقص محلی این کشور و تفریح و لذت نهفته در آن می باشد و این همان ویژگی متمایزی است که هواداران فوتبال برزیل را در سراسر جهان بهم پیوند می دهد. همگی آنها هر زمان در هر نقطه ای از دنیا با تماشای فوتبال برزیل سرگرم می شوند و لذت می برند، از سوی دیگر فوتبالیست های برزیلی نیز تمامی تلاش خود را جهت ارائه بازی مورد انتظار آنها بکار می گیرند. مثال دیگر در این زمینه، ایتالیاست، ویژگی بارز فوتبال این کشور ریشه در شیوه دفاعی و پوشش بالا و چند لایه در مقابل دروازه دارد.
پوستر معروفی که در خلال جام
۱۹۹۶ اروپا با این جمله « دروازه بانی در ایتالیا، ایمن ترین شغل در سراسر جهان است» منتشر شد گواه محکمی بر شیوه متمایز ایتالیا در فوتبال دفاعی است.
یک نام تجاری باید در نوع خود بی نظیر باشد و ویژگی های ممتازش آن را از سایر رقبا متمایز سازد به نحوی که به راحتی توسط مصرف کنندگان شناسایی شود. بنابراین بازاریابان باید به دنبال کشف یا خلق ویژگی های منحصر به فرد نام تجاری و استفاده از آن ها در برقراری ارتباط با مصرف کنندگان باشند. علاوه بر این باید به تمامی ادعاهای مذکور به طور کامل جامه عمل بپوشانند و همانند فوتبالیست های برزیلی بر طبق ویژگیهای ممتاز عمل نمایند.
از جمله نمونه های موفق در این زمینه مهندسی بی نظیر خودروی مرسدس، راحتی کفش های ورزشی نایک، جایگاه اجتماعی و پرستیژ تحصیلات اکسفورد، هاروارد و … می باشند. این محصولات و مؤسسات دارای ارزش های متمایز و منحصر به فرد نام تجاری می باشند که بواسطه آنها طی سالیان متمادی، با افراد بسیاری ارتباط برقرار نموده اند و شانس جاودانگی نام تجاری شان را در بخش های مربوطه تقویت کرده اند.
از سوی دیگر، نام های تجاری باید به سرعت خود را با تغییرات شرایط بازار، منطبق سازند. آنها باید همواره به دنبال کشف تغییرات پی در پی سلیقه مصرف کنندگان باشند. آن دسته از نام های تجاری که به اخطار « یا خلاقیت به خرج بده یا از گردونه خارج شو» بی اعتنایی میکنند، خطر بزرگی را به جان می خرند.
تنوع سلیقه مصرف کنندگان در مورد محصولات و خدمات جدید، همانند تمایل سرمایه گذاران به مقاصد و فرصت های جدید سرمایه گذاری به سرعت در حال رشد می باشد بنابراین نام های تجاری باید دوباره خود را کشف نموده ، قادر باشند به مشتریان خود نوآوری بی نظیری عرضه کنندکه با نیازهای آنها منطق باشد. در مورد مناطق و کشورها، سرمایه گذاران بالقوه به دنبال دستیابی به اطلاعاتی در مورد سیاست های دولت جدید درباره کاهش کاغذ بازی، توسعه فرصت ها و افزایش ظرفیت ها می باشند.طبعا” چنین اطلاعاتی باید در اختیار آنها قرار گیرد.
Apple از سال ۲۰۰۱ که اولین نسل ipod را روانه بازار ساخت تاکنون چندین نسل مختلف از این دست را عرضه نموده است که هر یک از آنها حاوی امکانات جدید تری برای مشتریان می باشند و بازار رقابت را داغ تر نموده اند.
Sony در مورد نام های تجاری واکمن و دیسکمن مرتکب اشتباه بزرگی شد و مدت ها هیچ نوآوری را به مشتریان ارائه نکرد تا زمانی که Apple با ipod وارد بازار شد در واقع فرصت بزرگی را در اختیار Apple قرار داد. هم اکنون Sony در پی جبران برآمده و واکمن را در گوشی های موبایل خود عرضه می کنداما قبلاً فاجعه رخ داده و Apple بخش بهتری از بازار را برای دستگاه های موسیقی قابل حمل در اختیار گرفته است.
علاوه بر ویژگی های ممتاز یک نام تجاری در زمینه عملکرد برتر و کیفیت بالاتر آن، شهرت یک نام تجاری حاصل توسعه و تکامل تدریجی آن در خلال فرآیند تحقیق و توسعه می باشد. یک نام تجاری ناگزیر است خود را در زمینه ای که فعالیت می کند، شاخص و چشمگیر نماید. بنابراین، ویژگی های مشخصه یک نام تجاری شامل تمامی جنبه های ملموس و غیر ملموس می شود که به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه با مصرف کنندگان و ذی نفعان ارتباط برقرار می سازند.
اگر مشتریان و ذی نفعان شواهد متضادی را درباره ویژگی های مطرح شده، دریافت نمایند، حتی نام های تجاری موفقی که بواسطه تمایزات و نوآوری ها بوجود آمده اند، نیز در معرض خطر قرار می گیرند توجه به اصل « مردم» در بازاریابی رمز موفقیت در افزایش خصوصیات مثبت یک نام تجاری می باشد.
به هر میزان که یک نام تجاری خلاق و پیشتاز باشد اما خدمات ضعیف به مشتریان ارائه دهد شکست خواهد خورد. زمانی که زنجیره ارسال خدمات کند یا ضعیف است و شکایات مشتریان مورد بی توجهی قرار می گیرد، رقبا پیروز میدان خواهند بود.
افزون بر موارد فوق، هویت یک نام تجاری باید روشن و به راحتی قابل تشخیص باشد و این امر از طریق به کارگیری صحیح ترکیبی از عناصر بازاریابی همچون مشارکت در ارتباطات ، تبلیغات، روابط عمومی، مشارکت در امور اجتماعی، وقایع، پایبندی به تعهدات نانوشته، طراحی، بسته بندی، برچسب، آرم ها و … محقق میگردد.
علامت تیک در نایک و ستاره در مرسدس، از جمله نخستین مثال هایی می باشند که قدرت آرم ها را به نمایش می گذارند، علایمی که امروزه شاخص متمایز کننده نام های تجاری نایک و مرسدس به حساب می آیند.
رنگ، همچون لباس زرد و آبی مشهور تیم ملی برزیل یا نارنجی تیم ملی هلند، عامل دیگری در ایجاد تمایز است. این در حالی است که کشوری همچون انگلستان در نهایت شگفتی، نتوانسته است رنگی را به عنوان سمبل کشور خود معرفی کرده و ملکه اذهان نماید، با وجود ترکیب قرمز و سفید لباس تیم ملی این کشور و پیشینه درخشان و قدرتمند آن ها در فوتبال ، همچنین ساخت نام های تجاری ، این رنگ ها سمبل انگلستان به شمار نمی آیند.مثال دیگر نیجریه است این کشور در حال تلاش برای برجسته نمودن لباس سبز تیم ملی خود می باشد، اگر چه دیر است و به دلیل کاهش تدریجی بخت خود در فوتبال، نتوانسته است تعهدات پیشین خود و همچنین توقعات هواداران رو به رشد خود در سراسر جهان را تأمین نماید.
کلیه نام های تجاری می بایست توانایی معرفی خاستگاه، تاریخ و فرهنگ
DNA خود را داشته باشند و دانش و آگاهی نسبت به آن را افزایش دهند.
برقراری یک ارتباط موفق با تمامی ویژگیهای ممتاز و برجسته یک نام تجاری، منجر به طولانی تر شدن عمر یا حتی جاودانه شدن آن می گردد

سیامک میراحمدی
سمیه صفری
بانک مقالات فارسی

‎20 روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان

 
‎20 روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان
 به قول قدیمی ها اگر قرار است 2 قورباغه را بخورید اول آنکه زشت تر است را بخورید. یعنی اول کار سخت تر را انجام دهید. در اینجا مراحل خوردن این قورباغه زشت! را برای شما به صورتبسیار خلاصه می آوریم: 1- سفره را بچینید هدف را مشخص کنید. برای این کار می توانید افکار خود را روی کاغذ بیاورید و برای انجام آنها زمان تعیین کنید و از مهمترین کار شروع کنید. 2- برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید بدین ترتیب نا خود آگاه ذهن شما تمام مدت روی این لیست کار می کند حتی زمانی که در خواب هستید. 3- قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید همیشه 20 در صد از کارهای ما بسیار مهم هستند و 80 در صد کم اهمیت. افراد موفق کسانی هستند که ابتدا این 20 درصد را که ظاهرا سخت تر هست را انجام می دهند. یعنی خود را مجبور می کنند قورباغه را هر چه که هست قورت دهند. 4- پیامد کارها را در نظر داشته باشید دید بلند مدت نسبت به کارهای خود داشته باشید. تفکر دراز مدت تصمیم گیری های کوتاه مدت را بهبود می بخشد. فکر مدامبه نتیجه کارها یکی از بهترین راههایی هست که به وسیله آن می توانید اولویت های حقیقی خود را در زندگی تعیین کنید. 5- روشABC… را مدام به کار بگیرید کارهای خود را اولویت بندی کنید 6- روی اهداف اصلی تمرکز کنید در این راه با دیگران مشورت کنید 7- به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید هرگز برای انجام تمام کارهای ضروری وقت کافی وجود ندارد. پس قورباغه هایی را بخورید که مهمترین نقش را در پیشبرد اهداف شما دارند. 8- پیش از شروع مقدمات کار را کاملا فراهم کنید وسایل اضافی را از اطرافتان جمع کنید فقط آنچه نیازدارید دم دستتان بگذارید. تمیز و مرتب بودن احساس مثبت بودن و خلاقیت و اعتماد به نفس را به شما می دهد. 9- همیشه یک شاگرد باقی بمانید یادگیری مدام شرط لازم موفقییت در هر زمینه ای است. همیشه در حال آموختن باشید. استعدادهای منحصربه فرد خود را تقویت کنید. مدام این سوال را از خود بپرسید: در چه کاری واقعا ازدیگران بهتر هستم؟ از چه کارهایی بیشتر لذت می برم؟ تا کنون مهمتریت عامل موفقیت من چه بوده؟ سپس در زمینه های فوق فعالیت بیشتری انجام دهید. 10- محدودیت های اصلی خود را مشخص کنید موانع پیشرفت تان را مشخص کنید. روزتان را با هدف از میان برداشتن این عامل شروع کنید. 11- هر بار یک قدم جلو بروید یک متر یک متر سخت هست اما یک سانت یک سانت مثل آب خوردن هست. قدم به قدم پیش روید. 12- خودتان را تحت فشار بگذارید نیاز نداشته باشید تا کسی به کارهایتان نظارت داشته باشد. نزد خود اعتبار و احترام داشته باشید. باید خودتان قورباغه هایتان راانتخاب کنید و بخورید. 13- قدرت های فردی خود را به حداکثر برسانید مشخص کنید در چه ساعاتی از شبانه روز کارایی بیشتری دارید. مهمترین و دشوارترین کارهایتان را در همین ساعات انجام دهید. 14- خودتان را به فعالیت ترغیب کنید مرتب به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم. در پاسخ به احوال پرسی دیگران بگویید: عالی هستم. خوشبین باشید. 15- روش تنبلی سازنده را تمرین کنید گاهی لازم است خودتان را از شر قورباغه های کوچکتر خلاص کنید تا بتوانید روی خوردن قورباغه های زشت تمرکز کنید. کارهای کوچک و کم اهمیت را کنار بگذارید. انجام ندهید! 16- اول سخت ترین کار را انجام دهید به این ترتیب روزی خواهید داشت با کارایی و اعتماد به نفس بالا 17- کار را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید قورباغه را تکه تکه کنید و بعد بخورید. (روش بریدن کالباس) 18- وقت بیشتری ایجاد کنید زمانهای ثابت و مشخصی را برای انجام بعضی کارها اختصاص دهید. هر دقیقه را به حساب بیاورید. 19- سرعت انجام کار را افزایش دهید منتظر زمان مناسب تر نمانید. این جمله را دایم پیش خود تکرار کنید: همین الان کار را انجام بده. 20- هر بار یک کار مهم انجام دهید کار را متوقف نکنید. برگشت مجدد سر همان کار زمان شما را هدر می دهد. خودتان را موظف کنید تا بی وقفه روی یک کار مهم فعالیت کنید 
برداشتی از کتاب برایان تریسی ، قورباغه راقورت بده

چگونه به صورت استراتژیک فکر کنیم؟

نویسنده: ماکیل واتکینز؛ مترجم: علی نعمتی شهاب

آیا متفکران بزرگ استراتژیک به دنیا می‌آیند یا ساخته می‌شوند؟ پاسخ هر دو سؤال آری است: آری آدم‌ها در بخشی از طیف استعداد ذاتی قرار می‌گیرند و آری، شما می‌توانید این استعداد را توسعه دهید. اما چگونه؟

روش‌های تقویت توانایی تفکر استراتژیک‌ شامل موارد زیر هستند:

  1. غرق شدن در موضوع: غرق شدن کامل در موضوع به‌ترین راه برای یاد گرفتن یک زبان جدید است. این روش، به‌ترین راه برای سنجیدن محیط‌های پیچیده کسب و کار نیز هست. غرق شدن در موضوع ضروری است؛ چرا که افراد نیازمند “زمان قابل توجهی برای “خیس خوردن (Soak Time)” در یک محیط هستند تا بتوانند مدل‌های قدرتمندی را بسازند. این بینش هم‌چنین خطرهای جابه‌جایی افراد از از سازمانی به سازمان دیگر و از شغلی به شغل دیگر را پررنگ می‌کند؛ چرا که هیچ زمانی برای تسلط یافتن بر هسته پویای یک کسب و کار جدید وجود نخواهد داشت.
  2. شاگردی کردن: مانند بسیاری از هنرها، یکی از به‌ترین راه‌های یاد گرفتن این‌که چطور به شکل استراتژیک بیندیشیم، هم‌کاری نزدیک با اساتید این هنر در روابطی همانند رابطه‌ی شاگردی است. چنین رویکردی، محیط کم‌خطری را فراهم می‌کند که در آن افراد تازه‌کار می‌توانند کار افراد پرتجربه و حرفه‌ای را را ببینند و از آن یاد بگیرند و از این راه، روش خاص تفکر خود را به دست آورند.
  3. شبیه‌سازی: نرم‌افزارهای شبیه‌ساز کسب و کار، ابزار بسیاری مناسبی برای توسعه بینش افراد نسبت به روابط میان متغیرهایی که عملکرد سازمان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند است. آن‌ها محیطی را پدید می‌آورند که در آن‌ها “پیچیدگی، قابل مدیریت” است. بدین ترتیب در این نرم‌افزارها، مدیران می‌توانند تجربیاتی ایمن و بدون خطر را کسب کنند و از این طریق، دیدگاه خوبی را نسبت به روابط علّی و معلولی به دست آورند. در محیط‌های شبیه سازی شده برخلاف دنیای واقعی اگر در بار اول جواب نگرفتید، می‌توانید همه چیز را به جای اول‌اش برگردانید و از اول شروع کنید.
  4. یاد گرفتن نظریه‌ی بازی‌ها: نظریه‌ی بازی‌ها مطالعه “بازی‌هایی” است که در آن‌ها بازی‌گران هوشمند با منافعی متضاد می‌توانند حرکت‌هایی را به جلو و علیه منافع دیگران انجام دهند که به یک پیامد (Pay-off) ختم می‌شود. فرار کردن از نظریه‌ی بازی‌ها کار بسیار آسانی و قابل توجیهی است؛ چرا که این نظریه مملو است از جزئیات ریاضی‌واری که بسیاری از آن‌ها نمی‌توانند در موقعیت‌های دنیای واقعی به کار برده شوند. اما روش‌های بسیار مناسبی نیز در این نظریه برای تحلیل موقعیت‌ها و این‌که چطور باید با هر یک روبرو شوید، وجود دارند.
  5. آموزش مبتنی بر مطالعات موردی: شما می‌توانید سرعت توسعه‌ی تفکر استراتژیک‌تان را با قرار دادن خود در معرض طیف گسترده‌‌ای از موارد (Case) واقعی افزایش دهید و به خودتان اجازه بدهید به تجربیات واکنش نشان دهید تا بتوانید از این طریق درس‌های جدیدی را یاد بگیرید. تحقیقات پیشنهاد می‌کنند که این روش برخورد با عصاره‌ی واقعیت‌ها به صورت خاص وقتی بسیار مفید است که چند موقعیت واقعی مشابه که دارای تفاوت‌های اندکی با هم هستند (و این تفاوت‌های اندک نتایج بسیار متفاوتی را پدید آورده‌الند) با یکدیگر مقایسه شوند.
  6. شکل‌دهی دوباره به دیدگاه‌ها: این اصطلاح از نظر لغوی به معنی انجام تمریناتی است که عادت‌های جدیدی را برای ذهن به وجود می‌آورند. یک مثال خوب تمرین “رفتن به بالکن” است که توسط ویلیام اوری توسعه داده شده است. وی به مذاکره‌کنندگان توصیه می‌کند خود را تحت نظم و ترتیب درآورند ـ بدون توجه به این‌که مذاکرات چقدر طولانی و سخت هستند ـ و این‌که به صورت ادواری یک قدم به عقب برگردند و “به بالکن بروند” تا بفهمند که چه اتفاقی افتاده است و چرا و براساس این دیدگاه، استراتژی‌های جدیدی را به کار بگیرند. این کار، روشی مناسب برای توسعه توانایی خودتان برای حرکت در سطوح مختلف تجرید (Abstraction) است. مثال دیگر، مثال معماری است که در آن هر زمانی که شما وارد یک ساختمان یا فضای دفتری جدید می‌شوید، به این فکر می‌کنید که چگونه باید فضای موجود را تغییر دهید تا آن‌ را محیط جذاب‌تری برای کار یا زندگی‌تان سازید. این تمرین به‌ویژه برای توسعه توانایی تخیل (Visioning) بسیار مناسب است.

۱۵ ترفند کلیدی در حل مسئله

مهم‌ترین کار یک مشاور حل مسائل سازمانی است که توسط کارفرما به او ارجاع می‌شود. درباره‌ی فرایند حل مسئله بارها صحبت شده است. فرایند حل مسئله شامل فعالیت‌هایی چون: تعیین مسئله، شناخت مسئله، ریشه‌یابی مسئله، تدوین راه‌حل‌های احتمالی و ارزیابی و انتخاب راه‌حل برتر است. هر یک از این فعالیت‌ها در جای خود دارای نکات بسیار ریز و مهمی هستند. در همین راستا در این‌ پست به چند ترفند کلیدی در حل مسئله اشاره می‌شود. این ترفندها به‌نوعی جزئیات کلیدی فرایند حل مسئله را تشریح می‌کنند:

  1. پیش از هر کار، ابتدا مسئله را تعریف کنید.
  2. فقط برای حل مسائلی زمان بگذارید که واقعا اهمیت دارند.
  3. هر فرضیه‌ای در مورد هر چیزی که دارید را آزمایش کنید (حتی اگر بی‌ربط به نظر می‌رسد.)
  4. معیارهای ارزیابی تعیین کنید (به‌ویژه برای پاسخ به این سؤال: مسئله کی حل شده است؟)
  5. متغیرهای درست را برای حل مسئله بسنجید.
  6. از مهارت‌های مدیریت پروژه‌ی خود استفاده کنید (حل یک مسئله‌ی بزرگ، یک پروژه است.)
  7. به دنبال افراد دارای راه‌حل‌ باشید نه افراد صاحب مسئله!
  8. به‌خوبی ارتباط برقرار کنید.
  9. از درمان‌های مقطعی و کوتاه‌مدت بپرهیزید؛ علل واقعی و اساسی را بیابید و درمان کنید.
  10. راه‌حل‌های اثربخش را انتخاب کنید و راه‌حل منتخب را به‌صورت کامل اجرا کنید.
  11. تعهدات‌تان را به‌صورت کامل اجرا کنید.
  12. همه‌ی کارها ضروری‌اند؛ هیچ چیزی اضافی نیست.
  13. برای مقابله با اشتباهات برنامه داشته باشید.
  14. معیار تکمیل و استاندارد فعالیت‌های مربوط به فرایند حل مسئله را مشخص کنید.
  15. از کسانی که به شما در حل مسئله کمک می‌کنند، تشکر کنید.

منبع: http://gozareha.com

هیچ چیز در این جهان تصادفی نیست

به خاطر بسپارید:"هیچ چیز در این جهان تصادفی نیست!"هر اتفاقی که منتظرش هستید را از همان صبح در وجودتان فعال سازید.

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد!

چرا شرکت ها الزاماً نیازی به داشتن یک ساختمان یا دفتر کاری مشخص ندارند؟  

چرا شرکت ها الزاماً نیازی به داشتن یک ساختمان یا دفتر کاری مشخص ندارند؟

James Sinclair ریاست شرکت گردش صنعت OnSite Consulting بر این باور است که یکی از بزرگترین چالش های کارمندانش در سازگاری با روش کسب و کار وی پاسخ به این سؤال می باشد: "دفتر محل کار شما کجاست؟"

پاسخ من به این سوال چنین است: هر جایی که لازم باشد کار انجام شود. Sinclair چنین توضیح می دهد که: "ما 65 نفر کارمند داریم، ولی تابحال هیچ دفتر کاری ای نداشته ایم". دفتر کاری او یک صندوق پستی است، بعلاوه وی یک تلفن اینترنتی و سیستم یکپارچه ارتباطی نیز در اختیار دارد.

در گذشته Sinclair صاحب یک دفتر کاری بود. اما امروزه معتقد است: "مسلماً ما قبلاً یک دفتر کاری و اتاق کنفرانس زیبا داشتیم، درحالیکه پرسنل ما همیشه بیرون از دفتر مشغول به کار بودند. اما مشتریان نیازی ندارند که دفتر کاری یا اتاق کنفرانس آن را تماشا کنند. بلکه انتظار دارند تا ما نزد آنها برویم". 

در حقیقت کار OnSite نجات و احیای شرکت ها، رستوران ها و هتل هایی می باشد که با مشکل مواجه شده اند و در مرز ورشکستگی قرار دارند. در سال های گذشته این شرکت به خرید و توان بخشی امکانات و تجهیزات می پرداخت، در حالیکه امروزه بر کار کردن برای مالکان کنونی و نوسازی و احیای مدیریت و عملیات تمرکز نموده است. Sinclair خود از مدت ها پیش مشغول به کار در خارج از دفتر کاری بود و بندرت در دفتر حاضر می شد. اما هنگامیکه وارد دفتر می شد، احساس میکرد که کارمندانش با شرح مفصل کارهایی که در زمان بیرون بودن او انجام داده اند، مزاحمش هستند و یا احساس می کرد که به محض ورودش کارمندان مشغول به کار شده و تظاهر به سخت کوشی می کردند. 


تقریباً 18 ماه پیش، Sinclair تصمیم گرفت که تمامی کارمندانش را به "عرصه کار" بفرستد تا بتوانند فعالیت مفیدتری ارائه دهند. این اقدام از نظر مشاوران و فروشندگان بسیار عاقلانه و مثمرثمر بنظر می رسید. اما Sinclair این روش خود را توسعه داد و کارمندان بخش اداری خود را برای فعالیت به خارج از شرکت اعزام نمود. بعنوان مثال، وی کارمند مسئول تنظیم صورت حساب ها را برای کار به دفتر کاری یکی از شرکت های مشتری خود فرستاد که سابقه همکاری طولانی با آنها داشت.

Sinclair چنین اظهار می دارد که در ابتدا دو نفر از مشتریان در مقابل این اقدام او اینگونه واکنش نشان دادند که: "چرا شما دفتر کاری خود را رها نموده اید و کارمند خود را برای کار به دفتر ما فرستاده اید بدون اینکه هزینه ای برای حضور او بپردازید؟!" اما Sinclair در نهایت توانست مشتریان خود را قانع کند. وی در جواب آنها به این نکته اشاره می نمود: هر کارمندی که برای کار به محل شرکت شما گسیل می گردد، می تواند نقش یک مهره برقراری ارتباط را ایفا نموده و به تسهیل روند ارتباط بین دو شرکت کمک کند. 


گرچه در ابتدا کارمندان شرکت از این سؤال که "دفتر شرکت شما در کجا واقع است؟" وحشت داشتند، اما Sinclair خود این مشکل را برطرف نمود و به مشتریان احتمالی خود گفت که مشاورین شرکت OnSite در %90 موارد برای کار در سایت یا عرصه کاری حضور دارند و هرگز برای فرار از کار به دفتر شرکت روی نمی آورند. 


یکی از فناوری هایی که Sinclair برای سیستم روتینگ تماس اینترنتی و یکپارچگی با سایر روش های برقراری ارتباط از قبیل ایمیل و پیام از راه دور بکار برده استMicrosoft's Office Communications Server می باشد. همچنین این شرکت از امکانات Microsoft SharePoint وBlackBerry Enterprise Server به ترتیب برای اهداف همکاری و پویایی استفاده می نماید.

از آنجائیکه شرکت OnSite، خود دارای بخش IT نیست، نیاز خود به این فناوری را از طریق عقد قرارداد همکاری با 123together.com مرتفع نموده است.

همچنین مشابه این داستان در شرکت BizTech Solutions با مدیریت Doane Hadley روی داده است. این شرکت از مدت ها پیش از ابداع سیستم Office Communications Server بعنوان یکی از beta testerهای برنامه Microsoft SharePoint محسوب می گردید. اما Hadleyبخاطر دلایل خاص خود تصمیم گرفت دفتر کاری شرکتش واقع در New Jersey را تعطیل کند. هنگامیکه شرکت وی به فناوری ارتباطات یکپارچه دست یافت، راحت تر توانست افراد را قانع کند که کار کردن در خانه علی الخصوص در شرایط بد آب و هوایی و قیمت های بالای سوخت، مفیدتر خواهد بود. 


بنابراین، زمانی که مدیر دفتر وی اعلام کرد که بایستی به کارولینای شمالی نقل مکان کند، Hadley از او درخواست نمود که از محل خانه خود برای شرکت کار کند.

وی چنین بیان می دارد: "ما به این نتیجه رسیدیم که نیازی به حضور تعداد زیادی از کارمندان در دفتر شرکت نمی باشد و تاکنون نیز نبوده است." در نتیجه وی این طرح را عملی نمود و در حال حاضر نیز تمام کارمندانش در خانه های خود و یا در دفتر کار مشتری مشغول به فعالیت هستند.

Hadley با یکی از دفاتر تسهیل امکانات در New Jersey قراردادی منعقد نمود مبنی بر اینکه یکی از کارمندان وی بتواند بصورت تمام وقت یا پاره وقت از محل کار و سالن کنفرانس شرکت جهت انجام کار خود استفاده نماید. همچنین وی در عوض راه اندازی سرورهای موردنیاز در مرکز داده های شرکت خود، اقدام به اجاره فضا در یک مرکز داده های بازرگانی نمود. وی در این زمینه توضیح می دهد: "این روش بهتر از انجام کار در شرکت خودمان است، زیرا به سبب تضمین کارایی طولانی مدت تجهیزات و قابلیت اتصال بهتر از سوی شرکت مشتری، بازدهی بیشتری در پایان ساعت اداری خواهیم داشت."

Sinclair ریاست شرکت OnSite نیز بر این باور است که نتیجه تصمیم وی در زمینه کار کردن کارمندانش از راه دور به ذخیره بیش از 1 میلیون دلاری در هزینه ها منجر گردیده که با ایجاد کسب و کار افزوده متشکل از یک شبکه نیروی انسانی مفیدتر تکمیل شده است.

یکی از مزایای جانبی این امر چنین است که افرادیکه پیشتر تحت فشار شدید کار در اتاق های در بسته بودند، امروزه می توانند مستقیماً با مشتری ارتباط برقرار کنند و فرصت اثبات قابلیت ها و ارزش های خود را در اختیار داشته باشند و Sinclair اعتقاد دارد که این امر به شادابی بیشتر کارمندان منجر خواهد شد. وی همچنین می افزاید: "حقوق اکثر کارمندان ما در مقایسه با دو سال پیش به دو برابر افزایش یافته است، زیرا لیاقت و شایستگی خود را اثبات نموده اند".



Ref: Forbes

Translated By Hamed Rafiei ( Mahan Business School )

نقل از وب سایت جناب آقای مهدی لطفی 

هفت گناه نابخشودني در ارزيابي

وقتی که روش‌های سنجش عملکرد به خطا می‌روند

نویسندگان: مایکل همر و لیزا هرشمن
مترجم محمود بيگلري
مایکل همر نویسنده کتاب فهرست امور و یکی از نویسندگان کتاب بازسازی شرکت‌های سهامی‌است. لیزا هرشمن مدیر ارشد اجرایی شرکت همر‌اند کو، فعال در حوزه مشاوره کسب‌و‌کار است. 

تمام برنامه‌های اصلاحی «کمک به خویشتن» (self-help program) و «دوازده قدم» (twelve-step program) – برنامه‌های اصلاحی که با همیاری افراد دارای مشکل مشترک انجام می‌گیرند و در آنها از اصول دوازده‌گانه‌ای برای شناخت و اصلاح مشکل مورد نظر استفاده می‌شود – دارای این اصل مقدماتی مشترک هستند: شما باید بپذیرید که درگیر یک مشکل هستید قبل از آنکه بتوانید به حل آن بپردازید. بنابراین، یک نفس عمیق بکشید و اقرار کنید: «سیستم ارزیابی عملکرد سازمان من خوب کار نمی‌کند.»
آیا اکنون احساس بهتری ندارید؟
در حقیقت شما به یکی از رازهای مهم کسب‌و‌کارهای امروزی اعتراف کردید: ابزارها و روش‌هایی که بیشتر شرکت‌ها برای ارزیابی (و متعاقبا بهبود) عملکرد قسمت‌های مختلف خود به‌کار می‌برند در عمل بی‌فایده هستند. مدیران شرکت‌ها هم، به این امر واقف بوده و از ناکارآیی معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی تولید، بازاریابی، تدارکات، خدمات پس از فروش و هر زمینه دیگری از عملیات کسب‌و‌کارشان ابراز نارضایتی می‌کنند.
تقریبا تمامی ‌صدها مدیری که در این مورد با آنها به گفت‌وگو پرداخته ایم، اذعان كرده‌اند که موارد مشمول ارزیابی آنان یا بیش از حد زیاد یا بسیار کم یا اشتباه بوده است. اگرچه، افرادی که مستقیما با سیستم‌های ارزیابی شرکت‌ها سروکار دارند این سیستم‌ها را ناکارآمد می‌دانند، صاحبان و مدیران رده بالای شرکت‌ها چنین نظری ندارند. 
شاید شما تصور می‌کنید از آنجا که به‌کارگیری یک سیستم ارزیابی موثر و کارآمد جزو ابزارهای بنیادین مدیریت است، همه شرکت‌ها از چنین سیستم اثربخشی نهایت بهره را می‌برند. اما، شما در اشتباه هستید. برخلاف تلاش‌های مکرر شرکت‌ها مبنی بر بهبود این سیستم‌ها، معیارهای سنجش عملکرد آنها همچنان نامناسب هستند. به نظر می‌رسد شرکت‌ها نسبت به اصلاح اين سيستم‌ها ناتوان هستند.
هفت اشتباه نابخشودنی در ارزیابی
در قرن ششم میلادی، پاپ گرگوری، اسقف اعظم، فهرست مشهور «هفت گناه بزرگ» – پرخوری، طمع، خشم، هوی و هوس، تن پروری، حسد و تکبر – از دیدگاه خود را منتشر کرد. در انجام ارزیابی سازمان‌ها هم هفت گناه یا اشتباه بزرگ می‌تواند رخ بدهد. لیست گرگوری به منظور کمک به رستگاری اخروی انسان‌ها ارائه شد؛ فهرست ما بیشتر جنبه دنیوی دارد: نجات شرکت‌ها از ارتکاب خطاهای جبران‌ناپذیر در ارزیابی عملکردشان.

«غرور»- یکی از مهم‌ترین اشتباهات درارزیابی عملکرد، استفاده از معیارهایی است که هدف اصلی آنها موفق نشان دادن سازمان، کارکنانش و به ویژه مدیرانش باشد. یکی از مصاحبه شوندگان گفت: «هیچ کس حاضر نیست از معیاری استفاده کند که امتیاز 95 از آن نگیرد.» از آنجا که پرداخت انواع پاداش‌ها به نتایج ارزیابی عملکرد وابسته است، ترویج این نگرش در میان مدیران امری بدیهی است. برای مثال، در حوزه حمل و نقل کالا، شرکت‌ها معمولا برای ارزیابی عملکرد خود از به موقع رسیدن کالا در زمان قول داده شده به مشتری استفاده می‌کنند.

نگاهی اجمالی و بی طرفانه به این امر، به راحتی مشخص می‌سازد که نکته در چیست: یک شرکت حمل ونقل فقط تاریخ‌هایی را به مشتریانش قول می‌دهد که به آسانی قادر به انجام آنها باشد و در ارزیابی مربوطه موفق جلوه کند. بدتر از آن، این شرکت‌ها اغلب ملاک ارزیابی عملکرد خود را چیزی به نام «آخرین تاریخ قول داده شده» – آخرین تاریخ وعده شده به مشتری بعد از تغییرات احتمالی برنامه حمل- قرار می‌دهند. واقعا چطور ممکن است که این قول عملی نشود! دستیابی به نتایج قابل قبول به این روش، هیچ تاثیر خاصی روی بهره‌وری شرکت ندارد؛ به رضایت مشتری یا هر نتیجه مطلوب دیگری هم منتهی نمی‌شود. کافی است که شما هر بار تاریخ دیرتری را قول بدهید. حتی اگر در 100 درصد موارد هم به وعده داده شده عمل کرده باشید، هیچ ربطی به نیاز مشتری که شاید کالا را روزها، هفته‌ها یا ماه‌ها پیش احتیاج داشته است، ندارد. بنابراین، عملکرد خود را رضايت‌بخش ارزیابی نکنید.
ملاک بسیار بهتر برای سنجش عملکرد شرکت، لحاظ كردن تاریخ مورد نظر مشتری است. اما، محقق كردن این هدف بسیار مشکل خواهد بود و ممکن است به عدم دریافت پاداش توسط مدیران منتهی شود!

به مثالی دیگر در این زمینه توجه کنید. یک شرکت متالورژی برای ارزیابی عملکرد خود به این روش عمل می‌کرد:‌ اندازه‌گیری درصد مواد خامی‌که به محصول قابل فروش تبدیل می‌شد. مدیران از نحوه عملکرد شرکت بسیار راضی بودند؛ چرا که درصد مربوطه دائما بالای 95 بود. پس از مدتی، یک مدیر جدید وارد شرکت شد و دریافت که درصد اعلام شده مربوط به هر دو نوع محصول با کیفیت بالا و کیفیت پایین است. در صورتی که شرکت فقط باید محصول با کیفیت بالا تولید می‌کرد و ضعف در پروسه تولید باعث ساخت محصول با کیفیت پایین می‌شد. بنابراین، شرکت فقط اقدام به‌اندازه‌گیری محصول با کیفیت بالا کرد و مشاهده نمود که درصد مربوطه نزدیک به 70 است. این عدد نمایانگر عملکرد واقعی شرکت بود. جای تعجب نبود که این مساله مورد حمایت بعضی از مسوولان قرار نگرفت.

«اعتقاد به ناحیه‌ای عمل کردن» (provincialism) – این اشتباه باعث می‌شود تا مرزبندی بین بخش‌های مختلف یک سازمان معیارهای ارزیابی خاصی را به سازمان تحمیل کند. در نگاه اول، شاید طبیعی به نظر برسد که عملکرد هر بخش از سازمان باید به‌طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. چرا که مدیران هر قسمت فقط روی حوزه خود کنترل دارند. با این وجود، در عمل مشاهده می‌شود که ارزیابی به این روش، عموما منجر به بهینه‌سازی‌های فرعی و درگیری بین بخش‌ها می‌شود. مدیر ارشد یک شرکت بیمه اظهار می‌دارد که او تقریبا نیمی‌از وقت خود را صرف حل و فصل مشاجرات بین قسمت فروش و بخش مسوول (پرداخت کننده خسارات underwriting-) می‌کند. 

عملکرد بخش فروش بر پایه حجم فروش ارزیابی می‌شود. جای تعجب نیست که فروشندگان تمام سعی خود را می‌کنند تا به هر کسی که تمایل دارد بیمه بفروشند. از طرف دیگر، عملکرد بخش مسوول (پرداخت‌کننده خسارت) بر پایه پذیرش ریسک کمتر برای شرکت سنجیده می‌شود. طبیعی است که این بخش تمایل دارد به جز موارد با حداقل ریسک مابقی را رد کند. در نتیجه، این دو بخش دائما در حال برخورد با یکدیگر هستند. اگر فروشندگان پیروز شوند، شرکت پول بیشتری به‌خاطر اعلام خسارات بیشتر پرداخت خواهد کرد. اگر بخش مسوول پیروز شود، درآمد شرکت کاهش خواهد یافت. هزینه بیشتر یا در آمد کمتر؟ اینجا است که مدیر ارشد شرکت مجبور است بین این دو زیان یکی را انتخاب کند.

«خودبینی» – این اشتباه غیرقابل بخشش در ارزیابی عملکرد، زمانی رخ می‌دهد که به جای لحاظ نمودن نظرات مشتری، از دیدگاه شخصی استفاده شود. به عنوان مثال، یک شرکت خرده فروشی، عملکرد بخش توزیع خود را به این شکل می‌سنجید: تعداد و تنوع کالاهای موجود در فروشگاه‌ها همیشه باید مطابق موارد تعریف شده در لیست کالاهای شرکت باشد. به این طریق، درصد توفیق آنها 98 بود. اما، وقتی مبنای ارزیابی عملکرد خود را به موجود بودن کالاهای مورد درخواست مشتریان به جای کالاهای دیکته شده لیست تغییر دادند، امتیاز ارزیابی عملکرد به 86 درصد کاهش یافت. خرده فروش دیگری موجودی کالای خود را بر مبنای ورود کالا به فروشگاه می‌سنجید و از این نظر عملکرد مطلوبی داشت. نهایتا این شرکت متوجه شد که صرف بودن کالا در فروشگاه به معنای در دسترس بودن آن برای مشتری نیست. تا زمانی که کالاها به شکل مطلوب در قفسه‌ها نباشند هیچ تاثیری در رضایت مشتریان نخواهد داشت. این شرکت‌ها مواردی را ارزیابی می‌کردند که از نظر خودشان مطلوب بود نه از منظر مشتری. یک تولیدکننده کالاهای مصرفی نحوه عملکرد بخش توزیع خود را بر اساس ارسال به موقع سفارشات درخواستی از جانب خرده فروشی‌ها می‌سنجید. 

به نظر منطقی می‌آید. با بررسی و تلاش مداوم برای بهبود این روش، شرکت مزبور به رقم 5/99 درصد در ارزیابی عملکرد خود رسیده بود. خبر خوبی است. خبر بد اینجا است که وقتی شرکت به طور اتفاقی به بررسی قفسه فروشگاه‌ها پرداخت – یعنی محلی که مشتریان با آن سروکار دارند – دریافت که بسیاری از کالاها نزدیک به 14 درصد از مواقع در قفسه‌ها موجود نبودند. بسیاری از شرکت‌ها، همانند مثال فوق، عملکرد بخش ارسال سفارشات را بر اساس ارسال کالا طبق برنامه زمان بندی خود می‌سنجند. این امر فقط مطلوب خود شرکت است. مشتریان به زمانی که کالا را دریافت می‌کنند اهمیت می‌دهند نه موقعی که کالا شرکت را ترک کرده است. 

شاید بهترین نمونه «خودبینی» که ما با آن مواجه شدیم، نحوه ارزیابی یک تولیدکننده بزرگ سیستم‌های کامپیوتری باشد. این شرکت عملکرد خویش را بر پایه ارسال به موقع اجزا سیستم‌ها می‌سنجید. مثلا اگر 9 آیتم از 10 آیتم یک سیستم را به موقع ارسال می‌کرد، به خود امتیاز 90 درصد می‌داد. از سوی دیگر، مشتری به یقین امتیاز صفر به این شرکت می‌داد، چرا که بدون تمام 10 جزء، کل سیستم بلااستفاده خواهد بود. 
«تنبلی» – این یکی از اشتباهاتی است که اغلب شرکت‌ها مرتکب آن می‌شوند: به این شکل که شما تصمیم می‌گیرید بخشی از کارتان را مورد ارزیابی قرار دهید بدون اینکه بررسی کافی و همه جانبه‌ای انجام بدهید. یک شرکت سازنده قطعات نیمه رسانا (semiconductor) بسیاری از جنبه‌های بخش دریافت سفارش خود را مورد ارزیابی قرار داده بود و تصور می‌کرد که عملکرد مطلوبی دارد. اما، یک وجه حساس کار در نظر گرفته نشده بود. فاصله بین زمان درخواست کالا توسط مشتری و تائید آن (تعیین تاریخ ارسال) توسط شرکت که از نظر مشتری اهمیت داشت، مورد توجه قرار نگرفته بود. فقط به این علت که شرکت هیچ وقت به این فکر نکرده بود که از مشتریان سوال کند چه چیزی برای آنها اهمیت بیشتری دارد.

مثالی دیگر، یک شرکت توزیع برق است که تصور می‌کرد سرعت نصب انشعاب برای مشتریان بسیار مهم است. بنابراین، سنجش عملکرد خود را بر این اساس استوار کرد و به دنبال بهبود آن بود. شرکت بعد از مدتی دریافت که مشتریان بیشتر به منطقی بودن تاریخ داده شده برای نصب اهمیت می‌دادند تا سرعت نصب در وقت تعیین شده. شرکت‌ها اغلب بدون صرف وقت کافی، به سنجش موارد ساده یا جنبه‌هایی که از قبل عادت به ارزیابی آن داشته‌اند، می‌پردازند. در عوض، باید با تلاش بیشتر به تعیین و ارزیابی موارد واقعا با اهمیت بپردازند.

«سطحی نگری» – بسیاری از شرکت‌ها فقط به ارزیابی بخش کوچکی از یک عامل مهم توجه می‌کنند. مدیران یک شرکت فروشنده سیستم‌های ارتباطی، درخواست مشتریان مبنی بر تعمیر و نگهداری دستگاه‌ها توسط خودشان را نپذیرفتند. دلیل این امر را بالا رفتن هزینه موجودی کالا، به علت انبار کردن قطعات یدکی در محل مشتری، ابراز کردند. دلیلی که کاملا منطقی است. اما، به این واقعیت مهم‌تر توجه نکردند که باید هزینه کل تعمیر و نگهداری را در نظر بگیرند که مجموع هزینه دستمزد و هزینه موجودی کالا است. هزینه افزایش در موجودی کالا به مراتب کمتر از هزینه کل نگهداری بود.
«بیهوده کاری» – به کارگیری معیارهای ارزیابی منجر به اعمال رفتارهای به خصوصی می‌شود. بسیاری از شرکت‌ها بدون در نظر گرفتن تاثیر این معیارها بر رفتار کارکنان و متعاقبا بر کل کسب‌وکار، اقدام به این تنظيم اين معيارها می‌کنند. کارکنان یک سازمان نسبت به اعمال معیارهای ارزیابی و بهبود هر چه بیشتر آن تلاش خود را خواهند کرد؛ به‌ویژه اگر در ازاي آن، به نوعی از جانب سازمان تشویق شوند، حتی اگر در مجموع تاثیر منفی بر کل تولید داشته باشد. به عنوان نمونه، یک شرکت زنجیره‌ای فست‌فود، با منوی اصلی گوشت مرغ، تصمیم گرفت برای بهبود مسائل مالی خویش از اتلاف گوشت مرغ جلوگیری نماید. به این شکل که مقدار دور ریز مرغ‌های پخته شده و تا پایان روز فروش نرفته را کاهش دهد.
در این راستا، مدیران شعب به مقدار زیادی از اتلاف مذکور جلوگیری کردند. آنها به کارکنان خود دستور دادند که تا سفارش نگرفته‌اند از پخت مرغ خودداری کنند. در نتیجه یک رستوران فست فود (به معنای غذای سریع fast-food) به یک اسلو فود (غذای کندslow-food ) تبدیل شد، زیرا دیگر به سرعت قبل قادر به ارائه سرویس به مشتریان نبود. بله، هزینه اتلاف کاهش یافت، اما فروش هم به مقدار قابل توجهی تقلیل پیدا کرد. مدیران باید این گفته قدیمی‌را به خاطر داشته باشند: «مراقب باشید، حساسیت بیش از حد در هر کاری باعث می‌شود که بیشتر دچار مشکلات آن شوید.»

«جدی نگرفتن» – شاید بدترین خطاها در زمینه ارزیابی، جدی نگرفتن آن باشد. علائم این امر به وضوح قابل مشاهده هستند: بحث بی‌پایان در مورد معیارهای ارزیابی، ارائه دلایل ناموجه برای عملکرد ضعیف به جای بررسی ریشه‌ای علت‌ها و مقصر دانستن دیگران به جای قبول مسوولیت. اگر اشتباهات دیگر، خطاهای عقلانی باشد، این اشتباه نشات گرفته از فرهنگ سازمان است. وقتی منافع شخصی، سلسله مراتب و صدای بلند قوی‌تر و مؤثرتر از اهداف تعیین شده سازمان باشند، حتی دقیق‌ترین سیستم‌های ارزیابی هم ناتوان از بهبود عملکرد خواهند بود.

همانند «هفت گناه بزرگ» پاپ گرگوری، «هفت اشتباه ارزیابی» نیز اغلب به هم مربوط و دارای نقاط مشترک هستند. وجود یک نشانه، ممکن است دلیل بر ارتکاب چندین اشتباه باشد. شرکتی که مرتکب این اشتباهات می‌شود قادر به بکارگیری صحیح معیارها و در نتیجه بهبود عملکرد خویش نخواهد بود. سیستم ارزیابی بد حتی در خوشبینانه‌ترین حالت هم، نفعی برای سازمان ندارد و در شرایط دیگر حتی مضر هم خواهد بود. به این گفته مشهور، از توماس مانسن، هم توجه نکنید: «هر عملکردی که ارزیابی شود، بهبود پیدا می‌کند.» اگر معیار ارزیابی شما صحیح انتخاب نشود، بهتر کردن آن عملکرد هیچ فایده‌ای برای شما نخواهد داشت. 


منبع: دنیای اقتصاد

چگونه مهارت های یادگیری خود را تقوت کنیم ؟

چگونه مهارت های یادگیری خود را تقوت کنیم ؟ 
ما درجای خاصی از تاریخ ایستاده ایم ، جایی که زندگی هیچ شبیه صد یا حتی پنجاه سال پیش نیست 


در قرنهای قبل تفاوتهای بین زندگی نسل های مختلف چندان چشم گیر نبود ،به سادگی  با انتقال دانش نسلی به نسل بعد زندگی ادامه پیدا می کرد..
فرزندان با همان سبک زندگی می کردند که والدینشان زندگی کرده بودند ، مهارتها و تجربه های بزرگتر ها برای زندگی واقعا کافی بود .اما در روزهایی که ما درآن زندگی می کنیم زندگی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها ، حتی والدین خودمان شباهت زیادی به زندگی ما ندارد.

 خیلی از چیزهایی که این روزها در زندگی ما کاملا عادی است و بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مان شده است حتی پانزده سال پیش کوچکترین جایی در زندگی مان نداشته است .


ابزارهایی چون تلفن همراه که این روزها همه جا و در دسترس همه ی افراد جامعه است در همین مدت کوتاه تبدیل به یک وسیله ی شخصی و همیشه همراه شده است !

اینترنت و  کامپیوترهای شخصی هم عمر زیادی در جامعه ما ندارند اما آن بخشی از جامعه که از آنها استفاده میکنند تقریبا زندگی را بدون وجودشان نمی توانند تصور هم کنند !


این تغییر وتحول که با شتابی محسوس همچنان ادامه دارد بسیاری از شاخص های زندگی ما را تغییر داده است اما اکثر ما چون داخل این فضای در حال تغییر هستیم آنچنان که باید متوجه تغییرات و حجم گسترده ی آن نمی شویم .

زندگی در عصر ما واقعا خصلت های جدیدی دارد که نه پدران و مادرانمان می توانند آنها را به ما آموزش دهند نه استادان و معلم هایی که به سبک دیروز می خواهند یکبار یاد بگیرند و بارها آموزش دهند .

یکی از مهمترین مهارتهای انسان امروزی در این فضای پیوسته در حال تغییر باید مهارت پیوسته آموختن باشد . در دنیای ما انقدر دانش و شرایط و فضا به سرعت تغییر می کند نمی شود برای آموختن هر چیزی ، زمان زیادی در نظر گرفت .
باید آموخت که چطور ، از کجا مطالبی که نیاز داریم را در زمانی کم بیاموزیم و به سرعت از آن استفاده کنیم و باز به دنبال مطلب بعدی برویم .  مهارت پیوسته آموختن گزینشی و سریع یکی از مهارتهای پایه یکسانی است که می خواهند در عصر اطلاعات و ارتباطات موفق باشند . برخی از دانشمندان عرصه ی آموزش به این آموزش ، 

آموزش ساندویجی می گویند . سریع ، زود ، فشرده  و ساده ، به میزان نیاز .

جمله ی معروف آلوین تافلر به راستی خلاصه ی مهمترین مهارت مدیران موفق قرن بیست و یک است :

(بی سوادان قرن 21،کسانی نخواهند بود که خواندن ونوشتن نمی دانند، بلکه کسانی هستند که نتوانند یاد بگیرند یا یاد دهند ، آنچه یاد گرفته اند را فراموش کنند و مطالب جدید یاد بگیرند.)

اما چطور باید این مهارت را پرورش داد ؟ 

این سوال یک سوال جدید است و چندان نمی  توانیم انتظار داشته باشیم در دانش پیشینیان جواب کاملی برای آن پیدا کنیم .
برای رسیدن به این پاسخ شاید باید ضمن استخراج آنچه قابل استفاده از دانش های موجود است به تجربیات کسانی توانسته اند در این زمینه موفق عمل کنند رجوع کنیم .

آیا شما تجربه ، پیشنهاد و نظری در این مورد دارید ؟

منبع : مدیران ایران

پاراديم شيفت؛ الزام توسعه

پاراديم شيفت؛ الزام توسعه 

روندهای سرنوشت ساز جامعه را خواه در جهت تسريع و تسهيل فرايند توسعه و يا ستيز با آن، انسان‌های خاص رقم می‌زنند.

در انسان، رفتارها و تصميم‌ها و راه‌حل‌هايی که برای مسائل انتخاب می‌شوند، از نظام فکری، مدل ذهنی و به بيانی ديگر، از پاراديم حاکم بر ذهن فرد تاثير می‌پذيرند.

با اين فرض می‌توان چنين استدلال کرد که اگر در جامعه‌ای به رغم وجود منابع سرشار و شرايط مناسب، توسعه‌ای رخ نمی‌دهد، ريشه و علت را بايد در زير‌ساخت فکری و نوع نگاه حاکمان، تصميم‌گيران، سياست‌گذاران، قدرت‌ورزان و مديران جامعه جستجو کرد.

به همان تعبير، اگر در جامعه‌ای ديگر، به رغم کمبود منابع و وجود شرايط نامساعد، توسعه پرشتاب رخ می‌دهد، علت آن نيز نوع نگاه و نظام فکری و پاراديم ذهنی [رسانه‌ها و تغيير در پاراديم‌هاي ذهني] افراد مذکور است. 

ادامه نوشته

آداب مصاحبه شغلی

آداب مصاحبه شغلی

بـعد از ارسال رزومه تان، برای مصاحبه دعوت شده اید. این اولـیــن قدم به سمت شغل مورد نظرتان است. رزومه شما هـویتـــتان را اعـلام می کند، اما رفتار‌های شما، چه خوب چه بد،میتواند تاکیدی بر آنها باشد. حال نوبت آن است که مهارت‌هایتان را نشان دهید

۱٫آداب

آداب چیزی بیـش از مجـمـوعـه ای از رفــتار‌های مناسب و خـوب نـیـست. در واقـــع زبانی است که توسط آن احترام و تـوجه خــود را بدیگران بیان میکنیم. در این مقاله، “دیگران” مـنـظور مــصاحبه کننده‌ها هستند، که در حالت معمول نه کمـتر و نه بیشتر از افراد دیگر در زندگی شما تاثیر دارند، تا زمانی که نوبت مصاحبه خود شما نیز برسد و آنوقت نظر آنها از همه کس مهمتر خواهد شد.

بنابراین، روز مصاحبه شما روزی نیست که بخواهید نا مرتب باشید و با بی احترامی و بی توجهی رفتار کنید. این اتیکت‌ها را رعایت کنید و موفق خواهید شد.

۲٫سر وقت بیاید

مثل تمام افراد دیگر که سر کار هستند، مصاحبه گر شما نیز مشغول طی کردن ساعاتی از وقت خود سر کار است. نشان دهید که زمان آنها نیز برای شما ارزشمند است. از این گذشته، مگر آنها نیز به شما احترام نگذاشته اند که وقتشان را در اختیارتان قرار داده اند و به شما فرصتی داده اند که خودتان را نشان دهید؟

اگر دیر برسید، دیگران تصور خواهند کرد که فردی خودخواه، بی نظم و گستاخ هستید. پس زمانتان را تنظیم کرده و سعی کنید به موقع برسید و اگر نه تاخیرتان باعث دردسر خواهد شد.

۳٫لباس مناسب بپوشید

لباس شما برای رفتن به یک مصاحبه شغلی می بایست با محیط آن کار هماهنگ باشد. اما برای حفظ احترام باید یک درجه بالاتر از محیط معمولی آنجا لباس بپوشید. دلیلش این است که اگر لباس نا مناسب بپوشید، چه بالاتر چه پائین تر از حالت نرمال، اختلال ایجاد می شود. زمانی که توجه باید روی شما و مهارتهایتان متمرکز شود، لباسهایتان نباید اختلالی ایجاد کرده و حواس را پرت کند.

این مثال را در نظر بگیرید: اگر همه افراد در آن محیط کار جین و تی شرت می پوشند، شما یک پیراهن آستین بلند رسمی بپوشید. و اگر آنها پیراهن‌های رسمی تن می کنند، شما کت و شلوار بپوشید.

۴٫ به طریقه دست دادن خود دقت کنید

دست دادن عملی متقابل است که برای برقراری ارتباط انجام می شود. در یک مصاحبه، این عمل متقابل بین دو فرد غریبه صورت می گیرد، که می تواند یکی از اصول اولیه اتیکت مصاحبه به حساب آید. اگر محکم دست طرفتان را یک یا دو بار بفشارید و بعد رها کنید، نشانه ی خوشرویی و ملایمت شماست که می تواند به سرعت احساسی از امنیت بین دو فرد ایجاد کند.

از طرف دیگر، اگر شل و ول و بی روح دست بدهید، ممکن است باعث ناراحتی طرفتان شود. و حتی قبل از اینکه آنها فرصت آشنایی با شما را داشته باشند، احساس بدی به آنها منتقل خواهید کرد. آسوده خاطر کردن اطرافیانتان هدفی مهم در هر آداب معاشرت است. در این مورد فکر کنید. آیا واقعاً می خواهید در مصاحبه گرتان ایجاد ناراحتی کنید؟

۵٫ تصویری مثبت از خود ارائه دهید

در حین مصاحبه، زمان‌های بسیاری شما نیاز به استفاده از آداب و اتیکت‌ها خواهید داشت. و اگر آنها را درست و بجا استفاده کنید، تصویری خوب و مطمئن در ذهن مصاحبه گرتان ایجاد خواهید کرد. محکم و با قوت صحبت کنید. نباید بگذارید مصاحبه گر از شما بخواهد حرفتان را تکرار کنید یا شک کند که حرفتان را درست شنیده است یا خیر.

به چشمان مصاحبه گرتان نگاه کنید. این ژستی اطمینان بخش است که اکثراً افراد به آن پاسخ مثبت می دهند.

برای صحبت کردن از حرکات بدن به اندازه مناسب استفاده کنید. حرکات خوب ممکن است علاقه شما را برای آنحا بودن نشان دهد، در حالیکه سست و بی حال بودن نشانه ی بی احترامی و بی تفاوتی است.

مصاحبه کننده تان را با اسم صدا کنید، اما به تعادل. این نشان می دهد که شما دقت کرده و به حرفهایش گوش می دهید. همچنین ارتباطی ایجاد می کند که مصاحبه شما را هر چه بیشتر به سمت موفقیت سوق می دهد

۶٫ دو بار از آنها تشکر کنید

در آخر مصاحبه، زمانی که می خواهید از مصاحبه گرتان تشکر کنید، در نظر داشته باشید که هم به خاطر زمانی که برایتان گذاشته اند و هم برای فرصتی که به شما داده اند تشکر کنید. مثل سر وقت رسیدن، تشکر کردن از آنها به این صورت نیز نشان می دهد که فرد فهمیده ای هستید و برای وقت دیگران ارزش قائل هستید.

۷٫ سه تا نباید

۱٫ بدون آمادگی قبلی در آن روز حاضر نشوید

هر چه بیشتر در مورد شرکت و شغلی که برای آن تقاضا داده اید تحقیق کنید، نشانه احترام بیشتر است. خیلی ساده است. فراموش نکنید که مصاحبه گر شما برای این شرکت کار می کند و این قسمت بزرگی از زندگی آن فرد را تشکیل می دهد. بنابراین نمایش فروتنانه اما مناسب تصویری از حس تعهد شما به این مصاحبه، باعث می شود که بهتر جلوه کنید

۲٫ از صاحب کارهای قبلیتان بدگویی نکنید

اگر نمی توانید در مورد کسی حرف‌های خوب بزنید، بهتر است اصلاً هیچ حرفی نزنید. خیلی دور از ادب و احترام است که از صاحب کارها و شرکت‌های قبلیتان بد بگویید و با کارهایشان مخالفت کنید. این باعث ناراحتی و رنجش دیگران می شود. از این گذشته، این مصاحبه در مورد شما و این شرکت است نه شرکت‌ها و افراد دیگر. پس لزومی ندارد که تصویری از صاحب کارهای سابقتان برای مصاحبه گرتان ارائه دهید. چون این مسئله ارتباطی به آنها ندارد

۳٫ در مورد هیچ مسئله ای دروغ نگوئید

به یاد داشته باشید که به خاطر هیچ مسئله ای، هر چند کوچک، دروغ نگفته و به حرف‌هایتان شاخ و برگ ندهید. زیرا انسانهای محترم هیچگاه دروغ نمی گویند چون نیازی به آن ندارند

۸٫ حرف آخر

ممکن است رفتار‌های خوب هیچگاه به چشم نیایند، ولی نتایج آنها همیشه دیده می شوند.

چیزی که نباید جا بیندازیم نقص در این آداب و اتیکت‌هاست. در این زمینه، شما می خواهید که مصاحبه کننده تان فکر کند که شما فردی مهربان، باهوش و جالب هستید. نه اینکه فردی مطیع و فرمانبردار باشید و موقع دست دادن مسخره جلوه کنید و یا از اینکه کثیف ترین شلوار جینتان را در روز مصاحبه تن کرده اید تعجب کند

منبع کتاب شکار کار در قرن بیست و یکم

قول بده که هرگز با من موافق نباشی

قول بده که هرگز با من موافق نباشی، حداقلش این که کاملا یا فی البداهه موافق نباشی. قول بده که همیشه دنبال موضوعی برای مخالفت خواهی گشت، دنبال استثناهایی برای چیزهایی که من نوشته ام و استدلال هایی که به نظرت بی ربط و غلط می رسد. این طوری به من فرصت می دهی که ازت یاد بگیرم. من اگر پاسخی ندادم این طور تعبیر کن که موافق نظرت بودم.

منبع:چای داغ

هفت رمز فروش موفق

- گزینش هدف (هدف گذاری): همه افراد موفق، اهداف بزرگی را برای خود ترسیم كرده، و سپس این اهداف بزرگ را به اهداف كوچكتر تقسیم می كنند.
2 - یك برنامه فروش را دنبال كنید: همه پزشكان بزرگ، وكلای بزرگ، تكنسین های بزرگ و كسانی كه فروش بزرگی دارند، در یك چیز مشتركند، آنها همگی برنامه ای را كه شامل سوال كردن و گوش دادن به مشتریان است، دنبال می كنند..
3-به مشتریان اجازه انتخاب بدهید: مردم دوست دارند خرید كنند، اما نمی خواهند كالایی به آنها تحمیل شود. نمایشهای تلویزیونی، فروشگاههای موادغذایی، و فروشگاههای البسه، همگی به اهمیت اصل (آزادی انتخاب) پی برده اند، و فروشندگان بزرگ هم همینطور

4-تمرین فروش كنید: همه ورزشكاران بزرگ و فروشندگان، دریافته اند كه چه اصلی به ظرفیت عضلانی برمی گردد، خود را عادت دادن به اینكه مجبور نباشید، درباره چیزی كه بعداً باید انجام دهید فكر كنید. جایی كه شما یك مشتزن یا فروشنــده حرفه ای هستید، عكس العمل شما غریزی است و به صورت اتوماتیك عمل می كند
5-هرگز به فروشندگان خود به عنوان ابزار فروش نگاه نكنید: فروشندگان شما كاتب یا دستگاه پول شمار نیستند. نه دچار سوءتعبیر نشوید، نمی خواهیم بگوییم كه پول مهم نیست. بدیهی است مجبورید تا برای فروش خود اهدافی داشته باشید و مجبورید به اعداد و ارقام توجه كنید، اما هدف ما از بیان اینها چیست؟
6-به همه مشتریان توجه كنید: مطالعات جنرال الكتریك نشان داد تبلیغ از طریق چهره به چهره (محاوره ای)، سه تا پنج برابر موثرتر از شكلهای دیگر تبلیغ است. مشتریان ممكن است با انگیزه های متفاوت به شما مراجعه كنند، اما هیچ عاملی مهمتر از اعتقاد آنها به شما نیست
7-با ابرستاره ها احاطه شوید: توقع مشتریان همواره بسیار زیاد است، و رقابت بین مشتریان هرگز شدید نیست. روزی خواهدآمد كه دیگر كالاها برای مشتریان ایجاد انگیزه نمی كند، در آن زمان كاركنان شما نباید كوتاه یا بلند باشند. باید مطمئن باشید دارای تكنسین هایی هستید كه می توانند در محیط رقابتی و زمان محدود، كالا و خدمات را با كیفیت بالا تولید كنند. شما مجبور هستید تا مدیران و ارزیابهایی را كه می توانند این رموز فروش موفق را به كار گیرند به استخدام خود درآورید.

بزرگان فروش

 

داستان خیلی جالب کلاغ و خرس

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
... بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!
نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید
 .

کوکاکولا در یک کشور عربی

یک فروشنده کوکاکولا که برای فروش به عربستان سعودی رفته بود دست از پا درازتر برگشت و کاملاً ناامید شده بود
> یکی از دوستانش از اون پرسید: چرا در عربستان موفق نبودی؟
> فروشنده جواب داد: وقتی رفتم خیلی مطمئن بودم که می تونم فروش خوبی داشته باشم، اما یک مشکل داشتم و اون این بود که نمی دونستم چه جوری عربی صحبت کنم به همین خاطر به خودم گفتم که این پیام رو از طریق سه تا پوستر انتقال بدم


> پوستر اول: یک مرد که روی ماسه های داغ صحرا دراز کشیده و کاملاً خسته و از حال رفته است
> پوستر دوم: مرد داره کوکاکولا می نوشه
> پوستر سوم: مرد ما هم اکنون کاملاً سرحال و شاداب است
> دوستش گفت: خیلی عالیه، این طرح باید جواب میداد
!
فروشنده جواب داد: لعنتی، هیچکس به من نگفته بود که اونها از راست به چپ میخونن
به پیشنهاد یکی از دوستان این نتیجه گیری رو برای تکمیل مطلب اضافه میکنم

نتیجه :

1- بازاریابی متاثر از فرهنگ (مجموعه ای از آداب و رسوم ،عقاید و باورها ، زبان و...) می باشد . در بازاریابی بطورکل باید به فرهنگ کشور میزبان اشراف کامل داشت و کوتاهی از هر یک از آنها می توان به اشتباهات بزرگ منجر شود.

2- در بازاریابی باید به ریز ترین نکات توجه داشت .


راه‌هايي عملي براي به‌كار بردن روان‌شناسي در زندگي روزمره

 
فكر مي‌كنيد روان‌شناسي فقط براي دانش‌‌آموزان، دانشگاهيان و درمانگران است؟ اشتباه مي‌كنيد. از آنجا كه روان‌شناسي موضوعي هم كاربردي و هم تئوريك است، از آن مي‌توان به طرق مختلف استفاده كرد.

با اين كه تحقيقات انجام گرفته در اين زمينه براي خوانندگان عمومي سنگين است، اما نتايج اين آزمايشات و تحقيقات مي‌تواند كاربرد مهمي در زندگي روزمره ما داشته باشد.

از اين‌رو در اينجا به چند مورد از مهم‌ترين كاربردهاي روان‌شناسي در زندگي اشاره مي‌كنيم:

انگيزه پيدا كنيد:

هدفتان چه ترك كردن سيگار باشد، چه كم كردن وزن يا ياد گرفتن يك زبان جديد، روان‌شناسي درس‌هاي زيادي براي ايجاد انگيزه دارد. براي بالا بردن سطح انگيزه‌ تان براي انجام يك كار، از نكات زير كه از تحقيقات انجام گرفته در روان‌شناسي آموزشي و شناختي به دست آمده، استفاده كنيد.

* براي بالا نگه داشتن سطح علاقه‌‌تان، با عناصر جديدي آشنا شويد.

* براي جلوگيري از خستگي و يكنواختي، تكرار و تناوب كار را تغيير دهيد.

* چيزهاي جديدي ياد بگيريد كه براساس دانش كنوني‌تان باشد.

* اهداف مشخص براي خود تعيين كنيد كه مستقيما با آن كار در ارتباط باشند.

* براي كاري كه خوب انجام مي‌‌دهيد به خودتان پاداش دهيد.

مهارت‌هاي رهبريتان را ارتقاء دهيد:

مهم نيست كه مدير يك دفتر باشيد يا مدير يك كلوپ مخصوص جوانان، داشتن مهارت‌هاي خوب مديريتي و رهبري در نقطه‌اي از زندگيتان به درد خواهد خورد. همه آدم‌ها رهبر به دنيا نمي‌آيند، اما چند نكته ساده كه از تحقيقات روان‌شناسي مربوط به اين موضوع به دست آمده است، مي‌تواند به شما براي ارتقاي مهارت‌هاي رهبريتان كمك كند. يكي از مشهورترين تحقيقات انجام گرفته روي اين موضوع به سه سبك مديريتي مشخص مي‌پردازد. نكات زير برگرفته از يافته‌هاي اين تحقيق است:

* افراد گروه را به ‌خوبي راهنمايي كنيد، اما اجازه دهيد همه نظراتشان را ابراز كنند.

* در مورد راهكارهاي احتمالي براي مشكلات با اعضاي گروه صحبت كنيد.

* بر تقويت ايده‌‌ها تمركز داشته باشيد و به نظرات خلاق گروه پاداش دهيد.

روابط عمومي‌تان را قوي‌تر كنيد:

ارتباط عمومي فراتر از نحوه حرف زدن و نوشتن شماست. تحقيقات نشان مي‌دهد كه نشانه‌‌هاي غيركلامي سهم زيادي در ارتباطات ميان فردي دارد. براي اين كه به طور موثري پيامتان را به فرد مقابل برسانيد بايد ياد بگيريد چطور به‌صورتي غيركلامي خود را ابراز كنيد و در افراد پيرامونتان نيز به دنبال اشارات غيركلامي باشيد. در زير به چند استراتژي مهم اشاره مي‌كنيم:

* ارتباط چشمي قوي داشته باشيد.

* نشانه‌هاي غيركلامي را در ديگران تشخيص دهيد.

* ياد بگيريد از تن صدايتان براي تقويت پيامتان استفاده كنيد.

ياد بگيريد ديگران را بهتر درك كنيد:

درست مثل ارتباط غيركلامي، توانايي شما در درك احساساتتان و احساسات اطرافيانتان نقش مهمي در روابط و زندگي شغليتان بازي مي‌كند.

واژه هوش احساسي به توانايي شما براي درك احساسات خودتان و ديگران اطلاق مي‌شود. اين مساله آنقدر اهميت دارد كه برخي از روان‌شناسان اعتقاد دارند هوش احساسي شما بسيار مهم‌تر از هوش فكريتان است، اما چطور مي‌توانيد هوش احساسيتان را تقويت كنيد؟ راهكارهاي زير مي‌تواند كمكتان كند:

* واكنش‌هاي احساسي خود را به دقت ارزيابي كنيد.

* تجربيات و احساساتتان را در دفترچه‌اي يادداشت كنيد.

* سعي كنيد موقعيت‌هاي مختف را از ديدگاه ديگران ببينيد.

تصميمات درست‌تري بگيريد:

تحقيقات انجام شده در روان‌شناسي شناختي اطلاعات زيادي درمورد تصميم‌گيري ارائه مي‌كند. با اعمال اين راهكارها در زندگيتان مي‌توانيد ياد بگيريد تصميمات هوشمندانه‌‌تري اتخاذ كنيد. دفعه بعدي كه خواستيد يك تصميم بزرگ بگيريد، سعي كنيد از تكنيك‌هاي زير استفاده كنيد.

سعي كنيد به موقعيت از ديدگاه‌‌هاي مختلف نگاه كنيد:

ديدگاه منطقي، احساسي، شهودي، خلاقانه و ديدگاه مثبت‌گرا و منفي‌گرا.

* هزينه‌ها و فوايد احتمالي يك تصميم را در نظر بگيريد.

* از روش‌هاي تجزيه و تحليل شبكه‌اي استفاده كنيد كه براي ميزان ارضاي هر نياز با هر تصميم يك نمره‌مي‌دهد.

بازده كاري‌تان را بيشتر كنيد:

گاهي اوقات به نظر مي‌رسد كه هزاران كتاب، سايت و مجله به ما مي‌گويد چطور از روزمان استفاده بيشتري ببريم، اما چقدر از اين توصيه‌‌ها در تحقيقات واقعي به اثبات رسيده‌‌اند؟

به‌عنوان مثال به دفعاتي فكر كنيد كه شنيده‌ايد انجام همزمان چند كار مي‌تواند سرعت، دقت و بازده كارتان را كم مي‌كند.

براي بالا بردن بازده كاري‌تان چه درسي از روان‌شناسي مي‌توانيد بگيريد؟ اينها برخي از راهكارها در اين رابطه هستند:

* وقتي روي كارهاي پيچيده و خطرناك كار مي‌كنيد از انجام همزمان كارهاي ديگر خودداري كنيد.

* روي كاري كه در دست داريد تمركز كنيد.

* از منحرف شدن حواستان جلوگيري كنيد.

سالم‌تر باشيد:

روان‌شناسي مي‌تواند ابزار مفيدي براي تقويت سلامت عمومي شما هم باشد. از راه‌هاي تقويت ورزش و تغذيه سالم‌تر گرفته تا درمان افسردگي، زمينه روان‌شناسي سلامت استراتژي‌هاي بسيار مفيدي ارائه مي‌دهد كه به شما كمك مي‌كند سالم‌تر و شادتر زندگي كنيد. برخي نمونه‌هايي كه مي‌توانيد مستقيماً وارد زندگيتان كنيد عبارتند از:

* تحقيقات نشان داده است كه هم نور خورشيد و هم نور مصنوعي مي‌تواند علائم اختلالات فصلي را كاهش دهد.

* تحقيقات نشان داده است كه ورزش‌درماني بسيار موثر براي افسردگي و همچنين اختلالات ذهني است.

* تحقيقات نشان داده است كه كمك به ديگران براي درك خطرات رفتارهاي ناسالم به انتخاب‌هاي سالم‌تري مي‌‌انجامد.

وبلاگ تفكر مثبت شخصيت شادتر

8 غول کسب و کار در ایران

شناختن میلیاردرهای ایرانی زیاد سخت نیست. به مدد افزایش قیمت مسکن ظرف چندسال گذشته هرکس بالاتر از خیابان انقلاب تهران،خانه داشته باشد باید او را جزو میلیاردرها به حساب آورد اما دراین میان هستند کسانی که نه فقط آزروی خانه ای که دارند،که از روی سهام و کارخانه و تولیدشان می شود فهمید که چقدر دارایی دارند.

تجارت نیوز نوشت:

شناختن میلیاردرهای ایرانی زیاد سخت نیست. به مدد افزایش قیمت مسکن ظرف چندسال گذشته هرکس بالاتر از خیابان انقلاب تهران،خانه داشته باشد باید او را جزو میلیاردرها به حساب آورد اما دراین میان هستند کسانی که نه فقط آزروی خانه ای که دارند،که از روی سهام و کارخانه و تولیدشان می شود فهمید که چقدر دارایی دارند.

http://www.tejaratnews.com/pooyasoftpublisher/storage/images/20110411144443gb-SAE_9804.jpg


البته بازهم اثبات این که آدم ها در بورس چقدر سهم دارند یا ارزش داراییهای منقول وغیرمنقول آنها چقدر است بسیار سخت تر از آن است که فکرش را می کنیم چه آن که در ایران نه نظام مالیاتی شفاف است ونه آدم ها علاقه ای به خود اظهاری دارند.

با این وجود میتوان به برخی دارایی های قابل اثبات اشاره کرد که یا در ترازنامه شرکتها مشهود است یا آن قدر بزرگ ومشهوراست که امکان تکذیب آن وجود ندارد.

غول گردشگری ایران کمتر کسی است که درمسافرت به کیش، بزرگی هتل داریوش را ندیده باشد. یا برای دیدن دلفینهای سیرک باز، به پارک دلفینها سرنزده باشد.

اینها کار دستی های شخصی به نام حسین ثابت هستند. حسین ثابت بکتاش متولد ۱۳۱۳ در مشهد است. خیلی جوان مانده! از عناوین او: کارآفرین ثروتمند ایرانی، دلال فرش، و صاحب گروه هتلهای ثابت را گفتهاند. ثابت تا پنج سال قبل در جزایر قناری ۵ هتل (5 هزار تخت) داشته است و در ایران نیز هتل بزرگ داریوش را به سبک تخت جمشید در کیش ساخته است.

وی، غیر از این هتل، چهار هتل دیگر نیز در کیش دارد (هتلهای هلیا، لاله، تماشا، و پانیذ) شرکت تجارت بینالمللی ثابت و مجموعه پارک دلفین های کیش (دلفیناریوم و باغ پرندگان با مساحت بیش از ۶۵ هکتار) متعلق به اوست.

او کلنگ سرمایه گذاری هتل ۷ ستاره کوروش که سیستم های آن با انرژی خورشیدی کار میکند (به عنوان نخستین هتل سبز ایران) و ۵۰۰ اتاق خواهد داشت را نیز در جزیره کیش بر زمین زده است و قرار است قبل از پایان امسال در کیش افتتاح شود. سوئیت‌های هتل داریوش او در زمان های عادی سال هر شب 400 هزار تومان و در ایام عید نوروز و.. تا 700 – 800 هزار تومان هر شب اجاره داده می‌شود.

ثابت پیش از این تصمیم داشت تنها هتل‌دار کیش شود و اقدام به خرید 6 هتل آماده کرد با قیمت های تقریبی هر هتل 8 -9 میلیارد تومان به بالا اما برخی هتل داران زیر بار این کار نرفته و وی نتوانست به این آرزوی خود برسد.

حسین ثابت چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کرده و هم‌اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل داری اسپانیا را صاحب است و خود او نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی میکند.

ایجاد کورس های اسبدوانی با تاسیس شرکت اسب ایران که ناتمام ماند از دیگر فعالیتهای اوست. او همچنین ۲۵درصد سهام گروه هتلهای لاله را در اختیار دارد. ثابت همچنین اقدام به خرید هتلهای لاله تهران،یزد و سرعین از شرکت توسعه گردشگری ایران، متعلق به میراث فرهنگی و گردشگری و ثابت،کرد ولی به علت عدم پرداخت به موقع اولین مرحله تعهداتش، شرکت توسعه گردشگری ایران ضمانت نامه پنج میلیاردی او را ضبط و مزایده خاتمه یافت.

در سر در دفتر آلمان آقای ثابت نوشته شده است: « حق الناس را دست نزن. مصمم باش. عاشق تصمیمت باش. آن وقت است که محال پا به فرار میگذارد »

او در یک اظهار نظر گفته است: «برخی میگویند خوب است آدم فقیر باشد اما سالم باشد. اما من اعتقاد دارم آدم باید هم سالم باشد و هم ثروتمند. »

اگرچه خیلیها فکر میکنند دولتیها با سرمایه داران رابطه خوبی ندارند، اما اینطور نیست. احمدینژاد به وسیله یکی از نزدیکترین مردانش یعنی رحیم مشایی با آنها در ارتباط است. در خرداد 87 در حالی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از فروش هتلهای لاله تهران، یزد و سرعین با قیمتی معادل یک هزار و ۲۰۰ میلیارد ریال خبر داد آقای رحیم مشایی در مورد خریدار این خرید بزرگ گفته بود: خریدار این هتلها یکی از سهامداران این مجموعه است که دارای سوابق درخشان و موثری در صنعت گردشگری و هتل داری در داخل و خارج از کشور است. این خریدار همان ثابت بود.

غول فولادی
تابستان سال 87 است. خبر خرید بلوک 3.50 درصدی فولاد خوزستان به وسیله یک شخص حقیقی موجب هیجان بازار شده است. شاید این هیجان بیشتر به خاطر آن باشد که کسی در ایران جرات کرده سرمایه خود را رو کند!

این خبر وقتی منتشر شد که بیشتر فعالان بازار شاهد رقابت تنگاتنگ متقاضیان خرید طی 9 روز بودند. یک شخص حقیقی که تاکنون فعالیتی در بازار سهام نداشته توانست گوی سبقت را از حقوقیهای بازار برباید و 5.30 درصد بلوک فولاد خوزستان را از آن خود کند.

محمد جابریان مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند خریدار بلوک فولاد خوزستان بود که حتی افزایش 87 درصدی قیمت عرضه نسبت به قیمت پایه نیز او را از دور رقابت خارج نکرد و سرانجام با اضافه کردن یک ریال سهامدار عمده فولاد خوزستان شد. او به همراه شش برادرش حدود سه دهه است که در بازار فولاد فعالیت میکنند. ارزش سهامی که تنها در این معامله خرید 1360 میلیارد تومان بود که حتما تمام ثروت این مرد نبوده است. او که بعدها در همن خرید با دولت و سازمان خصوصی سازی به مشکل برخورد چند روز بعد از خریدش به هفته نامه شهروند امروز در مورد شفافیت در بازار ایران و ترس ثروتمندان از شفافیت ثروتشان گفته بود: «در بازار ایران متاسفانه یک عدهای شایعاتی را پراکنده کردند مبنی بر اینکه سرمایهگذاری در ایران خطرناک است در صورتی که اصلاً این طور نیست. سرمایهگذاران نباید از سرمایهگذاری در ایران و روکردن میزان سرمایه خود بترسند چرا که به نظر من سرمایهگذاری در ایران بسیار امن است. نباید از سرمایهگذاری در ایران بترسند، بهتر است برای مملکت خودمان سرمایهگذاری کنیم تا خارج از مرزهای ایران. »جابریان که بچه کف بازاراست،درحال حاضر یک کارخانه فولاد دارد ودربازار آهن تهران یکی از سرشناسترینهاست. یک نفر جدی یا شوخی گفته بود حاضر است سرقفلی موبایل جابریان را 100میلیون تومان بخرد. فکرش رابکنید او با این خط موبایل چه میکند.


غول بازار پول
شاید شما نامی از شرکت استراتوس نشنیده باشید که یکی ازبزرگترین شرکتهای عمرانی ایران است اما به طور قطع با نام بانک اقتصاد نوین آشنایی دارید. رئیس هیات مدیره این بانک خصوصی مردی است که درمورد ثروتش افسانه سرایی میشود اما او به طور قطع یکی از میلیاردرهای سرشناس ایران است. سال گذشته در یکی از نشست های هیات نمایندگان اتاق تهران،زمانی که فرهاد فزونی یکی از اعضای هیأت نمایندگان این اتاق با حرارت به انتشار نامش در فهرست 30میلیاردر اعتراض میکرد و در حالی که از شدت عصبانیت رنگ رخسارش سرخ شده بود و میگفت چرا نام او و بعضیها در کنار بعضیها دیگر آمده، محمد صدر هاشمینژاد با آرامش روی بلندگوی مقابلش خم شد، با آن کت تک مارک دارش، اول لطیفهای تعریف کرد و کلی خندید و بعد گفت«ظاهرا دوستان از اینکه نامشان کنار من آمده ناراحت هستند!؟» تقریبا تنها کسی بود که گزارش میلیاردرها را تکذیب نکرد. او با ذکاوت اعضای هیات نمایندگان را خطاب قرار داد و گفت«بیش از این گزارش مواظب جریانی باشید که چندین قرن است در ایران ریشه دارد و مدام چنگ میزند، ربطی هم به ان دولت و دولتهای قبل ندارد»حالا که به گزارش میلیاردرها واکنش منفی نشان نداده است، همان رزومه را در اینجا هم نقل میکنیم.

از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأتمدیره بانک اقتصاد نوین، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمیداند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمانسازی و بازرگانی از بزرگان به شمار میرود. البته چنانکه در جلسه هیات نمایندگان گفت، ما در اینجا او را گودزیلا، دراکولا، اختاپوس یا مافیا خطاب قرار ندادیم!

غول صادرات
شاید نام یک یا دو نفر از این فهرست برای شما تازگی داشته باشد، اما همه اینطور نیستند، از جمله اسدالله عسگر اولادی، پیر مرد دیگر در برابر اتهام غرور انگیز(به قول مسعود دانشمند)مولتی میلیاردر ایران ظاهرا سر شده است.

از آن دسته افرادی هم بود که در برابر گزارش سی میلیاردر هیچ واکنشی نشان نداد و ترجیح داد در مورد موضوعات مهمتری هم چون صادرات اظهارنظر کند. هرچه هست او رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ما از چین هم معلوم است و از همین جا خیلی چیزها معلوم میشود.... در گزارش میلیاردرها نوشته شده بود: همین ماه گذشته، جوابیه معترضانهای را به یکی از روزنامههای کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام بردهاند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی معتبر و مستند پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بینالمللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیاننشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه میدهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم! این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. علاوه بر اینها، چندین سال قبل، مجله معروف آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه میکند به ثروت اسدالله عسگراولادی اشاره کرده بود و داراییهای او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی به چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی،یک نفر گفت آقای عسگراولادی 130میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت:به 100میلیون دلار نمیرسد.

غول تکنولوژی
امکان ندارد موبایل داشته باشید و نام « علاءالدین» را نشنیده باشید. صاحب هر برند موبایلی که میخواهید باشید، باید موبایلتان در ایران به فروش برسد، در ایران هم باید در پایتخت عرضه شود و در پایتخت هم باید اول در پاساژ علاءالدین باشید. صاحبش مردی است به همین نام. از پاساژ سرخ رنگ حافظ-جمهوری صحبت میکنیم، همان که در کنار ساختمان سازمان بورس واقع شده است. سرمایه حاجی علاءالدین مشخص نیست، ما هم اینجا چیزی نمیگوییم، اما بزرگ بازار گوشی موبایل، که امروزه دست هر ایرانی یکی هست، کم کسی نیست. جالب است بدانید، این مرد همیشه در اتاقی کوچکی مینشیند که در طبقه همکف پاساژ قرار گرفته است. ظاهر مغازه چیز خاصی ندارد و رنگ و رو رفته هم هست، اما از پلههای آهنی باریک انتهای مغازه که بالا بروید، حاجی، بزرگ بازار موبایل جمهوری، آنجا نشسته. سرمایه دار بازار موبایل جمهوری در دفتری با سقفى کوتاه، عرضى کم و طولى حدود ۲ تا 2.5 متر مینشیند.

این هم طنز روزگار است. ثروت آقای علاء الدین به سرقفلی فروشگاههایی است که واگذارکرده ومی کند. مجتمع علاء الدین صدها وشاید هزاران کسب وکار پر رونق را درخود جا داده بنابراین عجیب نیست اگر گردش مالی روزانه این مجتمع تجاری را میلیاردی بدانیم وفکرش را بکنید آقای علاء الدین به اشکال مختلف دراین گردش پربرکت سهم دارد.


غول بازار مبل
محله و خانه قدیمیاش در مهرآباد جنوبی، 20 متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق (ع) بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت. خودش وبرادرانش که اکنون صاحبان و مالکان اصلی یافت آباد هستند. البته میگویند بخش کوچکی از اموال و داراییهای علی انصاری، بخش زیادی از زمینهای یافت آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. علی انصاری، اگرچه رئیس گروه سرمایهگذاری تات است و رئیس اتحادیه مبل سازان تهران، اما برای چهره شدن، ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری با وجود داشتن سمت نایب رئیسی در فدراسیون دوچرخه سواری، تا همین چند ماه پیش چهره چندان معروف و شناخته شدهای نبود. اما حالا رئیس فدراسیون دوچرخه سواری است. اما با حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال تبدیل به چهره خبر ساز شد و حالا او با حسین هدایتی مالک باشگاه استیل آذین، مقایسه میکنند که ثروت چشمگیری دارد و برخی میگویند حتی از هدایتی هم ثروتمندتر است. به قدرت فوتبال ایران دقت کنید. انصاری برای آنکه در بدو ورودش به هیات مدیره استقلال خودی نشان دهد پیشنهاد داد تا بازار مبل ایران به عنوان اسپانسر دو باشگاه استقلال و پرسپولیس انتخاب شود. در کل انصاری شخصی محافظه کار و محتاط است اما مشکلات مالی استقلال تاحدودی به دست انصاری حل و فصل شد. گفته میشود بضاعت مالی علی انصاری چیزی از حسین هدایتی کم ندارد که البته کمی تا قسمتی اغراق است، اما به هر حال این طور هم نیست که ثروت انصاری را بتوان با ماشین حساب معمولی برآورد کرد. این تاجر مبل، ثروت متحرکی است که آشتیانی ابتدا ان را به دوچرخه سواری کشاند و به کمکش آنجا را آباد کرد وحتی باعث قهرمانی استقلال شد.

غول ورزش
او که در سنین جوانی پدرش را از دست میدهد با تلاش و زحمت خرج خانواده را در میآورد. محمدرضا هدایتی 45 ساله و متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانههای فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمینهای کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت میدهند. آغاز راه پولدار شدن او، درست از میانه این سن و سال بود.خودش میگوید: 22 سال است در کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان سازی فعالیت میکنم. به عنوان مثال، بزرگترین مجموعه پرورش میگو را در ایران دارم. کارخانجات فولاد دارم. بخش عمده کارم متعلق به مرحوم پدرم بوده که مربوط به قبل از انقلاب است. به حول و قوه الهی و فضل خداوند، آدم خوش روزی هستم. در قرآن میفرماید گروهی از شما را خوش روزی قرار دادیم و فکر میکنم من آدم خوش روزی هستم. در این کشور یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را میپردازم و یک ریال هم بدهی بیمهای و مالیاتی ندارم. در این میان همه هدایتی را با استیل آذین میشناسند، یعنی همان نامی که روی یک باشگاه دسته اولی گذاشته شد تا با هزینه 6 میلیاردی این مرد و همراهی دوست و بچه محلش، علی پروین، به لیگ برتر بیاید که این اتفاق نیفتاد. استیل آذین اولین و تنها تولیدکننده تزئینات ساختمانی است و به قول خود هدایتی با وجودی که کارکنان آن دو شیفت کار میکنند، باز هم مشتریان برای دریافت کالا باید یک ماه در نوبت باشند! استیل آذین یکی از 40 شرکتی است که سال گذشته به خاطر حضور مثبت در ورزش، از سازمان تربیت بدنی لوح تقدیر گرفت. یکی از بچه محلهای حسین هدایتی میگوید او دهها کارخانه بزرگ در آسیا و خاورمیانه دارد، در یکی از حسابهایش در ایران بیش از 100 میلیارد پول دارد و بیش از 500 میلیارد هم در بانک دبی پس انداز کرده که البته راست و دروغش پای خودش. عابر بانک پرسپولیسیها (لقب هدایتی) حاضر است 20 میلیارد تومان برای تصاحب این تیم و پر طرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغوا کننده حسین هدایتی توجه کند.

غول نوکیا
روزنامه اعتماد ملی از او با عنوان پدرخوانده نوکیا در ایران یاد کرده بود، در تابستان داغ سال 88 و همزمان با حاشیههای انتخابات، گزارشی در روزنامه اعتماد ملی از وارد کننده نوکیا در ایران منتشر شد، گزارشی که خیلی زود در سطح اینترنت پخش شد و سر و صدا به پا کرد، بسیاری از وارد کننده نوکیا در ایران با عنوان «الف. الف» یاد میکنند. همان الف الفی که در روزنامه کیهان هم چند باری به وی حمله شده بود. اما او کیست؟ احمد ابریشم چی، متولد سال ۱۳۱۷ قم از کسانی است که در واردات تلفن همراه و وسایل جانبی و دستگاههای مخابراتی یکی از چهرههای شاخص در ایران به شمار میرود. همه نام او را در کنار ایراتل، نوکیا میشناسند. آقای نوکیا فقط در زمینه واردات و تجارت فعالیت نمیکند، ابریشمچی در امور خیریه هم فعالیتهایی داشته است. از آن جمله میتوان به پذیرایی از مهمانان در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و مشهد، اشاره کرد. همان چیزی که یکبار مورد نقد و حمله شدید روزنامه کیهان نسبت به او شد. موضوع این بود که کیهان معتقد بود میهمانان خاصی به ویلاهای او سر میزنند، از جمله برخی مقامات. در هفته اول اسفندماه سال ۸۵، و در جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن برخی از افراد در فرار شهرام جزایری میپردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد حمایت میشدند. در این یادداشت نامی از این افراد برده نمیشود و تنها به اشارتی از محلها و مکانها اکتفا میشود. ماجرای جزایری و حامیان او مسکوت میماند تا فروردین سال گذشته. در ۲۲ فروردین سال ۸۸ حسین شریعتمداری در شماره ۱۹۳۳۲ در ستون «یادداشت روز» سرمقالهای به امضای خود تحت عنوان «آنجا چه خبر است؟» نگاشت که تامل برانگیز بود و به موارد مورد ابهام در پرونده جزایری اشاره داشت. نامبرده در بندهفتم این یادداشت نوشته: کاش برخی از مسئولان محترم دستگاه قضایی به جای آنکه گذران اوقات فراغت خود – که متاسفانه خیلی هم زیاد هست! – به نقاط خوش آب و هوای کشور رفته و در خانههای اشرافی کلان سرمایهداران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود – بخوانید وقت متعلق به ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از مدیران این دستگاه میکردند ـ البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم. مثلا چرا تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای «الف» – در منطقه خوش آب و هوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایهدار لم دادهاند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این «لم دادن»ها را از کیسه ملت هزینه کنند؟!موضوع وقتی پیچیده میشود که بدانید الف. الف دایی پ. ف نویسنده کتاب شوالیههای ناتوی فرهنگی و از نویسندگان تند روزنامه کیهان نیز هست، خود پیام فضلی نژاد در یکی از صفحات شخصیاش در فیس بوک عکسی را از حضورش در ویلایی «دایی» منتشر کرد که در اینترنت به سرعت منتشر شد.

ماجرا از این قرار بود که یک نفر ویلای دایی پیام فضلی را شناخت، آن ویلا، ویلای احمدابریشمچی بود. با توجه به اینکه این مدیر در یکی از شهرهای شمالی کشور، املاک زیادی دارد، برخی از منابع معتقد بودند احتمالا منظور شریعتمداری از «الف. الف» همان مدیر شرکت ایراتل است. آیا این گمانه درست است؟ احمد ابریشمچی بنیانگذار یک صندوق قرض الحسنه نیز به حساب میآید. البته همه اینها یک طرف، وجهه ابریشمچی در واردات تلفن همراه به کشور طرف دیگر. شاید تمام این موقعیت از همان وجهه ابریشمچی به عنوان تاجری موفق در واردات تلفن همراه برآمده باشد.