بازاریابی به سبک ارتش امریکا

نياز ارتش‌ آمريكا به‌ نيروهاي‌ جديد در سال‌هاي‌ پيش‌ رو، دولت‌ اين‌ كشور را بر آن‌ داشته‌ تا از هم‌ اكنون‌ با دامن‌ زدن‌ به‌ نوعي‌ بازاريابي‌ جديد يعني‌ استفاده‌ از بازي‌هاي‌ رايانه‌اي‌، كودكان‌ آمريكايي‌ را مهياي‌ ورود به‌ اين‌ عرصه‌ نمايند. در قبال‌ انتقادها و مخالفت‌هاي‌ جدّي‌اي‌ كه‌ اخيراً عليه‌ اين‌ حركت‌ جديد ارتش‌ صورت‌ پذيرفته‌است‌، حاميان‌ چنين‌ جرياني‌ در ارتش‌ با ردّ اين‌ گونه‌ انتقادها و اعتراض‌ها، چنين‌ بازي‌هايي‌ را تصويرگر ارزش‌هاي‌ آمريكايي‌ و تنها معرفي‌ كننده‌ يكي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ آينده‌ كودكان‌ اين‌ كشور برمي‌شمارند.

سرهنگ‌ كاسي‌ وارديسكي‌ كه‌ ناظر توليد اين‌ بازي‌ است‌، پرده‌ از حقيقتي‌ تلخ‌ برمي‌دارد و دربارة‌ اين‌ بازي‌ مي‌گويد: «تنها 41 درصد اين‌ بازي‌، تصويري‌ ساختگي‌ ارتش‌ آمريكا، جنگ‌ را براي‌ كودكان‌ به‌ نحوي‌ جذاب‌ و مهيّج‌ به‌ تصوير كشيده‌ است‌. اساساً اگر ارتش‌ نيازمند نيرو است‌، حق‌ ندارد كه‌ از حساسيت‌هاي‌ كودكانمان‌ سوءاستفاده‌ كند و با اتكاي‌ به‌ خشونت‌، رفتاري‌ فريب‌كارانه‌ در قبال‌ آن‌ها اتخاذ كند
   

 
چكيده‌:
 
نياز ارتش‌ آمريكا به‌ نيروهاي‌ جديد در سال‌هاي‌ پيش‌ رو، دولت‌ اين‌ كشور را بر آن‌ داشته‌ تا از هم‌ اكنون‌ با دامن‌ زدن‌ به‌ نوعي‌ بازاريابي‌ جديد يعني‌ استفاده‌ از بازي‌هاي‌ رايانه‌اي‌، كودكان‌ آمريكايي‌ را مهياي‌ ورود به‌ اين‌ عرصه‌ نمايند. در قبال‌ انتقادها و مخالفت‌هاي‌ جدّي‌اي‌ كه‌ اخيراً عليه‌ اين‌ حركت‌ جديد ارتش‌ صورت‌ پذيرفته‌است‌، حاميان‌ چنين‌ جرياني‌ در ارتش‌ با ردّ اين‌ گونه‌ انتقادها و اعتراض‌ها، چنين‌ بازي‌هايي‌ را تصويرگر ارزش‌هاي‌ آمريكايي‌ و تنها معرفي‌ كننده‌ يكي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ آينده‌ كودكان‌ اين‌ كشور برمي‌شمارند.

 
كودكانمان‌ مي‌توانند بازي‌ ويدئويي‌ «ارتش‌ آمريكا» را به‌ رايگان‌ از اينترنت‌ به‌ كامپيوترهاي‌ خود منتقل‌ كنند. بله‌، اين‌ بازي‌ براي‌ آن‌ها كاملاً رايگان‌ است‌ و البته‌ بگذريم‌ از اين‌ كه‌، هزينه‌ آن‌ را پيشتر با پرداخت‌ ماليات‌هايمان‌ به‌ دولت‌ داده‌ايم‌. در اين‌ بازي‌، كودكان‌ با سلاح‌هاي‌ غيرواقعي‌شان‌ كه‌ ظاهر و كاركردي‌ واقعي‌ در بازي‌ دارند، دشمنان‌ خود را از پاي‌ درمي‌آورند. در اين‌ بازي‌ است‌ كه‌ كودكان‌ در نقش‌ سربازان‌ آمريكايي‌ به‌ كمين‌ تروريست‌ها مي‌نشينند و هنگامي‌ كه‌ محاصره‌ مي‌شوند، صداي‌ واقعي‌ شليك‌ تيرهاي‌ مهاجمان‌ را با تمام‌ وجود حس‌ مي‌كنند. اما تنها چيزي‌ كه‌ مي‌تواند چنين‌ تصاويري‌ را به‌ واقعيت‌ مبدّل‌ سازد،  نياز ارتش‌ آمريكا به‌ نيروهاي‌ جديد در سال‌هاي‌ پيش‌ رو، دولت‌ اين‌ كشور را بر آن‌ داشته‌ تا از هم‌ اكنون‌ با دامن‌ زدن‌ به‌ نوعي‌ بازاريابي‌ جديد يعني‌ استفاده‌ از بازي‌هاي‌ رايانه‌اي‌، كودكان‌ آمريكايي‌ را مهياي‌ ورود به‌ اين‌ عرصه‌ نمايند

 
واقعي‌ و با سلاح‌هايي‌ حقيقي‌ است‌ و اين‌ همان‌ خواسته‌اي‌ است‌ كه‌ ارتش‌ آمريكا از كودكانمان‌ دارد.

 
اين‌ بازي‌ كه‌ امروزه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از مشهورترين‌، محبوب‌ترين‌ و البته‌ مؤثرترين‌ ابزار جذب‌ كودكانمان‌ شناخته‌ مي‌شود، به‌ رايگان‌ در دسترس‌ جمعيت‌ 13 تا 21 سال‌ آمريكا قرار دارد كه‌ البته‌ يكي‌ از جذاب‌ترين‌ شيوه‌هاي‌ بازاريابي‌ را براي‌ تبليغ‌ خود برگزيده‌ است‌. بر خلاف‌ آگهي‌هاي‌ 30 ثانيه‌اي‌ تلويزيوني‌، تبليغ‌ اين‌ نوع‌ محصول‌ به‌ شيوه‌اي‌ متفاوت‌ مي‌باشد و مخاطب‌ خود را مدت‌ زمان‌ بس‌ طولاني‌تري‌، درگير اين‌ محصول‌ مي‌كند.

 
در طي‌ دو سالي‌ كه‌ از عرضه‌ نخستين‌ نمونه‌ اين‌ بازي‌ مي‌گذرد، تا كنون‌ 16 ميليون‌ انتقال‌ رايگان‌ آن‌ و نسخه‌هاي‌ جديدترش‌ را به‌ كامپيوترهاي‌ شخصي‌ شاهد بوده‌ايم‌. اين‌ بازي‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ جايي‌ ويژه‌ در نشريات‌ صنعت‌ اسباب‌بازي‌ و مجلات‌ سرگرمي‌ و تفريحي‌ يافته‌، از جايگاهي‌ ويژه‌ در نمايشگاه‌ها نيز برخوردار است‌. از آغاز عرضه‌ اين‌ بازي‌، شاهد انجام‌ موفقيت‌آميز 600 ميليون‌ مأموريت‌ تخيلي‌ در 60 ميليون‌ ساعت‌ توسط‌ كودكانمان‌ بوده‌ايم‌. از سوي‌ ديگر، اين‌ بازي‌ كه‌ بالغ‌ بر چهار ميليون‌ بازيگر ثبت‌ نام‌ شده‌ اينترنتي‌ دارد، به‌ پرطرفدارترين‌ بازي‌ خشونت‌آميز حال‌ حاضر نيز مبدّل‌ شده‌ است‌.

 اما مشكل‌ چنين‌ پديده‌اي‌ چيست‌؟ ظاهراً ارتش‌ ما در سال‌هاي‌ آينده‌، نيازمند نيروهايي‌ به‌ مراتب‌ بيشتر از امروز است‌. برنامه‌ امسال‌ ارتش‌ آمريكا، جذب‌ هفتاد و هفت‌ هزار نيروي‌ جديد بود كه‌ بر اساس‌ سخنان‌ سخن‌گوي‌ ارتش‌، اين‌ رقم‌ در سال‌ 2005 بايستي‌ به‌ هشتاد هزار نفر می رسید. در چنين‌ روندي‌ است‌ كه‌ بازي‌هايي‌ از اين‌ دست‌، به‌ ابزاري‌ جديد در جهت‌ بازاريابي‌ و تبليغات‌ مبدل‌ شده‌اند و توسل‌ به‌ آن‌ها پيشتر توسط‌ شركت‌هايي‌ چون‌ مك‌ دونالد، پپسي‌، نيكي‌ و... تجربه‌ شده‌ است‌. امروزه‌، بازي‌هاي‌ ويدئويي‌ و كامپيوتري‌ به‌ ابزاري‌ جهت‌ القاي‌ نظرات‌ و ايده‌هاي‌ صاحبان‌ آن‌ها به‌ جامعه‌ و به‌ ويژه‌ به‌ كودكان‌ كه‌ دوران‌ شكل‌پذيري‌ خود را مي‌گذرانند، تبديل‌ شده‌ است‌. از سوي‌ ديگر، در دنياي‌ كنوني‌، چنين‌ بازي‌هايي‌ به‌ يكي‌ يكي‌ از بازيهاي‌ كامپيوتري‌ ارائه‌ شده‌ از سوي‌ ارتش‌ آمريكا بر آن‌ است‌ تا احساس‌ كشتن‌ ديگران‌ و يا قطعه‌قطعه‌ شدن‌ عضو بدن‌ يك‌ انسان‌ را در ذهن‌ آدمي‌ به‌ مسأله‌اي‌ عادي‌ مبدل‌ سازد؛ فارغ‌ از اين‌ كه‌ كودكان‌ ما با تكرار چنين‌ بازي‌اي‌ فراموش‌ مي‌كنند كه‌ ديگر در صحنه‌ جنگ‌ نمي‌توانند با فشار دادن‌ دكمه‌اي‌ بر روي‌ صفحه‌ كليد، دوباره‌ جان‌ تازه‌اي‌ بگيرند و به‌ مبارزه‌ خود ادامه‌ دهند!

 
از مهم‌ترين‌ ابزار براي‌ ورود به‌ دنياي‌ مشتريان‌ و مصرف‌كنندگان‌ مبدّل‌ شده‌اند

 
ارتش‌ آمريكا هم‌ خوب‌ مي‌داند كه‌ بايد از چنين‌ ابزاري‌ به‌ نحو احسن‌ استفاده‌ كند و در اينجاست‌ كه‌ نگاه‌ دقيق‌تر به‌ موضوع‌، نگراني‌ هر ناظري‌ را به‌ خود معطوف‌ مي‌سازد. زماني‌ كه‌ تحقيقات‌ صراحتاً از رابطه‌ بين‌ بازي‌هاي‌ خشونت‌آميز تصويري‌ با افزايش‌ خشونت‌ در جامعه‌ صحبت‌ به‌ ميان‌ مي‌آورند، آيا قابل‌ قبول‌ است‌ كه‌ دولت‌ خود در توليد چنين‌ بازي‌هايي‌ نقش‌ اصلي‌ را ايفا كند؟ آيا منطقي‌ است‌، زماني‌ كه‌ مردان‌، زنان‌ و كودكان‌ واقعي‌ در جنگ‌ عراق‌ جان‌ خود را از دست‌ مي‌دهند، اين‌ واقعيات‌ ملموس‌ را در قالب‌ تصاويري‌ بر صفحه‌ نمايش‌، براي‌ كودكانمان‌ عادي‌ و معمول‌ جلوه‌ دهيم‌؟ اساساً، جايگاه‌ اخلاقيات‌ در استفاده‌ از اين‌ گونه‌ بازي‌ها در تغذيه‌ فكري‌ كودكان‌ سيزده‌ چهارده‌ ساله‌مان‌ كجاست‌؟ بياييم‌ خود را به‌ درستي‌ با چنين‌ مسائلي‌ مواجه‌ سازيم‌. ارتش‌ آمريكا بنا ندارد كه‌ با توليد و عرضه‌ چنين‌ بازي‌هايي‌ به‌ كودكانمان‌ مثلاً همبرگر بفروشد، بلكه‌ بر آن‌ است‌ تا به‌ نحوي‌ به‌ كودكان‌ بقبولاند كه‌ جذب‌ ارتش‌ شدن‌ كاري‌ بس‌ ساده‌ است‌.

 
ديان‌ لوين‌ استاد دانشگاه‌ ويلاك‌ در بوستون‌، در اين‌ باره‌ مي‌گويد: «ارتش‌ آمريكا به‌ مثابه‌ تلنگري‌ براي‌ آرزوها و اميال‌ كودكان‌ بي‌شماري‌ مي‌ماند كه‌ در حال‌ سپري‌ نمودن‌ دوران‌ كودكي‌ خود هستند. در صورتي‌ كه‌ از خانواده‌هاي‌ خود جدا شوند و به‌ ارتش‌ بپيوندند، اعتبار و اهميت‌ مي‌يابند، چرا كه‌ در نظرشان‌، جامعه‌ به‌ آن‌ها به‌ مثابه‌ افرادي‌ جذاب‌ و نيرومند مي‌نگرد. در واقع‌، اين‌ بازي‌ در پي‌ خلق‌ تصويري‌ با هدف‌ ناديده‌ گرفتن‌ تفكر و ورود به‌ دنياي‌ تخيل‌ است‌.» اين‌ بازي‌ را مي‌توان‌ بازي‌اي‌ دانست‌ كه‌ بر آن‌ است‌ تا احساس‌ كشتن‌ ديگران‌ و يا قطعه‌قطعه‌ شدن‌ عضو بدن‌ يك‌ انسان‌ را در ذهن‌ آدمي‌ به‌ مسأله‌اي‌ عادي‌ مبدل‌ سازد؛ فارغ‌ از اين‌ كه‌ كودكان‌ ما با تكرار چنين‌ بازي‌اي‌ فراموش‌ مي‌كنند كه‌ ديگر در صحنه‌ جنگ‌ نمي‌توانند با فشار دادن‌ دكمه‌اي‌ بر روي‌ صفحه‌ كليد، دوباره‌ جان‌ تازه‌اي‌ بگيرند و به‌ مبارزه‌ خود ادامه‌ دهند!

 
سرهنگ‌ كاسي‌ وارديسكي‌ كه‌ ناظر توليد اين‌ بازي‌ است‌، پرده‌ از حقيقتي‌ تلخ‌ برمي‌دارد و دربارة‌ اين‌ بازي‌ مي‌گويد: «تنها 41 درصد اين‌ بازي‌، تصويري‌ ساختگي‌ ارتش‌ آمريكا، جنگ‌ را براي‌ كودكان‌ به‌ نحوي‌ جذاب‌ و مهيّج‌ به‌ تصوير كشيده‌ است‌. اساساً اگر ارتش‌ نيازمند نيرو است‌، حق‌ ندارد كه‌ از حساسيت‌هاي‌ كودكانمان‌ سوءاستفاده‌ كند و با اتكاي‌ به‌ خشونت‌، رفتاري‌ فريب‌كارانه‌ در قبال‌ آن‌ها اتخاذ كند.

 
از صحنه‌ جنگ‌ است‌ و بقيه‌ آن‌ به‌ آموزش‌ مسائلي‌ همچون‌ فرود با چتر نجات‌، آموزش‌هاي‌ اوليه‌ پزشكي‌، استفاده‌ از اسلحه‌هاي‌ مختلف‌ و تشكيل‌ و سازمان‌دهي‌ گروه‌هاي‌ مختلف‌ نظامي‌ است‌.» وي‌ درباره‌ ديگر ويژگي‌هاي‌ اين‌ بازي‌ مي‌گويد: «اين‌ بازي‌ تصويرگر ارزش‌هايي‌ از ارتش‌ آمريكا است‌؛ ارزش‌هايي‌ چون‌ احترام‌، نظم‌ و رفاقت‌

 
سوزان‌ لين‌ روان‌شناس‌ و نويسنده‌ كتاب‌ «مصرف‌ كودكان‌»، درباره‌ اين‌ گونه‌ تبليغات‌ و بازاريابي‌ها مي‌نويسد: «بايد در بازاريابي‌ كودكانمان‌ به‌ ضوابط‌ و اصولي‌ متفاوت‌ روي‌ آوريم‌؛ چرا كه‌ بخش‌ پيشين‌ غشاي‌ مغز يعني‌ محلي‌ كه‌ فرد با توسل‌ به‌ آن‌ دست‌ به‌ تصميم‌گيري‌ منطقي‌ مي‌زند، تا اواخر دوره‌ نوجواني‌ و حدود بيست‌ سالگي‌ كاملاً شكل‌ نگرفته‌ است‌ و از همين‌ روست‌ كه‌ در چنين‌ دوره‌اي‌، كودكان‌ سخت‌ متأثر از احساساتشان‌ هستند
 
وي‌ كه‌ طي‌ تأليف‌ كتابش‌ به‌ تحقيق‌ و بررسي‌ درباره‌ اين‌ بازي‌ پرداخته‌است‌، در اين‌ باره‌ مي‌گويد: «ارتش‌ آمريكا، جنگ‌ را براي‌ كودكان‌ به‌ نحوي‌ جذاب‌ و مهيّج‌ به‌ تصوير كشيده‌ است‌. اساساً اگر ارتش‌ نيازمند نيرو است‌، حق‌ ندارد كه‌ از حساسيت‌هاي‌ كودكانمان‌ سوءاستفاده‌ كند و با اتكاي‌ به‌ خشونت‌، رفتاري‌ فريب‌كارانه‌ در قبال‌ آن‌ها اتخاذ كند

 
اما سرهنگ‌ وارديسكي‌ در واكنش‌ به‌ اين‌ انتقادها مي‌گويد: «كودكان‌ ما كه‌ احمق‌ نيستند. آن‌ها خوب‌ مي‌دانند كه‌ ارتش‌، محل‌ بازي‌ نيست‌ و چنين‌ بازي‌اي‌ تنها اين‌ امكان‌ را براي‌ آن‌ها فراهم‌ مي‌آورد تا اطلاعات‌ بيشتري‌ درباره‌ يكي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ خود كسب‌ كنند

جون‌ ريان‌ 
 
منبع‌:  www.commondreams.org
 
نشریه سیاحت غرب شماره 18

دی ان ای DNA نام تجاری

امروزه میتوان نام های تجاری را به موجودات زنده تشبیه کرد، از آن جهت که در سلولهای تشکیل دهنده خود بخشی به نام DNAدارند ،که حاوی همه و یژگی های خاص همان موجود زنده و مسئول انتقال اطلاعات حیاتی از نسلی به نسل دیگر می با شد. نام های تجاری هما نند موجودات زنده صفات و ویژگیهایی دارندکه مختص خود آنها ست و با آن نام عجین شده اند و در واقع شخصیت و هویت آن نام را تشکیل می دهند.بر این اساس اصطلاحاتی نظیر DNAکه تا چندی پیش صرفا”مختص موجودات زنده بود به ادبیات بازاریابی و نام های تجاری راه یافته است. در بازارهای فوق رقابتی و اشباع شده کنونی، اهمیت و نقش نام های تجاری در افزایش سهم بازار و موفقیت محصول دیگر همچون گذشته پررنگ و قابل اتکا نمی باشد.
شرکتها، کشورها، مناطق، شهرها و سازمانهایی در جذب صاحبان سرمایه داخلی و خارجی و انتقال ارزش به آنها موفق و پیشرو می باشند که بیش از سایرین پایبند به اصول اساسی
DNA نام تجاری باشند.
یک نام تجاری زاییده ارزش های ملموس و ناملموس یک محصول، خدمت یا مکان می باشد. تمامی محصولات، خدمات، شهرها، مناطق و کشورها به خودی خود، همانند سایر اعضای طبقه خود می باشند. در یک آزمون چشایی با چشم های بسته، یک مصرف کننده تشنه نمی تواند تمایزی بین پپسی و کوک قائل شود همان گونه که از دیدگاه یک گردشگر بالقوه هیچ تفاوتی بین سواحل مالدیو و مالورکا وجود ندارد. بنابراین محصولاتی که تنها به جنبه تأمین نیاز توجه دارند در میان سایر محصولات هم گروه خود نادیده گرفته می شوند. این در حالی است که هرگونه مزیت واقعی می تواند مصرف کنندگان را به سوی خود جلب کند زیرا که نام های تجاری در واقع ارزش هایی می باشند که با مصرف کنندگان و گروههای هدف ارتباط آگاهانه برقرار می سازند.
DNA یک نام تجاری حاصل تمایز، شهرت و نوآوری آن در مقایسه با سایر رقبا می باشد. بعنوان مثال، کشورهایی مثل نیجریه برای جذب سرمایه گذاران بالقوه ای که به آفریقایی جنوبی روی آورده اند، باید خصوصیات ممتاز و بی نظیر کشور خود را کشف کرده و بواسطه آنها با سرمایه گذاران مذکور ارتباط برقرار نمایند. نام های تجاری همچون BMW باید از طریق نمایش مزیت های فوق العاده حاصل از در اختیار داشتن یک بی ام دابلیو لوکس نسبت به یک تویوتای لکسوس با مصرف کنندگان ارتباط برقرار نمایند شرکتهای مخابراتی همچون Vodafone T-Mobil GLO, MTN, باید بدنبال راه هایی برای رمزگشایی DNA نام تجاری خود برای مشتریان باشند، به طوری که واقعاً با آنها پیوند برقرار سازند و صرفا” یک مؤسسه خدماتی تلفن همراه به حساب نیایند.
در این جا می توان اشاره ای به دنیای فوتبال داشت، دلیل تفاوت فوتبال برزیل از فوتبال سایر کشورها همچون انگلیس و آلمان چیست ؟ این به خاطر روح آزاد فوتبال برزیل است که برخاسته از فاکتورهای موجود در رقص محلی این کشور و تفریح و لذت نهفته در آن می باشد و این همان ویژگی متمایزی است که هواداران فوتبال برزیل را در سراسر جهان بهم پیوند می دهد. همگی آنها هر زمان در هر نقطه ای از دنیا با تماشای فوتبال برزیل سرگرم می شوند و لذت می برند، از سوی دیگر فوتبالیست های برزیلی نیز تمامی تلاش خود را جهت ارائه بازی مورد انتظار آنها بکار می گیرند. مثال دیگر در این زمینه، ایتالیاست، ویژگی بارز فوتبال این کشور ریشه در شیوه دفاعی و پوشش بالا و چند لایه در مقابل دروازه دارد.
پوستر معروفی که در خلال جام
۱۹۹۶ اروپا با این جمله « دروازه بانی در ایتالیا، ایمن ترین شغل در سراسر جهان است» منتشر شد گواه محکمی بر شیوه متمایز ایتالیا در فوتبال دفاعی است.
یک نام تجاری باید در نوع خود بی نظیر باشد و ویژگی های ممتازش آن را از سایر رقبا متمایز سازد به نحوی که به راحتی توسط مصرف کنندگان شناسایی شود. بنابراین بازاریابان باید به دنبال کشف یا خلق ویژگی های منحصر به فرد نام تجاری و استفاده از آن ها در برقراری ارتباط با مصرف کنندگان باشند. علاوه بر این باید به تمامی ادعاهای مذکور به طور کامل جامه عمل بپوشانند و همانند فوتبالیست های برزیلی بر طبق ویژگیهای ممتاز عمل نمایند.
از جمله نمونه های موفق در این زمینه مهندسی بی نظیر خودروی مرسدس، راحتی کفش های ورزشی نایک، جایگاه اجتماعی و پرستیژ تحصیلات اکسفورد، هاروارد و … می باشند. این محصولات و مؤسسات دارای ارزش های متمایز و منحصر به فرد نام تجاری می باشند که بواسطه آنها طی سالیان متمادی، با افراد بسیاری ارتباط برقرار نموده اند و شانس جاودانگی نام تجاری شان را در بخش های مربوطه تقویت کرده اند.
از سوی دیگر، نام های تجاری باید به سرعت خود را با تغییرات شرایط بازار، منطبق سازند. آنها باید همواره به دنبال کشف تغییرات پی در پی سلیقه مصرف کنندگان باشند. آن دسته از نام های تجاری که به اخطار « یا خلاقیت به خرج بده یا از گردونه خارج شو» بی اعتنایی میکنند، خطر بزرگی را به جان می خرند.
تنوع سلیقه مصرف کنندگان در مورد محصولات و خدمات جدید، همانند تمایل سرمایه گذاران به مقاصد و فرصت های جدید سرمایه گذاری به سرعت در حال رشد می باشد بنابراین نام های تجاری باید دوباره خود را کشف نموده ، قادر باشند به مشتریان خود نوآوری بی نظیری عرضه کنندکه با نیازهای آنها منطق باشد. در مورد مناطق و کشورها، سرمایه گذاران بالقوه به دنبال دستیابی به اطلاعاتی در مورد سیاست های دولت جدید درباره کاهش کاغذ بازی، توسعه فرصت ها و افزایش ظرفیت ها می باشند.طبعا” چنین اطلاعاتی باید در اختیار آنها قرار گیرد.
Apple از سال ۲۰۰۱ که اولین نسل ipod را روانه بازار ساخت تاکنون چندین نسل مختلف از این دست را عرضه نموده است که هر یک از آنها حاوی امکانات جدید تری برای مشتریان می باشند و بازار رقابت را داغ تر نموده اند.
Sony در مورد نام های تجاری واکمن و دیسکمن مرتکب اشتباه بزرگی شد و مدت ها هیچ نوآوری را به مشتریان ارائه نکرد تا زمانی که Apple با ipod وارد بازار شد در واقع فرصت بزرگی را در اختیار Apple قرار داد. هم اکنون Sony در پی جبران برآمده و واکمن را در گوشی های موبایل خود عرضه می کنداما قبلاً فاجعه رخ داده و Apple بخش بهتری از بازار را برای دستگاه های موسیقی قابل حمل در اختیار گرفته است.
علاوه بر ویژگی های ممتاز یک نام تجاری در زمینه عملکرد برتر و کیفیت بالاتر آن، شهرت یک نام تجاری حاصل توسعه و تکامل تدریجی آن در خلال فرآیند تحقیق و توسعه می باشد. یک نام تجاری ناگزیر است خود را در زمینه ای که فعالیت می کند، شاخص و چشمگیر نماید. بنابراین، ویژگی های مشخصه یک نام تجاری شامل تمامی جنبه های ملموس و غیر ملموس می شود که به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه با مصرف کنندگان و ذی نفعان ارتباط برقرار می سازند.
اگر مشتریان و ذی نفعان شواهد متضادی را درباره ویژگی های مطرح شده، دریافت نمایند، حتی نام های تجاری موفقی که بواسطه تمایزات و نوآوری ها بوجود آمده اند، نیز در معرض خطر قرار می گیرند توجه به اصل « مردم» در بازاریابی رمز موفقیت در افزایش خصوصیات مثبت یک نام تجاری می باشد.
به هر میزان که یک نام تجاری خلاق و پیشتاز باشد اما خدمات ضعیف به مشتریان ارائه دهد شکست خواهد خورد. زمانی که زنجیره ارسال خدمات کند یا ضعیف است و شکایات مشتریان مورد بی توجهی قرار می گیرد، رقبا پیروز میدان خواهند بود.
افزون بر موارد فوق، هویت یک نام تجاری باید روشن و به راحتی قابل تشخیص باشد و این امر از طریق به کارگیری صحیح ترکیبی از عناصر بازاریابی همچون مشارکت در ارتباطات ، تبلیغات، روابط عمومی، مشارکت در امور اجتماعی، وقایع، پایبندی به تعهدات نانوشته، طراحی، بسته بندی، برچسب، آرم ها و … محقق میگردد.
علامت تیک در نایک و ستاره در مرسدس، از جمله نخستین مثال هایی می باشند که قدرت آرم ها را به نمایش می گذارند، علایمی که امروزه شاخص متمایز کننده نام های تجاری نایک و مرسدس به حساب می آیند.
رنگ، همچون لباس زرد و آبی مشهور تیم ملی برزیل یا نارنجی تیم ملی هلند، عامل دیگری در ایجاد تمایز است. این در حالی است که کشوری همچون انگلستان در نهایت شگفتی، نتوانسته است رنگی را به عنوان سمبل کشور خود معرفی کرده و ملکه اذهان نماید، با وجود ترکیب قرمز و سفید لباس تیم ملی این کشور و پیشینه درخشان و قدرتمند آن ها در فوتبال ، همچنین ساخت نام های تجاری ، این رنگ ها سمبل انگلستان به شمار نمی آیند.مثال دیگر نیجریه است این کشور در حال تلاش برای برجسته نمودن لباس سبز تیم ملی خود می باشد، اگر چه دیر است و به دلیل کاهش تدریجی بخت خود در فوتبال، نتوانسته است تعهدات پیشین خود و همچنین توقعات هواداران رو به رشد خود در سراسر جهان را تأمین نماید.
کلیه نام های تجاری می بایست توانایی معرفی خاستگاه، تاریخ و فرهنگ
DNA خود را داشته باشند و دانش و آگاهی نسبت به آن را افزایش دهند.
برقراری یک ارتباط موفق با تمامی ویژگیهای ممتاز و برجسته یک نام تجاری، منجر به طولانی تر شدن عمر یا حتی جاودانه شدن آن می گردد

سیامک میراحمدی
سمیه صفری
بانک مقالات فارسی

‎20 روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان

 
‎20 روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان
 به قول قدیمی ها اگر قرار است 2 قورباغه را بخورید اول آنکه زشت تر است را بخورید. یعنی اول کار سخت تر را انجام دهید. در اینجا مراحل خوردن این قورباغه زشت! را برای شما به صورتبسیار خلاصه می آوریم: 1- سفره را بچینید هدف را مشخص کنید. برای این کار می توانید افکار خود را روی کاغذ بیاورید و برای انجام آنها زمان تعیین کنید و از مهمترین کار شروع کنید. 2- برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید بدین ترتیب نا خود آگاه ذهن شما تمام مدت روی این لیست کار می کند حتی زمانی که در خواب هستید. 3- قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید همیشه 20 در صد از کارهای ما بسیار مهم هستند و 80 در صد کم اهمیت. افراد موفق کسانی هستند که ابتدا این 20 درصد را که ظاهرا سخت تر هست را انجام می دهند. یعنی خود را مجبور می کنند قورباغه را هر چه که هست قورت دهند. 4- پیامد کارها را در نظر داشته باشید دید بلند مدت نسبت به کارهای خود داشته باشید. تفکر دراز مدت تصمیم گیری های کوتاه مدت را بهبود می بخشد. فکر مدامبه نتیجه کارها یکی از بهترین راههایی هست که به وسیله آن می توانید اولویت های حقیقی خود را در زندگی تعیین کنید. 5- روشABC… را مدام به کار بگیرید کارهای خود را اولویت بندی کنید 6- روی اهداف اصلی تمرکز کنید در این راه با دیگران مشورت کنید 7- به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید هرگز برای انجام تمام کارهای ضروری وقت کافی وجود ندارد. پس قورباغه هایی را بخورید که مهمترین نقش را در پیشبرد اهداف شما دارند. 8- پیش از شروع مقدمات کار را کاملا فراهم کنید وسایل اضافی را از اطرافتان جمع کنید فقط آنچه نیازدارید دم دستتان بگذارید. تمیز و مرتب بودن احساس مثبت بودن و خلاقیت و اعتماد به نفس را به شما می دهد. 9- همیشه یک شاگرد باقی بمانید یادگیری مدام شرط لازم موفقییت در هر زمینه ای است. همیشه در حال آموختن باشید. استعدادهای منحصربه فرد خود را تقویت کنید. مدام این سوال را از خود بپرسید: در چه کاری واقعا ازدیگران بهتر هستم؟ از چه کارهایی بیشتر لذت می برم؟ تا کنون مهمتریت عامل موفقیت من چه بوده؟ سپس در زمینه های فوق فعالیت بیشتری انجام دهید. 10- محدودیت های اصلی خود را مشخص کنید موانع پیشرفت تان را مشخص کنید. روزتان را با هدف از میان برداشتن این عامل شروع کنید. 11- هر بار یک قدم جلو بروید یک متر یک متر سخت هست اما یک سانت یک سانت مثل آب خوردن هست. قدم به قدم پیش روید. 12- خودتان را تحت فشار بگذارید نیاز نداشته باشید تا کسی به کارهایتان نظارت داشته باشد. نزد خود اعتبار و احترام داشته باشید. باید خودتان قورباغه هایتان راانتخاب کنید و بخورید. 13- قدرت های فردی خود را به حداکثر برسانید مشخص کنید در چه ساعاتی از شبانه روز کارایی بیشتری دارید. مهمترین و دشوارترین کارهایتان را در همین ساعات انجام دهید. 14- خودتان را به فعالیت ترغیب کنید مرتب به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم. در پاسخ به احوال پرسی دیگران بگویید: عالی هستم. خوشبین باشید. 15- روش تنبلی سازنده را تمرین کنید گاهی لازم است خودتان را از شر قورباغه های کوچکتر خلاص کنید تا بتوانید روی خوردن قورباغه های زشت تمرکز کنید. کارهای کوچک و کم اهمیت را کنار بگذارید. انجام ندهید! 16- اول سخت ترین کار را انجام دهید به این ترتیب روزی خواهید داشت با کارایی و اعتماد به نفس بالا 17- کار را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید قورباغه را تکه تکه کنید و بعد بخورید. (روش بریدن کالباس) 18- وقت بیشتری ایجاد کنید زمانهای ثابت و مشخصی را برای انجام بعضی کارها اختصاص دهید. هر دقیقه را به حساب بیاورید. 19- سرعت انجام کار را افزایش دهید منتظر زمان مناسب تر نمانید. این جمله را دایم پیش خود تکرار کنید: همین الان کار را انجام بده. 20- هر بار یک کار مهم انجام دهید کار را متوقف نکنید. برگشت مجدد سر همان کار زمان شما را هدر می دهد. خودتان را موظف کنید تا بی وقفه روی یک کار مهم فعالیت کنید 
برداشتی از کتاب برایان تریسی ، قورباغه راقورت بده